رشوه ای که عبدالمجید میرزاعین الدوله (صدراعظم) بنام مظفرالدین شاه از میرزا نصرالله خان مشیرالدوله بابت ادامۀ پست وزارت امورخارجه درخواست کرد.
«یکی»از اوصاف بسیار زشت و ناپسند جامعۀ ایرانیان در زمان قاجار، سنت رشوه خواری در بین دولتیان بود. در این میان پادشاه قاجار در خالی کردن جیب سرمایه گزاران و زیردستان در مقام اول قرار داشت.
به عنوان مثال ابراهیم تیموری در ص ۱۱۵ کتاب عصر بی خبری می نویسد: برای عقد قرارداد رویتر رشوه هائی که به ناصرالدین شاه پرداخته شد به شرح زیر بود:
« در موقع امضاء قرارداد رویتر، اعتباری به مبلغ دویست هزار لیره … برای پرداخت قسمتی از هزینه های [ مسافرت ] شاه و همراهان به اروپا بود …»[۱]
با این مقدمه به یک رسوائی دیگری از رشوه گیری شاه و صدراعظم وی می پرداریم. باستانی پاریزی می نویسد:
«… پیش از شعبان ۱۳۲۴ ارفع الدوله سفیر کبیر ایران را از اسلامبول خواستند، ارفع الدوله در پارک عین الدوله منزل کرد. چون لازم بود پولی تقدیم شاه و اتابک [عین الدوله] نماید. لذا مدّعی وزارت خارجه گردید و گفت: صدهزار تومان می دهم که وزیر امور خارجه بشوم.
عین الدوله محض دوستی با مشیرالدوله، برای مشیرالدوله پیغام داد که ارفع الدوله صدهزار تومان تقدیم می کند برای گرفتن وزارت خارجه، شما چه می گوئید؟
مشیرالدوله که شخصِ عاقلِ باتدبیر و زرنگی بود گفت: در صورتی که ارفع الدوله صدهزار تومان بدهد، او مقدم است و [پست وزارت خارجه را] به او واگذار نمائید.
مشیرالملک (حسن پیرنیا مشیرالدولۀ بعد) و مؤتمن الملک – پسرهای مشیرالدوله – به پدر گفتند: اگر ارفع الدوله وزیر امور خارجه گردد، کارِ ما خراب خواهد شد و اگر در این مقام پولی مایه گذاریم، نصف آن را از خود ارفع الدوله در می آوریم و نصف دیگر را از محلّ های دیگر.
باری اصرار و ابرام و الحاحِ پسرها باعث شد که مشیرالدوله راضی شد که هشتادهزار تومان بدهد و وزیر امور خارجه خودش باشد.
عین الدوله دید که هشتادهزار تومان مشیرالدوله بهتر است از صدهزار تومان ارفع الدوله، چه! هم مشیرالدوله را دارد و هم بیست هزار تومان از ارفع الدوله در می آید.
لذا شب مشیرالملک و مؤتمن الملک – پسرهای مشیرالدوله – را خواست و گفت من برای پول، مثل مشیرالدوله را مُکَدّر نمی کنم، هشتادهزار تومان بدهید که تقدیم اعلیحضرت نمایم و ارفع الدوله را هم چون بر من وارد شده است و شاه را با او میل است، خوب است به همان مأموریت سابق برقرار داریم. بالاخره در همان مجلس، مشیرالملک حوالۀ هشتادهزار تومان نوشت و داد به عین الدوله و از آنجا بیرون آمد و مراتب را به پدر بزرگوار خودشان گفتند.
مشیرالدوله گفت: عین الدوله گمان این قدر پول را برای ما نداشت، حالا که دید به این آسانی و سهلی
هشتادهزار تومان گرفت، فردا بهانۀ دیگری خواهد گرفت و برفرض از من احترام و ملاحظه کند، بعد از مردن من شما صاحب یک شاهی نخواهید بود و این مالیّه را که در این مدت با خون جگر برای شما ذخیره گذارده ام، به اندک زمانی از شما خواهند گرفت، چنانکه در مورد دیگران دیدیم و دانستید.
(ن – ک: ایران باستان، حسن پیرنیا،ج۱، باستانی پاریزی، مقدمه، ص«صدو بیست و چهار» برگرفته از:تاریخ بیداری ایرانیان، بخش اول، صص ۴۰۳ – ۴۰۲)
[1] – علاوه بر آن اعتمادالسلطنه در خاطرات خود در بارۀ مبالغ رشوه خواری های رجال از قبل قرارداد رویتر می نویسد:
« پنجاه هزار لیره میرزا حسینخان صدراعظم گرفته، همینطورها هم میرزا ملکم خان بیست هزار لیره، حاجی محسن خان معین الملک بیست هزار لیره، منیرالدوله بیست هزار لیره، مبلغی هم اقبال الملک ، مبلغی هم مردم دیگر که دست اندرکار بوده اند. مختصر قریب دویست هزار لیره تعارف داده است و صد هزار لیره هم خرج کرده.» ( همان بالا، ص ۱۰۷).

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.