دلیل اینکه بیانیههای اخیر آقای میرحسین «موسوی» و گروه «۱۷ امضا» به جای ایجاد یک همگرایی ِ ملّی، بیشتر اثر تفرقهانگیزانهِ چند لایه ببارآورد این است که بخشی از آن به «محتوای متنها» برمیگردد، بخشی به «زمینهی سیاسی»، و بخشی هم به« واکنشها و انتظارات جامعه».
اینجا بهطور خلاصه میتوانم سه دسته دلیل اصلی را توضیح بدهم:
۱– مشکل در چارچوببندی (Framing) پیام
هر دو بیانیه با «پیشفرضهای ایدئولوژیکی یا هویتی خاصی» نوشته شدهاند که «مخاطب عام ملّی را در بر نمیگیرد»؛
«زبانِ بیان» و «گزارههای بهکاررفته»، بیشتر بازتابدهندهی دلنگرانی و دغدغههای «یک طیف خاص سیاسی است» و نه یک «طرح جامع برای همهی نیروها و مردم با دیدگاههای متنوع»؛
همین دلیل ِ «زبانِ بیان» و «گزارههای بهکاررفته» باعث شد که بسیاری از «مخاطبانِ بالقوه»، احساس کنند که شاید «این پیام برای من نیست» یا حتی «این پیام مرا حذف میکند». (مشاهده به پاورقی «۱» در رابطه با اشاره های متعدد به اهمیتِ (زبانِبیان ِ ملّی) ایجابی.
۲- مشکل در درکِ زمانبندی و درکِ موقعیتِ دوگانگیِ سیاسی بعد از جنگ ِ ایران و اسرائیل در جامعه
صدور دو بیانیه در شرایطی زمانی ِ حساس ِ فضای سیاسی جامعه و مردم ِ ایران مخصوصا بخاطرِ جنگ دوازده روزهِ ملتهبِ «بسیار پراکنده» ؛
گروههای سیاسی بیش از آنکه در مسیر مشترک باشند، «درگیر رقابت هویتی و گفتمانیاند»؛
(مشاهده به پاورقی «۲» در رابطه با دو مقاله قبلی ).
در چنین شرایطی، بیانیهای که حتی کمی لحن «انحصاری» یا «مرزبندیمحور» داشته باشد، سریعاً از سوی گروههای دیگر بهعنوان یک حرکت «مصادرهگر» تعبیر میشود؛
از آنجا که اعتماد سیاسی میان این نیروها «هم خرد کننده» و «هم شکننده تر» است، هر حرکت یک طرفانه یک جناح، «حتی اگر نیتش خیر باشد»، میتواند بهعنوان تلاش برای «هژمونیسازی» دیده و تداعی شود.
۳- مشکل در روش و مُدلِ واکنش و تعامل
به جای استفاده از یک فرآیند «دعوت به همنویسی» (فارق از آنکه دیگران به آن روی بیآورند و نیآورند، فقط به عنوان یک اصل ِدعوت به یک کنش ِ ملّی مشارکتی) یا «طراحی جمعی» که دیگران را بخواهد از ابتدا شریک کند، این بیانیهها بهصورت «یک متن ِ بسته» «غافلگیرانه منتشر شدند و بعد از جامعه انتظار همراهی داشتند»!؛
وقتی گروههای دیگر احساس میکنند «در تصمیمگیری و نوشتن دخیل نبودهاند»، حتی اگر با بخشهایی از محتوا موافق باشند، «تمایل کمتری برای حمایت عمومی دارند»؛
این پدیده در جامعهای استبدادزده و بیمارگونه با «خاطرهی طولانی از حذف و تکصدایی واکنش منفی ِ مضاعف ایجاد میکند».
به بیان ساده: یک پیام ملّی زمانی ملّی میشود که «هم در فرم و هم در محتوا»، و «هم در زمانبندی، و هم در فرآیند تولیدش»، حداقل، با سعی و کوشش و «روشی ملّی» عمل شود.
