هشدار اژهای در مورد بیانیه جبهه اصلاحات و شکاف بازشده در بالای حاکمیت
اظهارات اخیر غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قضائیه خامنهای، درباره بیانیه جبهه اصلاحات حکومتی، موج جدیدی از واکنشها را در فضای سیاسی و رسانهای حکومت ایران برانگیخته است. اژهای این بیانیه را همسو با «خواست دشمن» دانسته و با لحنی تند، امضاکنندگان را به «غفلت» و «امراض خاص» متهم کرده است. این هشدار صریح اژهای مبنی بر اقدام دادستان تهران علیه صادرکنندگان بیانیه، نشانگر بسیار چیزهاست.
غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قضائیه خامنهای، در نشست مسئولان عالی قضایی به بیانیه جبهه اصلاحات حکومتی واکنش نشان داد.
اژهای گفت: «عده قلیلی از یک جمع فعال مثلا سیاسی، بیانیهای در راستای خواست دشمن دادند. آقایانی که از روی غفلت و امراض خاص بیانیه دادند خودشان اعلام اشتباه کنند و از این کار زشت خود برگردند؛ طبیعی است که دادستان تهران هم به وظیفه قانونی خود عمل میکند.»
اژهای، بیانیه را همسو با «خواست دشمن» دانست. وی هشدار داد که دادستان تهران به وظیفه قانونی خود عمل خواهد کرد.
اژهای اضافه کرد که برخی خواستهاند در برخورد با امضاکنندگان شتاب نکنند. به گفته اژهای، فعالان سیاسی و رسانهای این اقدام را محکوم کردهاند.
اظهارات اژهای درباره بیانیه جبهه اصلاحات واکنشهای زیادی را برانگیخت. این واکنشها از نقد تا ابراز نگرانی نسبت به آینده احزاب و آزادی بیان بود. پس از سخنان اژهای، فعالان و تحلیلگران اصلاحطلبان حکومتی واکنشهای متفاوتی نشان دادند.
آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات، نوشت: «بیانیه جبهه اصلاحات، نه همصدایی با دشمن، که صدای مردم بیصداییست که نگران ایراناند. برخورد قضایی با «اظهار نظر، نقد و پیشنهاد راه حل»، نشاندهنده بحران در شنیدن است. اصلاحات فقط پلی برای عبور از بحرانها نیست، بلکه بخشی از راه حلها هست و باید باشد.»
واکنشهای جبهه اصلاحات به سخنان اژهای
مرتضی صارمی نوشت: «اگر حزب بلهقربانگو میخواهید، یک حزب مثل حزب رستاخیز درست کنید و بقیه را منحل نمایید. کار ویژه حزب اعلام موضع نسبت به تحولات جامعه است نه زندان و حصر!»
بیانیه جبهه اصلاحات حاوی پیشنهادهایی شامل بازنگری در سیاست خارجی و گفتوگو با آمریکا بود. این موضوع با مخالفت شدید اصولگرایان و جریان حاکم روبهرو شد.
یکی از نکات کلیدی این بیانیه، درخواست بازگشت نیروهای نظامی به پادگانها بود. آنها خواستار خروج نظامیان از حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ بودند.
اصلاحطلبان حکومتی همچنین اعلام داشتند اگر هر صدای متفاوتی «خواست دشمن» تلقی شود، چه خواهد شد؟ آنچه باقی میماند سکوت اجباری و رادیکالیسم پنهان است. این مسیر بزرگترین تهدید برای انسجام داخلی و آینده نظام است. این تهدید بسیار جدیتر از هر بیانیه اصلاحطلبانه خواهد بود. [بخوانید براندازی نظام]
اما دقت به بخش دیگری از اظهارات اژهای موضوع را آشکارتر میسازد؛ «ما یک وظیفه و مسئولیت بسیار مهم و خطیر داریم که عبارت است از مقابله با توطئههای دشمنان و خنثی کردن دسایس آنها»
حال آنکه طبق کدام قانون نوشته و نانوشته ملایان، وظیفه قضاییه خامنهای و دستگاه دادگستریاش چیزی جز مقابله با «توطئهها و دسایس» علیه نظام نیست! بماند!
اژهای حتی اصلاحگران نظام را هم که خواهان انتخابات آزاد و عدم مداخله شورای نگهبان شدهاند را تهدید میکند که یا از این خواسته ندامت کنند و برائت بجویند یا بیدادستان! تهران به وظیفه قانونیاش عمل خواهد کرد.
از تهدید اژهای و بیانیه جبهه اصلاحات نظام درمیگذریم. نگاهی به صحنه سیاسی نظام در چند ماه اخیر میاندازیم. پساجنگ ۱۲روزه، خامنهای و کل حاکمیت، تمامی تلاش خود را کردند تا تبلیغ کنند و به افکار عمومی، که هرگز باور نکرده و نمیکنند، بباورانند که در مواجهه با جنگ خارجی، وحدتی بین ملایان و مردم ایران به وجود آمده است.
از سرود ای ایران خامنهای تا تهدید بیانیه جبهه اصلاحات توسط اژهای، داستان چیست؟
خامنهای از سرود «ای ایران» بخوان دم میزد و رسانههای دو باند حاکمیت از وفاق ملت و حاکمیت میگفتند و میسرودند.
اما از همان زمان مشخص بود که این، بهرهبرداری از عکسالعمل طبیعی مردم به جنگ خارجی است.
گردوغبار جنگ که کمی خوابید، شکافها هویدا شد. جبهه اصلاحات نظام دو بیانیه داد. میرحسین موسوی بیانیه دیگری داد با مضمونی شبیه اصلاحاتیهای نظام که شاید و شاید و شاید، تنها بخشی از خواسته مردم ایران بود!
پرواضح بود که خامنهای به خوبی دریافت که چه شکاف عظیمی در بالای حاکمیت در حال باز شدن است. قانونمند، شکاف در بالای حاکمیت دیکتاتوری به قیام و اعتراضات در پایین، یعنی در سطح جامعه میانجامد، خاصه در جامعه که نه، بشکه باروت ایران!
خامنهای و باندش بلافاصله خیمهشببازیهای وحدت و وفاق و همآمدن شکاف ملتـحاکمیت را کنار گذاشته و سیاست همیشگی خود را پیش گرفتند.
خامنهای، حداقل در این مرحله، نمیتواند در تناقض با مواضع ۲ ماهه اخیر خود، وارد گود شود و اصلاحطلبان را مورد هجمه قرار دهد.
از این رو این مهم خامنهای به اژهای واگذار گردید. نکته قابل توجه این است، نظامی که حتی حاضر نیست بیانیه اصلاحطلبان حکومتی را که تا بن استخوان، التزام عملی و قلبی و قبلی! به ولایت فقیه دارند را بپذیرد، رابطهاش با خواست مردم که دقیقا خلاف خواسته حاکیمت است، چه میباشد؟
پاسخ آسان است و راه حل نیز همچون. همچنان که خواسته مردم ایران نیز واضح است و امکانش همچون!
یک جمله؛ در گرماگرم جنگ ۱۲ روزه در بسیاری از ویدئوهایی که شهروندان ایرانی از بمباران ضبط کرده بودند شعار «مرگ بر خامنهای» به وضوح گویا بود و اکنون گویای جواب معادله ایران.
[شقه در حاکمیت خامنهای، هشدارهای اژهای و نشانههای فروپاشی انسجام حکومت]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.