کتاب «سیستم زمان Q: زمان پُلی‌کرونیک؛ نگاهی دیگر به خوانش ریتم (برای همهٔ موسیقیدانان)» اثر احسان صبوحی به همراه تمرین‌های صوتی منتشر شد.

مجموعهٔ Q Time Machine: Polychronic Time با عنوان فرعی «خوانش ریتم در زمان پُلی‌کرونیک – برای تمامی نوازندگان و سازها»، به‌عنوان اولین اثر آموزشی در ژانر موسیقی پست‌اورینتالیسم منتشر شده است. این کتاب تمرینی ۵۳ صفحه‌ای مشتمل بر تمرین‌های ریتم‌خوانی و توضیحات نظری است و فایل‌های صوتی در دو نسخهٔ دیجیتال و آکوستیک (اجرا با دسرکتن) دریافت مفاهیم را تسهیل می‌کنند.

ما از انتشار این اثر مفتخریم؛ زیرا نه بر پایهٔ نظری موسیقی کلاسیک معاصر غرب استوار است و نه در چارچوب تصویر متداول از موسیقی شرق محدود می‌شود. هم‌زمان با تواضع اعلام می‌کنیم که این گام نخست، فارغ از هرگونه خود‌جدا‌بینی ملی، قومی، مذهبی یا جنسیتی است و به‌مثابهٔ یک وضعیت در گفتمانی مشترک مطرح می‌شود؛ طبیعی است که همچون هر آغاز دیگری، خالی از خطا نخواهد بود.

با احترام
نشر پُست‌اورینتالیسم

سیستم زمان Q: زمان پُلی‌کورنیک؛ نگاهی دیگر به خوانش ریتم (برای همه موسیقی‌دانان)

فصل اول: درک زمان – از نظریه تا موسیقی

الف. مقدمه
بسیاری از موسیقی‌دانان در گفت‌وگوهای روزمره، اصطلاحات «پُلی‌ریتمیک» و «پُلی‌کورنیک» را مترادف به کار می‌برند. اگرچه این امر ممکن است جزئی به نظر برسد، اما درک تفاوت این دو مفهوم، امکانات کاملاً تازه‌ای را برای بیان و اجرای موسیقی می‌گشاید. برای روشن‌کردن این تفاوت، نگاهی کوتاه به چگونگی مواجهه فرهنگ‌ها و اندیشمندان مختلف با مفهوم زمان خواهیم داشت. این کار نه صرفاً به عنوان تمرینی دانشگاهی، بلکه به عنوان بنیادی برای درک این که چرا سیستم زمان Q چیزی واقعاً متفاوت از آموزش سنتی ریتم ارائه می‌دهد، انجام می‌شود.

در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، انسان‌شناس آمریکایی «ادوارد تی. هال» مشاهده کرد که فرهنگ‌ها روابط بنیادی متفاوتی با زمان برقرار می‌کنند. او دو گرایش زمانی متضاد را شناسایی کرد: زمان مونوکرونیک، که در آن افراد روی یک فعالیت در یک توالی خطی متمرکز می‌شوند؛ و زمان پُلی‌کورنیک، که در آن فعالیت‌های متعدد هم‌زمان رخ می‌دهند و هر یک زمان‌بندی مستقل خود را دارند.

اگرچه این تمایز هال از انسان‌شناسی نشأت گرفته، اما چارچوبی ارزشمند برای بازاندیشی درباره زمان موسیقی فراهم می‌کند. بیشتر موسیقی غربی، حتی در پیچیده‌ترین شکل خود، بر اساس اصول مونوکرونیک اداره می‌شود. چه در آثار ارکسترال و چه در گروه‌های جاز، همه نوازندگان معمولاً با یک ضرب یا پالس مشترک همگام می‌شوند.

اما اگر موسیقی بتواند متفاوت عمل کند چه؟ اگر هر خط موسیقی بتواند منطق زمانی خود را دنبال کند بدون تکیه بر ریتم متمرکز چه؟

فیلسوفان معاصری چون «ژاک دریدا»، «ژیل دلوز» و «آلن بدیو» ایده‌های مرتبطی را بررسی کرده‌اند و پیشنهاد داده‌اند که می‌توان زمان را به‌صورت چندگانه و واگرا درک کرد، نه یگانه و یکپارچه. دلوز در اثر «تفکیک و تکرار» (۱۹۶۸) مفهوم کثرتی را توسعه می‌دهد که نگرش‌های سنتی از وحدت را به چالش می‌کشد و استدلال می‌کند که کثرت به تنوعات یک ساختار زیرین واحد قابل تقلیل نیست.

برای هدف ما، بینش کلیدی ساده اما دگرگون‌کننده است: زمان در موسیقی نیازی ندارد یگانه، مشترک یا متمرکز باشد؛ می‌تواند مستقل، موازی و ناهمگون باشد.