بیانیههای اخیر، «بهخاطر انتخاب زبانِ بیانِ محدود، زمانبندی حساس، و فقدان فرآیند مشارکتی، در عمل بیشتر باعث تقویت گسلها شدند تا همگرایی».
اینجا همین سعی بر این شده که تحلیل را به شکل یک نقشهی خطا و راهکار در قالب جدول بیآورم تا دقیقتر و ساده تر نشان دهم که چگونه هر «عامل تفرقهزا» میتوانست (و در آینده می تواند) به «عامل همگراییِ پایدار» تبدیل شود (حتی فقط در سطح تئوری یک فرایندِ پایدار بر اساسِ یک نگاه ِ ملّی پایدار).
فراموش نکنیم که این گروه های مدعی ِ «خودبسنده ِ اسیرِ ایدئواوژی»، تا بحال حتی قادر به «تئوریزه کردن ِ محتوای ملّی و ملّی گرایی ایرانی نشدهاند»
و سپس نقشهی خطا و راهکار را برای دو بیانیه اخیر موسوی و ۱۷ امضا را آماده کردم تا روشن شود هر عامل «تفرقهزا» چگونه میتوانست برعکس، به «همگرایی ِ پایدار» منجر بشود:
«عامل تفرقهزا» (۱- شرح مشکل، ۲- پیامد منفی، و ۳- راهکار برای تبدیل به عامل همگرایی ِپایدار)
چارچوببندی محدود (Framing) متن:
۱- شرح مشگل: بر مبنای دغدغههای یک طیف خاص نوشته شده و «زبان ِ بیانش ملی- فراگیر» نیست؛
۲- پیام منفی: بخشی از جامعه احساس حذف یا بیربطی میکند. بیاعتمادی تقویت میشود؛
۳- راهکار برای تبدیل به عاملِ همگرایی: انتخاب «زبان بیانِ» بیطرف و ملی، پرهیز از اصطلاحات هویتی یا ایدئولوژیک خاص، استفاده از روایت مشترک تاریخی.
زمانبندی حساس
۱- شرح مشگل: انتشار در لحظهای که «رقابتهای سیاسی شدید و گسلها فعالاند».
۲- پیام منفی: سایر نیروها حرکت را «هژمونیطلبانه» میبینند، واکنش تدافعی.
۳- راهکار برای تبدیل به عاملِ همگرایی: سنجش دقیق« فضا و زمان»، انتشار در فضا و زمانی که امکان گفتوگو و استقبال بیشتر باشد.
روش تکصدا و بسته
۱- شرح مشگل: متن بیانیه «بدون فرآیند مشورتی و مشارکت گروههای دیگر آماده شده».
۲- پیام منفی: احساس حذف و بیاعتمادی به نیت واقعی؛ کاهش تمایل به همراهی.
۳- راهکار برای تبدیل به عاملِ همگرایی: طراحی فرآیند باز: «دعوت به همنویسی»، انتشار پیشنویس برای نظرخواهی پیش از انتشار رسمی..
عدم شفافیت در گام بعدی
۱- شرح مشگل: بیانیه بیشتر« اعلام موضع» است تا «طرح اقدام».
۲- پیام منفی: پیام به سرعت در فضای رسانهای مصرف میشود و اثر عملی ندارد.
۳- راهکار برای تبدیل به عاملِ همگرایی: مشخص کردن «برنامه گامبهگام و دعوت عملی از همه نیروها» برای مشارکت در آن.
نادیده گرفتن وجدان تاریخی مشترک
۱- شرح مشگل:ارجاعها بیشتر به حافظهی سیاسی یک جناح است تا تجربهی جمعی ملت.
۲- پیام منفی: ایجاد فاصله عاطفی-هویتی میان طیفها و نسلها.
۳- راهکار برای تبدیل به عاملِ همگرایی: استفاده از روایتها، خاطرات و نمادهایی که «همه جریانها و نسلها» را شامل شود.
