بیانیه شماره ۷

عالیجناب دونالد ترامپ، ریاست‌جمهوری ایالات متحده آمریکا

بی‌تردید، جنابعالی مسئول تأمین منافع ملی ایالات متحده آمریکا می‌باشید؛ اما تأمین این منافع، اخلاقاً نباید منافع ملت‌های دیگر را تضییع نماید. وانگهی، تنها منافع مادی و مالی، منافع ملی را تعریف نمی‌کنند؛ بلکه ارزش‌های انسانی مثل عدالت، آزادی، حقوق بشر، دموکراسی و پرستیژ بین‌المللی و مسئولیت بین‌المللی متناسب با این پرستیژ که در عین حال ارزش‌های آمریکایی تلقی می‌شوند نیز از مصادیق منافع ملی می‌باشند.

بنیان‌گذاران و رؤسای‌جمهور ایالات متحده آمریکا به‌خاطر خدماتی که در راستای تأمین منافع ملی انجام داده‌اند، مورد احترام ملت آمریکا بوده و هستند. اما در میان آن‌ها، آبراهام لینکلن به‌خاطر صدور فرمان الغای برده‌داری نه‌تنها در بین آمریکاییان، بلکه در بین مردم جهان از احترام و محبوبیت ویژه برخوردار است.

یکی از اولویت‌های جنابعالی چه در دوره قبل و چه اکنون، چگونگی برخورد با جمهوری اسلامی ایران بوده و می‌باشد که در این خصوص نکات زیر قابل‌تأمل است:
الف – جمهوری اسلامی نه‌تنها به‌معنی ملت ایران نیست، بلکه مورد انزجار ملت ما می‌باشد. بنابراین، هر اقدامی که به مردم ایران هم آسیب رساند، کاملاً محکوم خواهد بود.

ب – به استناد قانون اساسی و نیز اقرار صریح علی خامنه‌ای که به فقدان شرایط قانونی خود اذعان نمود، رهبری وی غیرقانونی و باطل می‌باشد. و با توجه به ساختار قدرت و حکومت در ایران که همه نهادهای حاکمیتی منبعث از رهبر می‌باشند، بنابراین جمهوری اسلامی ایران در کلیت خود نامشروع و غیرقانونی است و مطلقاً از سوی ملت ایران نمایندگی ندارد.

پ – در دوره جدید، بدون تفکیک ملت ایران از جمهوری اسلامی، مکرر موضع “تهدید به زور” را اتخاذ کرده‌اید، در حالی‌که طبق اصول مسلم حقوق بین‌الملل و نیز منشور ملل متحد و همه منابع حقوقی، تهدید به زور “ممنوع” می‌باشد. بنابراین، هرگونه توافق با جمهوری اسلامی به دلیل فقدان “مشروعیت” آن و “تهدید به زور” توسط جنابعالی، از منظر حقوق بین‌الملل و نیز از نظر ملت ایران “فاقد اعتبار” خواهد بود.

دولت شما طالبان را با در اختیار گذاشتن بیش از ۸۵ میلیارد دلار تجهیزات نظامی به افغانستان بازگرداند و علاوه بر جفا به مردم آن کشور، به‌صورت بالقوه خطری دائمی را علیه امنیت ملی ما به‌وجود آورد.
و در شرایطی که متحدین شما قصد تبدیل خاورمیانه به اروپا را دارند ـ که نیازمند هزاران بیلیون دلار سرمایه‌گذاری است و البته پیش‌شرط آن “ثبات و امنیت” منطقه می‌باشد ـ و کشور ما که توسط چند کشور هسته‌ای در منطقه احاطه شده است (در شرق، پاکستان با امکان به‌قدرت رسیدن طالبان سنی در اسلام‌آباد با دشمنی ایدئولوژیک افراطی با ایران شیعه؛ و روسیه در شمال با سابقه تهاجم مکرر به ایران؛ ترکیه، عضو ناتو با رویای بازگشت به امپراتوری عثمانی و چشم‌داشت به غرب ایران؛ و اسرائیل که برای ما خط و نشان می‌کشد)،

بعنوان معلمی که به‌مدت ۲۸ سال حقوق بین‌الملل و علوم سیاسی و روابط بین‌الملل تدریس کرده و در ۲۰۰۲، که علی خامنه‌ای گفت «هرکس دم از مذاکره با آمریکا بزند الفبای سیاست یا الفبای غیرت نیاموخته»، با انتشار نامه‌ای سرگشاده به مقابله با او برخاسته و سیاست ضدآمریکایی وی را به چالش کشیده و احمقانه خوانده و در نتیجه علاوه بر تحمل زندان و شکنجه، از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران اخراج شده و اعلام حمایت رسمی دولت آمریکا از وی ـ زمانی که جرج دبیلو بوش جمهوری‌خواه رئیس‌جمهور بود ـ هیچ کمکی به او نکرد، می‌پرسم چگونه انتظار دارید که ایران شاهد بی‌ثباتی و تهدید امنیت خود و ناظر بی‌عمل در برابر ثبات و امنیت دیگران در منطقه بماند؟!
آیا با توجه به تجربه اوکراین و لیبی، تمامیت ارضی و امنیت ملی ایران بدون “قدرت بازدارندگی” چگونه تأمین خواهد شد؟!
و امنیت مورد نظر شما برای خاورمیانه چگونه می‌تواند تضمین گردد؟!

