حذف طبقه متوسط، زمینه‌ساز تشدید اختلاف طبقاتی و شورش ارتش گرسنگان

فشارهای اقتصادی و اجتماعی گسترده، به تدریج وسعت طبقه متوسط را کاسته است. این وضعیت، بر تعداد طبقه فقیر با استانداردهای ملی و بین‌المللی افزوده است.

معمولا در ایران طبقه متوسط شامل کارکنان، معلمان و کارمندان است. آن‌ها با کاهش درآمد، ناپایداری شغلی و نابرابری‌های آموزشی مواجه هستند. تحولات اقتصادی و سیاسی، به‌ویژه تورم، زندگی طبقه متوسط را دشوار کرده است.

ناتوانی در تامین نیازهای اساسی، به بحران‌های روانی و اجتماعی دامن زده است. کارشناسان معتقدند طبقه متوسط، موتور محرکه اقتصاد، قربانی سیاست‌های اقتصادی است. کاهش فرصت‌های شغلی و امید به آینده، به انسجام اجتماعی آسیب می‌زند.

طبقه متوسط ایران زیر فشار سنگین بحران‌ها قرار دارد. این طبقه، که ستون فقرات توسعه و ثبات است، در حال فرورفتن در بی‌ثباتی شغلی است. فرسایش سرمایه‌های مالی و روانی، به مهاجرت این افراد به طبقه فرودست انجامیده است.

 طبقه متوسط سنتی شامل خانواده‌های با درآمد پایدار است. آن‌ها امکان تحصیل فرزندان و دریافت خدمات درمانی مناسب را دارند. این افراد از حداقل تفریح و رفاه نسبی برخوردارند. این طبقه شامل کارکنان دولت، معلمان، مهندسان و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک است. اکنون جایگاه اقتصادی این طبقه متوسط به شدت تهدید می‌شود.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که تورم بالا و کاهش ارزش پول ملی، اصلی‌ترین عامل تضعیف طبقه متوسط بوده است. در بسیاری از کشورها، طبقه متوسط موتور محرکه اقتصاد ملی است.

اما در ایران، این طبقه قربانی سیاست‌های اقتصادی شده است. صاحبان کسب‌وکارهای کوچک و کارمندان دولت، با فشار معیشتی فزاینده‌ای روبه‌رو هستند.

خانواده‌های طبقه متوسط بالاجبار دچار گسست اجتماعی می‌شوند

این فشار، توان پس‌انداز و خرید روزمره آن‌ها را از بین برده است. تورم افسارگسیخته و کاهش قدرت خرید، بر وضعیت طبقه متوسط تاثیر گذاشته است. هزینه‌های اساسی، مانند اجاره‌خانه و خدمات درمانی، به‌شدت افزایش یافته است. درآمد ریالی این طبقه متوسط دیگر پاسخگوی حداقل‌های زندگی نیست.

خانواده‌ها ناچارند میان نیازهای پایه‌ای خود، انتخابی تلخ داشته باشند. این انتخاب شامل کیفیت غذا، آموزش فرزندان، سلامت و سرپناه است.

افزون بر این جاه‌طلبی‌های اتمی و موشکی ملایان، مزید بر علت شده است. تنگنای روابط بین‌المللی، سرمایه‌گذاری خارجی را کاهش داده است. این عوامل به افت تجارت و افزایش هزینه‌های واردات منجر شده‌اند.

ناپایداری بازار ارز و فرار سرمایه نیز از پیامدهای این رویکرد است. فضای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، که عمدتاً در اختیار طبقه متوسط هستند، کوچک‌تر شده است.

بسیاری از مشاغل سنتی و خدماتی رو به زوال رفته‌اند. بسته‌شدن فروشگاه‌های خانوادگی و توقف فعالیت صنوف، تنها بخشی از این بحران است.

از دست رفتن حس امنیت مالی، اضطراب و افسردگی گسترده‌ای ایجاد کرده است. کارمندی که نتوانسته خانه بخرد، با فروپاشی عزت نفس مواجه می‌شود. این فشار روانی، به گسست روابط خانوادگی و خشونت خانگی منجر شده است.

نظام آموزشی کشور، که بستر رشد طبقه متوسط بود، اکنون طبقاتی شده است. دسترسی به آموزش با کیفیت، به کالایی لوکس بدل شده است. نابرابری آموزشی به‌شدت در حال گسترش است.

خانواده‌های مرفه فرزندان خود را به مدارس خاص می‌فرستند. اما بسیاری از خانواده‌های طبقه متوسط توان تامین این هزینه‌ها را ندارند. این نابرابری در بلندمدت، منجر به نابرابری در فرصت‌های شغلی خواهد شد.

فروپاشی طبقه متوسط، باعث تشدید اختلاف طبقاتی و شورش می‌شود

مهاجرت داخلی و خارجی طبقه متوسط نیز در حال تشدید است. بسیاری از این افراد به فکر مهاجرت یا جابه‌جایی به مناطق ارزان‌تر هستند. این روند باعث خروج مغزها و نیروی متخصص از حکومت ایران می‌شود.

همچنین سبب تهی‌شدن سرمایه اجتماعی کلان‌شهرها از حضور اقشار مولد خواهد شد. بخش عمده‌ای از طبقه متوسط که در بازار کار رسمی فعال بودند، اکنون با ریزش اشتغال مواجه‌اند.

تخمین‌ها نشان می‌دهد حدود ۳۰ درصد از این طبقه از بازار کار خارج شده‌اند. بیش از ۶۰ درصد از صاحبان مشاغل کوچک با افت شدید درآمد روبه‌رو شده‌اند. بخشی از آن‌ها به ناچار در مشاغل غیررسمی مشغول شده‌اند.

این فرایند، نه تنها سبب فرسایش اقتصادی طبقه متوسط شده است. بلکه ساختار هویتی این طبقه را نیز دگرگون کرده است. طبقه‌ای که نماد «تعادل» و «امنیت اجتماعی» بود، در خطر از دست دادن جایگاه خود است.

کاهش مشارکت طبقه متوسط در فعالیت‌های مختلف، جامعه را با خلأ جدی مواجه می‌کند. در این وضعیت، طبقه‌ای از تازه‌ثروتمندان و رانت‌جویان حکومتی در حال شکل‌گیری است.

این طبقه بیشترین بهره را از فضای بحران‌زده اقتصادی برده است. آن‌ها عمدتاً از ارتباطات رانتی و امتیازات دولتی سود می‌برند. این طبقه در حال قبضه‌کردن منابع مالی کشور است، بدون نقش مولد در اقتصاد.

رشد این طبقه در کنار فروپاشی طبقه متوسط، شکاف طبقاتی را افزایش می‌دهد. این وضعیت به بی‌عدالتی ساختاری و نارضایتی عمومی منجر خواهد شد. نباید فراموش کرد که جنگ واقعی گاهی نه الزاما با موشک و گلوله، بلکه با فشار اقتصادی و فرسایش روانی رخ می‌دهد. جنگی که عاقبتی جز شورش علیه نظام حاکم نخواهد داشت.

[طبقه متوسط چگونه در ایران از بین رفت؟]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)