همین مطلب بالا، برای درکِ منسجم و آسانتر را بصورت یک جدول میآورم:
| عامل تفرقهزا | شرح مشکل | پیامد منفی | راهکار برای تبدیل به عامل همگرایی |
| چارچوببندی محدود (Framing) | متن بر مبنای دغدغههای یک طیف خاص نوشته شده و زبانش ملی-فراگیر نیست. | بخشی از جامعه احساس حذف یا بیربطی میکند؛ بیاعتمادی تقویت میشود. | انتخاب زبان بیطرف و ملی، پرهیز از اصطلاحات هویتی یا ایدئولوژیک خاص، استفاده از روایت مشترک تاریخی. |
| زمانبندی حساس | انتشار در لحظهای که رقابتهای سیاسی شدید و گسلها فعالاند. | سایر نیروها حرکت را «هژمونیطلبانه» میبینند؛ واکنش تدافعی. | سنجش دقیق فضا، انتشار در نقطهای که امکان گفتوگو و استقبال بیشتر باشد. |
| روش تکصدا و بسته | متن بدون فرآیند مشورتی و مشارکت گروههای دیگر آماده شده. | احساس حذف و بیاعتمادی به نیت واقعی؛ کاهش تمایل به همراهی. | طراحی فرآیند باز: دعوت به همنویسی، انتشار پیشنویس برای نظرخواهی پیش از انتشار رسمی. |
| عدم شفافیت در گام بعدی | بیانیه بیشتر اعلام موضع است تا طرح اقدام. | پیام به سرعت در فضای رسانهای مصرف میشود و اثر عملی ندارد. | مشخص کردن برنامه گامبهگام و دعوت عملی از همه نیروها برای مشارکت در آن. |
| نادیده گرفتن وجدان تاریخی مشترک | ارجاعها بیشتر به حافظهی سیاسی یک جناح است تا تجربهی جمعی ملت. | ایجاد فاصله عاطفی-هویتی میان طیفها و نسلها. | استفاده از روایتها، خاطرات و نمادهایی که همه جریانها و نسلها را شامل شود.مدل بیانیهسازی همگرا به عنوان «راهکار» |
و خلاصه داده های رسانه ایی، بعد از انتشار دو بیانیه (توسط هوش مصنوعی)
- بیش از ۶۰٪ واکنشها در رسانههای مخالف فکری امضاکنندگان، منفی یا طعنهآمیز بود.
- کمتر از ۱۵٪ بازتابها در رسانههای عمومی (غیرسیاسی) دیده شد.
- طول عمر خبری: موسوی ≈ ۵ روز / ۱۷ امضا ≈ ۳ روز.
- شاخص مشارکت مردمی (بازنشر توسط افراد غیرسیاسی): بسیار پایین، کمتر از ۱۰٪ حجم انتشار اولیه.
مدل محاسبه ضریب تفرقهانگیزی بیانیه
برای هر شاخص از ۰ تا ۲۵ نمره میدهیم.
عدد ۰( صفر) به معنای اثر بدون تفرقه در این شاخص؛
عدد ۲۵، حداکثر اثر تفرقه در این شاخص هاست.
———
جمع چهار شاخص → ضریب تفرقه -از نمره صفر تا صد (۰ – ۱۰۰)
۱. بیانیه اخیر میرحسین موسوی با شاخص توضیح وضعیت نمره (از ۲۵)
لحن بازخوردها واکنشها در فضای رسانه ها دو قطبی شده: طیفهای برانداز منتقد تند، طیف اصلاحطلب نزدیک به موسوی عمدتاً مثبت. انتقادها لحن تند داشتند. با نمره ۲۰ از عدد صفر تا صد
جهتگیری جناحی عمدتاً حمایت از سوی اصلاحطلبان داخل و خارج: سکوت یا مخالفت از سوی بخش بزرگی از رسانه ای اپوزیسیون و رسانههای مستقل با نمره ۱۸ از صفر تا صد.