ب. تفاوت بین «پُلی‌ریتمیک» و زمانِ «پُلی‌کورنیک»
در «پُلی‌ریتمیک» سنتی ممکن است سه‌درابرابر دو بنوازیم یا چندین الگوی ریتمی را هم‌زمان لایه‌بندی کنیم. با این حال، این ریتم‌ها تحت ادراک یک ضرب مشترک باقی می‌مانند. همه موسیقی‌دانان یک رهبر یا مترونوم یکسان را دنبال می‌کنند و پیچیدگی ریتمی در نهایت درون یک شبکه وزنی مشترک حل می‌شود.

به یک گروه جَز فکر کنید که سازهای مختلف خطوط سنکوپ‌دار اجرا می‌کنند، اما همه با هم «در زمان» می‌مانند. این «پُلی‌ریتمیک» است که درون یک ساختار زمانی یکپارچه عمل می‌کند.

زمان «پُلی‌کورنیک»، از سوی دیگر، این وحدت را رد می‌کند. در محیط‌های موسیقی «پُلی‌کورنیک»، هر خط روی خط زمانی مستقل خود عمل می‌کند. هیچ ضرب مشترک، هیچ رهبر و هیچ مرکز زمانی زیرین وجود ندارد. هر خط موسیقی سرعت و منطق درونی خود را دارد. هماهنگی بین نوازندگان، در صورت نیاز، تنها در نقاط عمدی تلاقی رخ می‌دهد.

این صرفاً تمایزی نظری نیست، بلکه منجر به تجربه‌ای کاملاً متفاوت در شنیدن و اجرا می‌شود. به جای ارائه پیچیدگی درون وحدت، زمان «پُلی‌کورنیک» خود کثرت را تجسم می‌کند.

پ. اهمیت برای موسیقی‌دانان
آموزش ریتم سنتی بر تقسیم‌بندی‌های پیچیده‌تر و الگوهای لایه‌بندی شده تأکید می‌کند، اما این‌ها همیشه درون یک ضرب یا شبکه یکپارچه عمل می‌کنند. این رویکرد محدودیت‌هایی دارد:

بار شناختی بالا: «پُلی‌ریتمیک»‌های پیچیده می‌توانند به جای بیان موسیقی، ریاضی‌وار و سخت شوند.
وابستگی گروهی: نوازندگان به یک ضرب مشترک گره خورده‌اند که خودمختاری زمانی را محدود می‌کند.
گزینه‌های آهنگسازی محدود: آهنگسازان باید منطق ریتمی مرکزی را حفظ کنند که آزادی زمانی را محدود می‌کند.

زمان «پُلی‌کورنیک» این فرض‌ها را به چالش می‌کشد و ارائه می‌دهد:

خطوط مستقل: هر اجراکننده می‌تواند مسیر ریتمی خود را بدون هماهنگی با تمپوی مرکزی دنبال کند.
امکانات آهنگسازی گسترده: آهنگسازان می‌توانند خطوط زمانی با سرعت‌ها و ساختارهای مختلف را لایه‌بندی کنند.
تجربه شنیداری جایگزین: شنونده می‌تواند یک جریان را دنبال کند یا توجه خود را بین خطوط زمانی متعدد جابه‌جا کند.

ت. زمینه تاریخی در موسیقی
موسیقی کلاسیک غربی زبان ریتمی خود را درون سیستم‌های مونوکرونیک بنا کرد. حتی در فرمی بسیار ساختارمند چون فوگ‌های باخ یا «نقطه‌گذاری بهار» استراوینسکی، موسیقی بر یک ضرب مشترک تکیه می‌کند که اجزای آن را یکپارچه می‌سازد.

در قرن بیستم، برخی آهنگسازان شروع به فاصله‌گرفتن از این رویکرد کردند. آزمایش‌های آن‌ها اشاره به تفکر پُلی‌کورنیک دارد، اگرچه چارچوب مفهومی برای نام‌گذاری آن نداشتند.

کوارتت زهی شماره ۲ الیوت کارتر، هر نوازنده را به تمپوی مستقل خود موظف می‌کند.
اثر «اتمسفر» لیگتی، زمان معلق را از طریق توده‌های صوتی بدون شبکه ریتمی خلق می‌کند.

این نمونه‌ها علاقه روزافزون به زمان ناهمگن و لایه‌بندی‌شده را نشان می‌دهند، اما اجرای آن‌ها دشوار بود و سیستم عملی برای کاربرد گسترده‌تر وجود نداشت.

ث. نیاز به زمان Q
سیستم زمان Q پاسخی عملی به این پرسش‌های موسیقی ارائه می‌دهد. به جای تکیه بر نسبت‌های ریاضی پیشرفته یا هماهنگی فوق‌العاده گروهی، واحدهای زمانی روشن و خنثی معرفی می‌کند تا موسیقی پُلی‌کورنیک را قابل‌دسترس سازد.

الهام از فیزیک کوارک: در فیزیک ذرات، کوارک‌ها ذرات بنیادی هستند که بلوک‌های سازنده ماده را تشکیل می‌دهند. آن‌ها واحدهای خودبسنده‌اند که باید با کوارک‌های دیگر ترکیب شوند تا ذرات پایدار بسازند.