همچنان‌که ایران را از جمهوری اسلامی جدا می‌دانیم، دفاع از تمامیت ارضی و استقلال ایران را هم در مقابل هر نوع تهدید و تعرض، مستقل از جمهوری اسلامی تلقی کرده و مقابله با آن را وظیفه ملی و اخلاقی و انسانی خود می‌دانیم و یقین داریم ملت ما در دفاع از میهن خود، شجاع‌تر از ملت ویتنام و مردم افغانستان می‌باشد.

ملت ما با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار رژیمی سکولار و دموکراتیک و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و پیام صلح و دوستی به جهان و بازگشت به جامعه جهانی و رفع خصومت‌های احمقانه با ایالات متحده آمریکا ـ ناشی از سوءتفاهماتی که در نامه اخیر جنابعالی به علی خامنه‌ای هم مورد اشاره قرار گرفته بود ـ و اعاده دوستی دیرینه دو ملت ایران و آمریکا، در ربع قرن اخیر به چندین قیام بزرگ دست زد و انتظار داشت که در راستای ارزش‌های انسانی ـ آمریکایی و حتی منافع درازمدت شما، از حمایت ایالات متحده برخوردار گردد.
حتی در جریان جنبش سبز در ۱۳۸۸ شعار فراگیر “اوباما، اوباما با آن‌هایی یا با ما؟” را سر دادند ولی متأسفانه پرزیدنت اوباما در کنار خامنه‌ای و در مقابل ملت ما قرار گرفت و مبالغ هنگفتی از دارایی‌های ملت ما را حتی با هواپیما به‌صورت نقدی در اختیار او قرار داد که صرف گروه‌های نیابتی و نیز سرکوب مردم ما شد.
و در جریان انقلاب معروف به “زن، زندگی، آزادی”، سلف شما، پرزیدنت بایدن، مردم ما را به خامنه‌ای فروخت.
ضمناً در راستای توافق برجام، پرزیدنت اوباما تعهد کرده بود که از دسترسی اپوزیسیون واقعی و اصیل جمهوری اسلامی به رسانه‌های عمومی مثل صدای آمریکا جلوگیری نماید و چهره‌های فیک را تبلیغ کند که نقش مهمی در بقای جمهوری اسلامی ایفا کرد. و در کمال شگفتی، این سیاست که از ۲۰۱۵ شروع شد، هنوز هم ادامه دارد و صدای آمریکا (VOA) و به تبع آن حتی BBC و ایران‌اینترنشنال همین سیاست را ادامه می‌دهند.

اینک که جمهوری اسلامی ایران در داخل به‌قدری ضعیف شده که جرئت نمی‌کند حتی قانون معروف به عفاف و حجاب را که به تصویب نهایی رسیده، ابلاغ و اجرا نماید و جامعه در وضعیت انقلابی به‌سر می‌برد و همچون “بمب ساعتی” حالت “پیشاانقلاب” را نشان می‌دهد و با آگاهی از “خلأ رهبری” به‌عنوان اصلی‌ترین علت شکست در قیام‌های گذشته، شورای انقلاب ملی ایران مسئولیت هدایت این انقلاب را به‌عهده می‌گیرد تا پیروزی آن را تضمین نماید و ضمن پیشگیری از خلأ قدرت و هرج‌ومرج و ناامنی، خود را متعهد به استقرار رژیمی سکولار، دموکراتیک، مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و پیام صلح و دوستی به جهان در “نظم جهانی گلوبال” کنونی می‌داند و برای تأمین منافع ملی ایران صرفاً از طریق “همکاری و رقابت” با همه کشورها از جمله ایالات متحده و اسرائیل، از موضع احترام برابر و منافع مشترک و متوازن، صفحه نوینی از سیاست داخلی و روابط بین‌المللی را خواهد گشود، انتظار دارد از هرگونه اقدام در مورد ایران خودداری و مذاکره و معامله با جمهوری اسلامی ایران را تعلیق فرمایید تا مانند دوران پرزیدنت اوباما و پرزیدنت بایدن، قیام ملت ما قربانی منافع زودگذر ایالات متحده آمریکا نگردد.

با سپاس
از طرف شورای انقلاب ملی ایران
قاسم شعله‌سعدی
۱۴۰۴/۲/۲۸

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)