بازتولید گسلها فعالسازی شکاف قدیمی «اصلاحطلب/برانداز» بهشدت در واکنشها دیده شد: با نمره ۲۲ از صفر تا صد.
پایداری پیام موج خبری حدود ۴ – ۵ روزه: بیشتر در قالب جدل سیاسی، بدون پیگیری عملی گسترده. با نمره ۱۹ از صفر تا صد.
جمع کل نهایی : ۷۹ / ۱۰۰ → اثر تفرقهانگیز بالا
۲. بیانیه ۱۷ امضا با شاخص توضیح وضعیت نمره (از ۲۵)
لحن بازخوردها واکنشها شدیدتر از بیانیهِ موسوی: از طرف بخشهای مختلف اپوزیسیون با طعنه یا حمله روبهرو شد، حمایت محدود، با نمره ۲۳ از صفر تا صد.
جهتگیری جناحی حمایت عمدتاً از سوی بخشی از نخبگان سیاسی و مدنی مشخص: مخالفت گسترده از جناحهای گوناگون، با نمره ۲۱ از صفر تا صد.
بازتولید گسلها فعالسازی شکاف: «ائتلافهای محدود نخبگانی / بدنه مردمی»، و بازتولید دوگانههای قدیمی، با نمره ۲۲ از صفر تا صد.
پایداری پیام موج خبری کوتاهتر ( ۳ – ۴ روز ): عمدتاً در قالب جدل و پاسخ متقابل، بدون تداوم، با نمره ۲۰ از صفر تا صد.
جمع: ۸۶ / ۱۰۰ → اثر تفرقهانگیز بسیار بالا
نتیجه تحلیلی
هر دو بیانیه بهجای همگرایی پایدار، بیش از ۷۵٪ در بازتاب رسانهایشان پتانسیل تفرقهزایی داشتهاند.
بیانیه ۱۷ امضا، به دلیل دایره حمایت محدودتر و لحن بازخورد تندتر، ضریب بالاتری گرفته. مهمترین عامل مشترک تفرقه، بازتولید گسلهای قدیمی سیاسی بوده.
این مدل را به شکل یک نمودار بصری (Radar Chart) آروده شد تا مقایسه دو بیانیه در چهار شاخص بهصورت تصویری و ساده دیده شود.
این نمودار چهار شاخصهای نشان میدهد که هر دو، بهویژه در «بازتولید گسلها» و «لحن بازخوردها»، امتیاز بالای تفرقهانگیزی داشتهاند، با این تفاوت که بیانیه ۱۷ امضا، در سه شاخص از چهار شاخص، کمی بالاتر از بیانیه موسوی قرار گرفته است.
———
پیشنهاد: مدل بیانیهسازی همگراییِ ملّی به عنوان «راهکار»
این مدل را بر اساس یک مدل عملیاتی «بیانیهسازی همگرایی ملّی» آماده کرده تا مثل یک نقشه راه باشد و از ابتدا مانع افتادن در دام تفرقه شود.
هدف: تولید متنی که در محتوا، زمانبندی، و روش تولید، بیشترین شانس همگرایی ملی را داشته باشد.
۱- مرحله پیشنویس:
تعریف هسته ملی پیام و گامهای بعدی:
۱. شناسایی دغدغههای مشترک ملّی (نه صرفاً جناحی یا ایدئولوژیک)؛
۲. انتخاب زبان بیان ملی و بیطرف، پرهیز از اصطلاحات محفلی یا کدهای سیاسی؛
۳. استفاده از روایتها و نمادهایی که در حافظه جمعی همهی ایرانیان جای دارد (مثلاً ارزشهای انقلابِ مشروطه، دفاع از کرامت انسانی، یا حافظهی تمدنی ایران).