واحدهای مبتنی بر کوارک: سیستم زمان Q اصطلاح «کوارک» را برای توصیف واحد زمانی پایه خود به کار می‌گیرد؛ هر کوارک ثابت معادل ۰٫۱ ثانیه است.
خط‌های مستقل: هر اجراکننده با نرخ «QPS» (کوارک در ثانیه) منحصر به فرد خود کار می‌کند، آزاد از تمپوی مرکزی.
ابزارهای دیجیتال: نرم‌افزار «Q TIME MACHINE» به اجراکنندگان کمک می‌کند خطوط زمانی مستقل را با دقت حفظ کنند.
مقیاس‌پذیری: از تمرین‌های دوخطی ابتدایی تا آثار پُلی‌کورنیک کامل، سیستم با همه سطوح سازگار است.

زمان Q نه تنها روش تازه‌ای برای خوانش ریتم، بلکه راهی نو برای تفکر درباره زمان در موسیقی است. این سیستم ریتم را به عنوان رویدادمحور، جمعی و ساختاری مستقل بازتعریف می‌کند. در فصل‌های بعدی، مجموعه‌ای پیشرونده از تمرین‌ها و ابزارها برای توسعه شنیدن، آهنگسازی و اجرای پُلی‌کورنیک ارائه خواهد شد.

فصل دوم: ساختار زمان Q
در این فصل، ساختار فنی زمان Q معرفی می‌شود و بر مفاهیم طرح‌شده در فصل اول بنا می‌گردد.

الف. کوارک (Q): واحد زمانی پایه
کوارک واحد اتمی زمان در این سیستم است؛ برابر با ۰٫۱ ثانیه. این مدت زمان دقیق و حداقلی به اجراکنندگان و آهنگسازان اجازه می‌دهد خطوط زمانی را با انعطاف و دقت بسازند:

۱۰ کوارک = ۱ ثانیه
۶۰۰ کوارک = ۱ دقیقه
۳۶٬۰۰۰ کوارک = ۱ ساعت

برخلاف ضرب‌های سنتی، کوارک‌ها ظروف خنثی هستند؛ صرفاً نقاط زمانی را تعریف می‌کنند.

ب. سرعت خط زمانی: QPS و QPM
هر خط زمانی با تمپوی درونی خود پیش می‌رود که بر حسب:
QPS (کوارک در ثانیه)
QPM (کوارک در دقیقه)

این معیارها امکان تعیین دقیق سرعت مستقل از نشان‌گذاری‌های تمپوی سنتی را فراهم می‌کنند.

پ. رویداد و سکوت: H و S
به هر کوارک درون یک خط، یکی از دو حالت اختصاص می‌یابد:
H (ضربه/رویداد): صدایی رخ می‌دهد.
S (سکوت): صدایی رخ نمی‌دهد.

این مقادیر هویت ریتمی خط زمانی را خلق می‌کنند.

ت. خطوط مستقل (Lines)
یک خط، دنباله‌ای از کوارک‌هاست که هر یک H یا S را نشان می‌دهد و با QPS ثابت اجرا می‌شود. خطوط متعدد می‌توانند هم‌زمان اجرا شوند و با سرعت و منطق درونی خود سازگار باشند؛ بدین‌ترتیب بافت پُلی‌کورنیک واقعی شکل می‌گیرد.

ث. پیاده‌سازی دیجیتال
برای پشتیبانی از تمرین و اجرای زمان Q، محیط دیجیتال «Q TIME MACHINE» توسعه یافته است:
پیگیری دقیق خطوط زمانی مستقل
ابزارهای هماهنگی و تمرین پُلی‌کورنیک
رابط‌هایی برای آهنگسازی و اجرای آثار پُلی‌کورنیک

سپاسگزاری
از همسرم که همیشه با صبر و مهربانی حمایت کرده و از بروس همیلتون برای رفاقت، دلگرمی و پشتیبانی استوارش سپاسگزارم.

احسان صبوحی

سیستم زمان Q – اختصارات

Q = کوارک، واحد بنیادی زمان سیستم (ثابت در ۰٫۱ ثانیه)

T = مدت زمان یک کوارک (۰٫۱ ثانیه)

QPS = کوارک در ثانیه (۱ ÷ T، با T = ۰٫۱، برابر ۱۰)

QPM = کوارک در دقیقه (۶۰ ÷ T، با T = ۰٫۱، برابر ۶۰۰)

L = خط (یک چرخه یا عبارت ریتمی کامل)

H = ضربه (رویداد صوتی درون یک کوارک)

S = سکوت (استراحت درون یک کوارک)

SubQ = زیرتقسیم کوارک (برای جداسازی ریتمی ظریف‌تر)

نقشه‌برداری سطح کوبه‌ای (اختیاری):

L = ناحیه باس

LM = ناحیه میانه‌–پایین

LH = ناحیه میانه‌–بالا

H = ناحیه بالا

احسان صبوحی
آهنگساز و نظریه‌پرداز موسیقی پُست اورینتالیسم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)