نقش گروهی از روشنفکران فعال سیاسی در تحقق انقلاب اسلامی   بخش سوم

هراندازه که بازار خمینی گرمتر شده و احتمال بازگشت او به کشور بیشتر می شد، « گروهی از تحصیل کرده ها» نیز قلم خویش را در راه بزرگداشت این پدیدۀ جدید سیاسی [خمینی] بکار می گرفتند. هر روز نشریات کشور نوشتارهای فراوانی از اینان منتشر می کردند. این مدعیان علم و ادب بدون شناخت کافی از خمینی، اوصاف و القاب عجیب و غریبی به وی آذین می بستند تا آنجا که کار به چاپلوسی و تملق کشیده بود. اینک – بدون بدون ذکر نام به برخی از اینگونه مطالب می پردازیم:

روز ۲۱ دی ماه، شاعر و طنز پرداز و قلم زن نشریاتی همچون توفیق و تهران مصور و اطلاعات، با نوشتن طنزی در روزنامۀ اطلاعات، بختیار و سخنان وی را به تحقیر و مسخره گرفت. وی نوشت:

« به گزارش رادیو ایران، آقای شاپور بختیار نخست وزیر محبوب ایران در مصاحبه با خبرنگار روزنامۀ تایمز مالی انگلستان، برای مبارزه با فساد دو ماه مهلت خواسته است. هنوز معلوم نیست که آقای نخست وزیر این دوماه را از شخص خبرنگار تقاضا کرده است یا منظورش سردبیر روزنامۀ تایمز مالی بوده است. به هر حال این اولین باری است که یک نخست وزیر ملی! به این صراحت از یک خبرنگار خارجی  مهلت خواسته است. گفته می شود اگر روزنامۀ تایمز مالی با دادن چنین مهلتی موافقت نکند، نخست وزیر ایران مجبور به استعفا خواهد بود. ناظران سیاسی می گویند که ژست اخیر نخست وزیر ایران نشانۀ دستپاچگی ایشان است و احتمال می رود که موقتآ سوراخ دعا را گم کرده باشند، زیرا که معمولآ اینجور نخست وزیرها باید از خبرنگاران آمریکائی تقاضای مهلت کنند نه از خبرنگار تایمز مالی.»

و نا انصافانه و بدون مدرک انگ وابستگی سیاسی به بختیار زد.

شاعر و روشنفکر معروفی از خراسان نیز، در روزنامۀ اطلاعات روز سه شنبه ۲۶ دی ۵۷، طی قطعه شعری، از خمینی به عنوان « امام » یاد کرد و سرود:

« ای امامی که ترا نیست زعیمی همدوش

 ای خمینی که ترا نیست به گیتی همبر

باز گردی به سلامت سوی ایران پیروز

چون سوی مکه پس از هجرت خود پیغمبر

خلق ایران کند از شور قیامت برپای

سوی ایران شدنت را چو بیارند خبر

چشم ایران شود از دیدن رویت روشن

مژدۀ خلق ز اشک شعف و شادی تر »

روز ۲۷ دی ماه، روزنامۀ اطلاعات از یکی دیگر از صاحبان قلم که شاعر، نویسنده، روزنامه نگاری معروف و حقوقدان نیز بود، قطعه شعری منتشر کرد که در آن خمینی به کشور دعوت شده بود. در ابیاتی از آن آمده است:

« … دیگر کسی تصویر مهربانت را در پشت ترس و بهتش پنهان       نمی کند مردم شکوهمند ترنم

از رستن و رهائی و فریادند

و در نگاه شهر

آن چشم های سبز گذر دارد

اینک تمام مردم شهرت

سرشار و پر غرور و « فدائی »

در دست هایمان

در حرفهایمان

در شعرهایمان

حتی در روزنامه هامان

چیزی شکفته است

چیزی چنان تو زیبا

خونین ولی معطر

چیزی شکفته است

و در میان اینکه آواز

« دامون » و « عاطفه »