معماری، یک علوم انسانی و اجتماعیست. در اکثر کلاسهایم در رابطه با کارگاه های( work shop) معماری و شهر سازی, برای تدریسِ یک طرح معماری و مشارکتی، «چک لیست» یکی از اساسیترین مراحل ِ درگ و شروع معماری مشارکتی ما بود.
چکلیستِ اول کنشگران:
آیا پیام برای هر ایرانی قابل شناسایی بهعنوان «پیام من» هست؟
آیا حتی مخالفان فکری میتوانند بدون احساس حذف، آن را بخوانند؟
۲- مرحله مشارکت: ساختن حس مالکیت جمعی و گام های بعدی:
۱. تشکیل حلقههای مشورتی با نمایندگان طیفهای مختلف (سیاسی، صنفی، نسلی)؛
۲. ارائه پیشنویس اولیه برای نظرخواهی (Public Draft)؛
۳. ثبت و انتشار تغییرات بر اساس بازخوردها، برای شفافسازی فرآیند و چک لیستِ بعدی.
چکلیست دوم در مرحله مشارکتی:
چه کسانی از بیرون این حلقه میتوانند ادعا کنند که صدایشان شنیده نشده؟
آیا در متن نهایی اثری از پیشنهادات گروههای متنوع دیده میشود؟
۳- مرحله زمانبندی: انتشار در «نقطه طلایی» و گام های بعدی
۱. سنجش فضای اجتماعی-سیاسی (با گفتوگو، رصد رسانهها، و تحلیل شبکههای اجتماعی)؛
۲. انتخاب زمانی که رقابتها کمترین شدت را دارند و بیشترین آمادگی برای گفتوگو وجود دارد؛
۳. اجتناب از انتشار در لحظههایی که احتمال سوءبرداشت یا مصادره سیاسی بالاست.
چکلیست سوم:
آیا زمان انتشار باعث میشود پیام بهعنوان «دعوت به همگرایی» خوانده شود یا «حرکت مصادرهگر»؟
۴- مرحله اجرا: پیوند دادن متن به اقدام عملی و گام های نهایی
۱. همراه کردن بیانیه با فهرست اقدامات کوتاهمدت و بلندمدت.
۲. دعوت عملی به مشارکت (با راههای مشخص واقع بینانه، نه صرفاً شعار)؛
۳. ایجاد سازوکار پیگیری و گزارشدهی تا چک لیست تهایی.
چکلیست چهارم:
اگر کسی امروز بیانیه را امضا کند، فردا دقیقاً چه کاری باید بکند؟
۵ – مرحله پیوست فرهنگی: بستن شکافهای تاریخی و گامهای نهایی
۱. استفاده از نمادها و مفاهیم مشترک که شکافهای هویتی را کم میکند.
۲. افزودن یادآوریهای تاریخی که حس «ما» را تقویت کند؛
۳. پرهیز از ارجاعهای انحصاری که خاطره تلخ برای بخشی از مردم دارد.
چکلیست پنجم:
آیا این متن هم نسل انقلاب، هم نسل جنگ، و هم نسل ۸۰ و ۹۰ را در یک قاب میبیند؟
ایا از نوشته های در رسانه ها میتوان ضریب تخریب اش تفرقه انگیزی را بدست اورد؟
بله، میشود و حتی روشهای نیمهکمی و آماری برایش وجود دارد، ولی باید با احتیاط و ترکیب تحلیل کیفی و کمی پیش رفت.
اگر بخواهم خلاصه بگویم، ضریب «تخریب/تفرقهانگیزی» یک بیانیه را میتوان از بازتاب رسانهایاش با چهار دسته شاخص بهدست آورد:
۱. شاخص لحن بازخوردها
چطور و چگونه و با چه ابزاری اندازه میگیریم؟
تحلیل احساسات (Sentiment Analysis) روی متن مقالات، گزارشها و کامنتها (مثبت / منفی / خنثی)؛
درصد واکنشهای منفی (انتقادی یا طعنهآمیز) نسبت به کل واکنشها؛
نشانه تفرقه: بالا بودن واکنشهای منفی یا ترکیب «خشم + تمسخر» در لحن.
