در امتداد واژه، در آستانهٔ ریشه

 

موسی اکرمی

 

برای محمود دولت‌آبادی عزیز

 

فرزند گرامی واژه و خاک،  راوی بزرگ رنج و ریشه،

 

نوشتن از شما، همچون راه رفتن بر خطی باریک میان تاریخ و خیال است؛ جائی که فلسفه از پیکر مفهوم فراتر می‌رود و در گوشت واژه جان می‌گیرد.

شما نه تنها نویسنده‌اید، بلکه جغرافیای زیستن‌اید – نه آن جغرافیای خشکِ نقشه‌ها، که جغرافیای استخوان‌دارِ بودن، با باد و خاک و زخم و رؤیا.

در «کلیدر» شما، من نه یک شخصیت، که یک هستیِ درگیر را یافته‌ام؛ انسانی که میان جبری کهنه و امیدی خاموش دست و پا می‌زند، بی‌آن‌که لحنش قهرمانانه یا تسلیم‌پذیر باشد.

این همان‌جا است که ادبیات، به فلسفهٔ زیست بدل می‌شود – نه در برهان، که در تنفس.

*

و اما «جای خالی سلوچ»!

 

و تو چه دانی «جای خالی سلوچ» چیست؟!

 

«جای خالی سلوچ» نه روایتِ نبودنِ یک مرد، که حدیثِ ماندنِ یک زن است؛ ماندنی در هیاهوی بی‌رحمِ نان و نام و ناباوری.

مرگانی که شما آفریده‌اید، یا کشف کرده و به تصویر کشیده‌اید، نه قهرمان است و نه شهیدِ خاموشِ تقدیر؛ او تصویرِ انسانی است که در غیبتِ سلوچ، جهان را از نو می‌سازد  – نه با اسطوره، بلکه با چنگ زدن به واقعیتِ لخت و بی‌پرده.

این رمان، بیش از آنکه داستان باشد، تفسیرِ وجود است: هستی‌ای که در فقدان شکل می‌گیرد، نه در حضور. و ازاین‌رو است که «جای خالی»  در این متن سر شار از معنا است؛ چنان‌که سلوچ، بی‌آن‌که باشد، همه جا هست – در آجرهای دیوار، در دست‌های ترک‌خوردهٔ مرگان، در نگاه خالیِ بچه‌ها، و در صدای سنگینی که خاموشی را به فریاد بدل می‌کند.

هشتاد و پنج سالگی شما، عدد نیست؛ وقفه‌ای‌ است برای مکث در برابر درختی کمیاب که ریشه در خاک کویر دارد و شاخسار در باد.

این نه تنها شادباش و ستایش  می‌طلبد، بلکه سکوتی چون احترام، و اندیشیدنی چون نیایش را ایجاب می‌کند.

باشد که همچنان در سایه‌سار این درخت بایستیم، و از واژه‌های شما بپرسیم:

چگونه می‌توان انسان ماند، بی‌آن‌که از درد گریخت یا در داوری شتاب کرد؟

و نمی‌دانم من در داوری شتاب کرده‌ام یا نه که بارها گفته‌ام یک تار موی مرگان دولت‌آبادی از همۀ شخصیت‌های زن فلان نویسندۀ برندۀ جایزۀ نوبل در ادبیات برتر است!

 

با مهرِ بی‌داوری،

 

موسی اکرمی: کسی که فلسفه می‌خواند، شعر را زندگی می‌کند، و در ادبیات شما، ردّ هر دو را بازمی‌یابد.

 

آدینه، دهم امرداد ماه ۱۴۰۴

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)