جناب سرهنگ، مهندس، داهی خامس، حجه‌الاسلام علی خامنه‌ای

قبلاً علت اعطای مدرک مهندسی به شما که به‌خاطر مهارتتان در مهندسیانتخابات بود و نیز اعطای وصف «داهی خامس» که به‌خاطر برتری شمانسبت به دُهایاربعه بود را توضیح داده‌ام. اینک لازم است که اعطای درجهسرهنگی به شما، به‌دلیل استعدادتان در نظامی‌گری ـ که مورد علاقهخودتان نیز بوده ـ و نیز تشابه سرنوشتتان به سرنوشت سرهنگ قذافی ـ کهدر مصاحبه سال ۱۳۹۶ در تلویزیون ایران فردا پیش‌بینی نمودم ـ توضیحدهم؛ اگرچه فردای آن روز در وزارت اطلاعات که پرسیدند «برای حضرتآقا تعیین تکلیف کرده‌اید؟» با پاسخ مثبت من، پرونده جدیدی علیهم تشکیلشد.

لابد به خاطر دارید که در نامه سرگشاده مورخ ۱۳۸۱/۹/۱۴ برخی از دلایلحقوقی «بطلان ولایت» شما را بیان نمودم و سیاست‌های داخلی و خارجیشما ـ از جمله در مورد ایالات متحده آمریکا ـ را با قاطعیت به چالشکشیدم و در همان نامه «سقوط حکومت دینی» شما و جایگزینی آن با یکجمهوری سکولار–دموکراتیک تمام‌عیار همراه با «رنسانس» را پیش‌بینی وخواهان «کناره‌گیری» شما از قدرت شدم؛ اگرچه در آن زمان نه فیلماظهارات شما در اجلاس مورخ ۱۳۶۸/۳/۱۵ خبرگان ـ مبنی بر اینکه: «باید برای جامعه اسلامی که حتی احتمال کسی مثل شما را دهد خونگریست» ـ و نیز اقرار به فقدان لیاقت برای کسب مقام رهبری و اشکالفنی و اساسی و ایراد شرعی و قانون اساسی منتشر شده بود، و نه من ازآن خبر داشتم؛ که در تعارض کامل با اظهاراتتان در پنجمین جلسه شورایبازنگری قانون اساسی مورخ ۱۳۶۸/۲/۱۲ ـ مندرج در صفحات ۱۷۳ لغایت ۱۹۴ جلد اول مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی، انتشارات مجلس شورای اسلامی ـ یعنی ۳۳ روز پیش از انتصابغیرقانونی شما به رهبری، که ضمن «رد فتوای» آقای خمینی که در پاسخبه استفتای دوستان لبنانی «مرجعیت دینی» را «شرط اجتناب‌ناپذیرزعامت سیاسی» دانسته بود و نیز علما و فضلا را به یافتن راه حلی برایروایات ارشاد نمودید که این روایات را از طریق «دلالت یا سندیت علاج» کنند یا کاری برایش کنند تا قبای رهبری بر قامت شما بریده و دوخته شود. آری، به‌عنوان یک حقوقدان و بدون اطلاع از موارد فوق، و صرفاً به اتکایبرداشت حقوقی، رهبری شما را غیرقانونی خواندم و درخواست کناره‌گیریشما از قدرت غاصبانه کردم که به‌جای کناره‌گیری شما، زندان و محکومیتو شکنجه نصیب من شد.

زمانی که گفتید «انقلابی» هستید و به «دیپلمات نبودن» خود فخر نمودید، به شما نوشتم: طبق اصول قانون اساسی باید «مدیر، مدبر، آگاه به زمانو دارای بینش صحیح سیاسی و اجتماعی» یعنی «سیاستمدار ودیپلمات» باشید، و طبق آموزه‌های دینی: «الأئمه ساسه العباد»، و طبقفرهنگ و ادب ایران، چنانکه حافظ بزرگ می‌گوید:

رندِ عالم‌سوز را با مصلحت‌بینی چه کار؟

کارِ ملک است آن‌که تدبیر و تأمل بایدش

و حتی استشهاد کردم که مغول‌های وحشی صدارت خود را به خواجهنصیرالدین طوسی و خواجه رشیدالدین فضل‌الله دادند و رضاشاهبی‌سواد، صدارت خود را به فروغی ذکاءالملک داد تا شما را متقاعد نمایمکه در هر حال باید سیاستمدار و دیپلمات باشید، و چون دیدم آنچهنصیحت کردم بی‌فایده بود، به روشنی دانستم که نه برادر جعفرم و نه اهلبرمک.

شما طبق اصل ۱۲۱ قانون اساسی در مقام ریاست‌جمهوری سوگندخورده بودید که از قانون اساسی و مذهب رسمی و دین و اخلاق و… به‌عنوان «امانت مقدس» ملت پاسداری کنید، ولی علیرغم اذعان و اقرارصریح مقرون به صحت نسبت به فقدان شرایط قانونی و شرعی، هم بهمذهبی که مهم‌ترین رکنش «اصالت رهبری و عدالت» است جفا کردید وهم به «امانت مقدس» ملت ایران؛ و قاعدتاً باید بدانید که امینی که درامانت خیانت کند «قهراً منعزل» است و طبیعتاً می‌دانید که از آغاز، ولایتشما باطل بوده و می‌باشد.