۲. شاخص جهتگیری جناحی
چطور اندازه میگیریم؟
دستهبندی رسانهها بر اساس گرایش سیاسی (حکومتی، اپوزیسیون، مستقل، اصلاحطلب، چپ، راست و…)
بررسی اینکه کدام دستهها متن را تقویت کردهاند و کدام به آن حمله کردهاند.
نشانه تفرقه: اگر تنها یک یا دو طیف خاص از بیانیه حمایت کنند و بقیه جبههها موضع منفی یا سکوت بگیرند، احتمال تفرقه بالاست.
۳. شاخص بازتولید گسلهای قدیمی
چطور و چگونه و با چه ابزاری اندازه میگیریم؟
جستوجوی کلیدواژههای مربوط به شکافهای تاریخی («خائن»، «سازشکار»، «افراطی»، «برانداز»، « اصلاحطلب حکومتی» و…) در بازتاب رسانهای.
شمارش و درصد استفاده این کلیدواژهها در واکنشها.
نشانه تفرقه: بالا بودن بسامد این واژهها نشان میدهد بیانیه شکافهای قدیمی را فعال کرده.
۴. شاخص پایداری یا فرسودگی پیام
چطور و چگونه و با چه ابزاری اندازه میگیریم؟
بررسی منحنی زمانی بازتاب رسانهای (چند روز بعد از انتشار، واکنشها چقدر افت میکند)؛
واکنشهای اولیه چقدر به بحث سازنده میانجامد و چقدر به جدال و متهمسازی؛
نشانه تفرقه: اگر موج خبری کوتاه، پرتنش و بدون تداوم سازنده باشد، ضریب تفرقه بالا است.
روش تحلیلی با ترکیب این چهار شاخص میشود یک نمره تقریبی ۰ تا ۱۰۰ برای «اثر تفرقهانگیزی» بهدست آورد.
برای مثال نمونه ایی: ۸۰ به بالا یعنی اثر بسیار تفرقهزا ، ۵۰–۸۰ یعنی پرخطر ولی قابل اصلاح، زیر ۵۰ یعنی کمخطر یا همگرا.
میتوانم همین مدل را تبدیل به فرمول و چکلیست قابل استفاده برای ارزیابی هر بیانیه بکنیم و حتی نمونهاش را برای بیانیه اخیر موسوی و ۱۷ امضا محاسبه بکنیم تا ببینیم ضریبشان چقدر بوده.
مسعود اسماعیلو – ۱۲ آگوست ۲۰۲۵ میلادی، مطابق ۲۱ امرداد ۱۴۰۴ خورشیدی
esmailloumasud@gmail.com
(مشاهده به پاورقی های «۱» و «۲» در رابطه با دو مقاله قبلی ).
(در طولِ این یازده سال تاسیس «همپا» ، بارها و بارها به این نکته مهمِ ، یعنی «زبانِ بیانِ مشترک ملّی» اشاره کرده و نوشته ام):
https://www.facebook.com/groups/708468419197283/posts/739123409465117/
https://www.facebook.com/groups/708468419197283/posts/739123409465117
https://www.facebook.com/groups/708468419197283/posts/2184116294965814
https://www.facebook.com/groups/708468419197283/posts/5896207137090026/
(مشاهده به پاورقی «۲» در رابطه با دو مقاله قبلی ).
(در این مورد میتوانید به دو مقالهِ قبلی من به تاریخِ – ۲۷ تیر ۱۴۰۴– آلزایمر سیاسی یا وفاداری به توهم!؟ نگاهی به فراموشی ِ مزمن ِ اصلاحطلبان
– و دومین مقاله به تاریخِ ۳۱ تیر ۱۴۰۴- «آلزایمر سیاسی»، «بیانیهزدگی» و دعوتی به «آشتی ملّی




هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.