چشم انتظار آمدنت

بر جاده های شرق اساطیری

ایستاده اند

دیشب وقتی چراغ ها همه روشن شد

من چشم های سبز کبودت را دیدم »

در روز ۲۹ دی ماه –  بنا به نوشتۀ روزنامۀ اطلاعات –  به مناسبت اربعین قتل حسین، احزاب  و دستجات سیاسی دعوت جامعۀ روحانیت مبارز تهران را جهت راه پیمائی پذیرفتند و با انتشار اطلاعیه های « پرشوری » بیعت کامل خویش را از اسلامگرایان اعلام داشتند. از جمله مجاهدین خلق به « ندای زعیم استوار امام خمینی » لبیک گفتند. جبهۀ ملی نیز طی اطلاعیه ای همگامی خویش را با سیل لشگریان اسلامی اعلام داشت[۱]. در راه پیمائی فوق، دو تصویر غول پیکر پنج متری از خمینی را به معرض نمایش تظاهرکنندگان گذاشتند. روزنامۀ اطلاعات آن روز در این باره نوشت:

« … در حدود ساعت هشت و نیم صبح، تابلوی بزرگی از تصویر حضرت آیت الله العظمی خمینی که با مهارت و استادی نقاشی شده بود به اندازه ای در حدود پنج متر در سه متر…در مسیر خیابان شاهرضا به سوی میدان آزادی برده شد…در همین دقایق یک تصویر بزرگتر از آیت الله العظمی خمینی…بر روی یک کامیون از غرب به شرق برده شد. اندازه و جالب بودن نقاشی آنقدر بود که هر بیننده را محو و علاقمند به تماشا می کرد … »[۲]

مطلب جالب توجه در اینجاست که آن روز گروه کثیری از افراد و احزاب و دستجات طرفدار لائیسیته و دموکراسی مذکور درفوق، همراه با اسلامگرایان و در زیر تصویر غول آسای خمینی که نشان از بت سازی و بت پرستی بود، راه پیمائی کردند.  و جالب تر از آن این مطلب است که در آن تظاهرات حتی آوردن پرچم ایران نیز ممنوع بود و تنها پرچمی که در این تظاهرات بوسیلۀ عده ای آورده شده بود، اسلامگرایان آن را از صف خارج ساختند. همچنین در تظاهرات فوق از حضور بانوان « بدون چادر سیاه » جلوگیری شد، صفوف زنان و مردان از هم جدا شده بود و در بین بانوان بی حجاب روسری پخش کردند.

روز ۳۰ دیماه، شعری از یکی از محققین ادبی، هنری، روزنامه نگار، طنزپرداز، داستان نویس و شاعر و نقاش، در توصیف و بزرگداشت راهپیمائی اربعین در روزنامۀ اطلاعات منتشر شد:

« به یاد بلند شب ظلم و ظلمت

برافراشتند

درفش صداهای خود را

طنین خدا در صداهایشان بود

خدای رهائی در آن نیمه شب نعره می زد

 

شب از نعرۀ خلق آشفت

صد پاره شد

صدا آسمان را فروریخت

با کهکشانهاش در خانه های فقیران

به پای اسیران

صدا برج و باروی کور و کر شهر را بگسلانید

 

صدا خواند

خواندند

مرغان آزاد شهر

صدا خواندند

خوانده

بر نطع خونین مرگبار

همه بیقراران غم خشم جان را

 

به نام بلند شب

از صبح خواندند

به بام بلند شب

از روز موعود

به بام بلند

از دل آسمان

آتش انگیختند

فروسوختند اهرمن زاد شب را

تو گوئی

که هرگز نبوده است جز دود

 

شب

از شهر مردم

که بیدار می شد

نه رنگی به رخسار داشت

شب از بیم

در برج و باروت

جانی نگونسار داشت

شب آهنگ مردن به یکبار داشت

صدا تا سحر خواند

خواندند

خورشید شمشیر برداشت

بر البرز

ضحاک

در چشمۀ خون نگون شد

هزاران شبش

تیره در خون مردم سرآمد

فرو ریخت باروی خاکستر ابر

بر این شهر روزی دگر

تابناک و درخشان

برآمد. »

