محکومیت دوست و پژوهشگر  ملی گرا و خیری که در آن باشد

 

ایرج فروغی

 

از دوستی شنیدم که محمد کوراوند بعد از مدتها درگیر بودن با پرونده ای قضایی که گویا ناشی از ایده ها و کارهای نظری منسجم او در مخالفت با سیاست های ضدملی بوده است با حبس و محرومیت مواجه شده است و طبق عادت مالوف ایرانگرایان واقعی که  بدون رسانه ای کردن و جلب توجهات هزینه مهر به میهن  را می پذیرند، مشغول تحمل شرایط است. البته که از خردستیزان حاکم اینگونه رفتارها بعید نیست و اینگونه سرمایه سوزی به رفتار غالب آنان تبدیل شده است اما آنچه مرا واداشت این چند خط را به احترام این دوست ملی گرا بنویسم یادکردی از تسلط و علاقه فراوان او به فلسفه تاریخ و تمدن ایران و تاسف عمیق از محکومیت برای چنین پژوهشگری است. 

 

◇ چندسال پیش برای تکمیل بخشی از یک تحقیق در حوزه ایرانشناسی نیاز به برخی مقالات کنگره خاورشناسی مونیخ (در سالهای دور) یا اطلاع از رویکرد روشی آن کنگره داشتم. در رفرنس های لاتین و فارسی چیزی نیافتم و از  اینترنت و جستجوی اهل فن هم چیزی حاصل نشد. به طریقی متوجه شدم که کوراوند اطلاعاتی در این زمینه دارد و با او در این مورد صحبت کردم. پس از شرح موضوع گفت که می تواند کمک کند و اجازه خواست تا بررسی کند. ظرف یک روز نتیجه و تحلیل خودش از موضوع را برایم ارسال کرد.

به او گفتم چطور مدتها جستجوی من بی نتیجه بود اما او توانسته برخی مقالات کنگره مذکور را بیابد. در پاسخ گفت قبلا در چند کتاب به متون مربوط به ایران در کنگره های شرق شناسی برخورد کرده و چکیده برخی را برای خود یادداشت کرده است. با توجه به صحبت هایی که شد درخواست کردم یادداشت های بیشتری از مقالات مرتبط در کنگره ها برایم بفرستد. او نیز مشتاقانه عکسهایی از یادداشتهایش در چند دفترچه شخصی برایم ارسال کرد که در بین آن مطالب ارزشمند دیگری هم دیده می شد. از سبک کاری او خوشم آمد و همکاری ادامه یافت…

◇ کوتاه سخن اینکه او سالها دفاتری پر از اطلاعات و مینوت و فهرست منابع ارزشمند در حوزه پژوهش های ایرانشناسی، تمدنی، فلسفه تاریخ و سایر حوزه های انسانی با هدف راهبرد نویسی و نوزایی ملی جامعه ایرانی جمع آوری کرده بود و با توجه به پیوستگی و هدفمندی مطالب پروژه ارزشمندی بود. دیدن اینکه یک پژوهشگر ملی گرا از سر  مهری که به میهن دارد چنین مجموعه ارزشمندی را گرد آورده و یک طرح نظری ارزشمند برای نوزایی فرهنگی ایران دارد بسیار امید بخش بود…

 

تاسف عمیقم امروز از این باب است که بعد از صحبت با او متوجه شدم که این حجم از رساله ها و یادداشت های پژوهشی و ملی نه تنها منجر به تلطیف برخورد قضایی با وی نشده بود بلکه آنها را هم بی دلیل موجه ضبط کرده اند و با گذشت ماه‌ها و پیگیری های مختلف خبری از آنها نشده است و کسی نیز پاسخگو نیست.

 

به هرحال برای رفع مشکلاتش اظهار امیدواری کردم و از او خواستم با همان انگیزه قبل به پیشبرد و تکمیل ایده نوزایی ملی ادامه دهد و این بیت تاریخمند را به شوخی و به منظور تحمل پذیری در برابر شر دشمنان در وصف حالش گفتم: 

در کف شیر نر خون خواره ای/جز که تسلیم و رضا کو چاره ای

 

او امیدوارانه و هدفمند این پاسخ را داد:

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل/ شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

 

او معتقد بود خیری در این واقعه است و ایران اهورایی به زودی سراسر خیر و نور و روشنی خواهد شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)