در روز دوشنبه ۲ بهمن ماه، روزنامۀ اطلاعات از بازگشت یکی از نویسنگان معروف و چپگرا به ایران خبر داد. وی طی مقاله ای در این روزنامه در بارۀ علمای اسلام نوشت:

« علمای عالیقدر اسلام که به رغم برچسب های بی شرمانه و دروغ ها و افتراها و تهمت و بهتان سرمایه داری و متحد پلید ش صهیونیسم، صدای آزادیخواهی در سراسر ایران داده اند، مردمان سراسر گیتی را یکسره متحیر و مبهوت کرده اند.»

روز ۳ بهمن نورالدین کیانوری، دبیرکل حزب توده در مصاحبه ای با مجلّۀ نیوزویک گفت:

«…رهبر شیعیان علاقه و تمایل طبیعی ما راجلب کرده اند و حزب توده به مقاصد ترقی خواهانۀ نهضت ایشان ارج می گذارد و از ابتکارهای رهبر شیعیان در بارۀ اعلام جمهوری، پایان دادن به رژیم سلطنت، تشکیل یک مجلس مؤسسان و بهره برداری از ثروت های ملی برای رفاه عمومی پشتیبانی می کند.»[۳]

بر اساس اخبار روزنامۀ اطلاعات، در همان روز، سخنگوی حزب توده از پاریس ضمن بیانیه ای همبستگی خود را با خمینی اعلام کرد. در قسمتی از این بیانیه آمده است:

« … برنامۀ سیاسی آیت الله خمینی در مرحلۀ کنونی برای پیشرفت جامعۀ ایران با برنامۀ حزب توده « مطابقت » دارد. »

در این بیانیه اعلام شده بود که ابتکار آیت الله خمینی را برای تشکیل یک شورای انقلاب اسلامی تأیید می کند.

طبق اخبار روزنامۀ مذکور، روز پنجشنبه ۵ بهمن دو تن از معتبرترین سران مجاهدین خلق، طی نامه ای به خمینی، مدعی شدند که: « سیرۀ امام خمینی و انبیاء الهی یکی است » آنان در قسمتی از این نامه چنین نوشتند:

« … جنبش عظیم و شکوهمند خلق ستم کشیدۀ ایران که از فیض زعامت آن حضرت برخوردار است در مسیر پیشرفت و شکوفائی دم افزون خود به دستاورد ها و پیروزی های قابل توجهی رسیده است…از این رو فرزندان مجاهد شما در بدو آزادی از زندان…ضمن عرض سلام و درود به حضور آن پدر مجاهد اعظم، مراتب آمادگی و جانبازی خود را کماکان در راه های آرمان های توحیدی مکتب انقلابی اسلام که      

ایده ئولوژی مجاهدین خلق ایران است به پیشگاه معظم تقدیم کنند.»

در هفتم بهمن ماه، در نشریۀ جنبش، مقاله ای تحت عنوان « وقتی امام خمینی بیاید دیگر کسی دروغ  نمی گوید » منتشر شد. در قسمتی از این مقاله چنین می خوانیم:

« … امام می آید با صدای نوح، با طیلسان و تیشۀ ابراهیم، با عصای موسی، با هیأت صمیمی عیسی و با کتاب محمد و دشتهای سرخ شقایق را می پیماید و خطبۀ رهائی انسان را فریاد می کند. وقتی امام بیاید دیگر کسی دروغ نمی گوید. دیگر کسی به در خانۀ خود قفل نمی زند، دیگر کسی به باجگزاران باج نمی دهد، مردم برادر هم می شوند و نان شادی شان را با یکدیگر به عدل و صداقت تقسیم می کنند. دیگر صفی وجود نخواهد داشت، صف های نان و گوشت، صف های نفت و بنزین، صف های مالیات، صف های نامنویسی برای استعمار، و صبح بیداری و بهار آزادی لبخند می زند. باید امام بیاید تا حق به جای خویش بنشیند و باطل و خیانت و نفرت در روزگار نماند.»

 در همان روز ( ۷ بهمن )، مقاله ای به وسیلۀ یکی از روشنفکران، تحت عنوان « با بازگشت بزرگمرد تاریخ ایران و اسلام آیت الله خمینی فقر و خفقان از میان می رود »،  در روزنامۀ اطلاعات منتشر شد. در قسمتی از این مقالۀ پنج صفحه ای می خوانیم:

« … از آنجا که حضرت آیت الله خمینی مظهر آزادی ایرانیان از یوغ بندگی و بردگی و استعمار و سلطنت ملعبه قرار گرفته در دست استعمار هستند، مردم ایران بازگشت ایشان را به فال نیک گرفته اند و احساس می کنند که بزودی با کوشش های بیشتری که در خود ایران ایجاد یک دموکراسی گسترده، عمیق و واقعی به عمل خواهد آمد، ایران سرانجام پا به مرحله ای خواهد گذاشت که در پایان آن فقر، افلاس، خفقان، ورشکستگی، نومیدی، آزمندی و حرص سرمایه دارانه از میان برخواهد خاست و ایرانی از  هرج و مرج اقتصادیِ بی نقشه و حکومتیِ بی برنامه نجات خواهد یافت و با داشتن برنامه ای دقیق به بازسازی جامع کشور همت خواهد گذاشت … »

در همان روز  بنا به نوشتۀ روزنامۀ ایرانشهر[۴] یکی از روشنفکران و شاعران بسیار معروف و مردمی،  با سرودن شعری برای خمینی، از وی درخواست کرد تا پس از قیام، حق مردم را بگیرد و « تا وقتی که تیغ دشنه اش می بُرد، بزند ».  فراز هائی از این شعر بدین شرح است:

« دارمت پیام

ای امام

که زبان خاکیانم و رسول رنج

بر توام درود بر توام سلام

آمدی

خوش آمدی پیش پای توست ای خجسته ای که خلق

می کند قیام

حق ما بگیر

داد ما برس

تیغ برکشیده را نکن به خبره در نیام

حالیا که می رود سمند دولتت، بران،

حالیا که تیغ دشنۀ تو می بُرد بزن »

شیفتگی « برخی » از روشنفکران نسبت به نجات بخش وطن « حضرت آیت الله خمینی » تا مدت ها ادامه داشت! در اطلاعات ۲۱ بهمن ۵۷،  شاعر و داستان نویس و یکی از معروفترین طنز نویسان و روشنفکران کشور، در مورد نقش « آن رهبر آسمانی و ملکوتی » مطلب نوشت. در قسمتی از مقالۀ خود چنین آمده است:

« باید گفت که هشیاری ملت و تجارب انقلابی اقشار و طبقات درگیر در مبارزه، این نوید را می دهد که پس از این، جامعۀ انقلابی هیچ نوع کجتابی و لغزش را تحمل نخواهد کرد. خاصه که ملت ایران این بخت را دارد که از رهنمود های داهیانۀ رهبر کبیر انقلاب امام خمینی چه در دوران فروپاشی رژیم سابق و چه در دوران سازندگی جامعۀ نوین ایران بهره یابد. جامعۀ روحانیت همواره به عنوان یک مرجع عالی و ناظر سیاستمداران و گروه های ملی را ارشاد کرده و نوسانات ناآگاه جامعۀ هیجان زدۀ انقلابی را تصحیح خواهد کرد. »[۵]

[۱]  –  کلیۀ مطالب مستند به روزنامۀ اطلاعات را در این بخش، از سایت انترنتی بشیرتاش، روزشمار بختیار استفاده   کرده ایم.

[۲]  –  همان بالا، روزنامۀ اطلاعات، جمعه ۲۹ دی ماه ۵۷.

[۳]  –  بشیرتاش، همان گذشته، سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۵۷.

[۴]  –  بشیرتاش، همان گذشته.

[۵]  –  بشیر تاش، همان بالا.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)