در عمل نیز سیاست‌های شما دستاوردی جز فاجعه برای ملت ما و حتیملل منطقه نداشته است که به چند نمونه آن به اختصار اشاره می‌کنم:

۱- سرکوب مردم معترض در تمامی اعتراضاتی که حق طبیعی و مصداقآزادی‌های مشروع مندرج در قانون اساسی از جمله اصل نهم و اصلبیست و هفتم می‌باشد، و این روش تا آنجا پیش رفت که رسماً و علناً پساز اعتراض مردم مشهد در خرداد ۱۳۷۱ آن‌ها را «علف‌های هرز» نامیدیدو فرمان «درو» کردن آن‌ها را دادید.

۲- علیرغم برابری رهبر با سایر افراد کشور در مقابل قانون ـ مصرح دراصل ۱۰۷ قانون اساسی ـ و لزوم تبعیت شما از قانون، خود را دارایقدرت «فراقانونی» می‌دانید تا آنجا که حتی رسماً و علناً اعلان کردیدگاهی دستگاه و سازمانی نمی‌تواند با قانون کنار بیاید و چنانچهدرخواست کنند، آن‌ها را از «تبعیت از قانون معاف» می‌کنید، و درخواسترئیس قوه قضائیه را یکی از نمونه‌های آن ذکر کردید (احتمالاً معافیتدادگاه‌های تجدیدنظر از الزام قانونی تشکیل جلسه دادرسی با دعوت ازاصحاب دعوی).

۳- برخلاف اصل ۳۶ قانون اساسی که مقرر می‌دارد: حکم به مجازات واجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد، شمابدون هیچ حکم قانونی و بدون هیچ دادرسی عادلانه، افراد را در «حصرخانگی غیرقانونی» قرار دادید.

۴- به موجب اصل ۱۵۹ قانون اساسی، مرجع رسمی تظلمات و شکایاتدادگستری است و تشکیل دادگاه‌ها و تعیین صلاحیت آن‌ها منوط به حکمقانون است؛ اما شما «دادگاه‌های اختصاصی» با اختیارات «نامحدود» ونقض اصول دادرسی عادلانه تشکیل داده‌اید که حتی قادر به صدور «حکماعدام» هستند و این احکام تا کنون از این مراجع غیرقانونی صادر و اجراشده است.

۵- شما با سیاست «نوچه‌پروری» و صرفاً بر اساس وفاداری و نهشایستگی، افراد بسیاری را در قالب الیگارش بر سرنوشت مردم مسلطنموده‌اید و حکومتی «مافیایی» را به‌وجود آورده‌اید که علت اصلی «فسادسیستماتیک» و گسترده می‌باشد. تازه به‌جای تأکید بر مجازات غارتگران، رسماً می‌گویید «قضیه را کش ندهند».

۶- با قبضه جایگاه رهبری، به مرجعیت شیعه ـ که اعتباری و ظرفیتی برایمقابله با کج‌روی‌ها داشت، مثل فتوای آیت‌الله شیرازی در واقعه تنباکو ـ نیزلطمه زدید.

۷- به دانشگاه و به‌ویژه به علوم انسانی نیز جفا کردید، تا آنجا که ازدانشگاه «پادگان» ساختید و «مداح» را بر کرسی استادی دانشگاهنشاندید که نتیجه آن، «ورشکستگی» کشور بود.

۸- بیست سال پیش، چشم‌انداز ۲۰ ساله‌ای را ارائه دادید که به موجب آنقرار بود در ۱۴۰۴، یعنی امسال، ایران «قدرت اول» منطقه باشد. ولیامروز، نه‌تنها فقر عمومی کشور را فرا گرفته و بیش از سه‌چهارم جمعیتکشور محتاج بسته حمایتی معیشتی خفّت‌بار می‌باشند، بلکه همه«بازوهای نظامی» شما در منطقه قطع گردیده و اسرائیل تا فیها خالدونمراکز امنیتی شما رخنه کرده است.

۹- اشغال غیرقانونی جایگاه رهبری، و در نتیجه بطلان ولایت شما، نه‌تنهاموجب «انعزال» شما گردید بلکه به «انعزال و عدم مشروعیت همه نهادهایحاکمیتی» منبعث از شما ـ از جمله شورای نگهبان، مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی، ریاست‌جمهوری و دولت و قوه قضائیه وفرماندهان نیروهای مسلح و… ـ تسری یافته است.

۱۰- با این حساب، لابد تعجب می‌کنید که حکومت شما چرا هنوز سرنگوننشده است؟ علل سرانگشتی آن این است که بخشی از اپوزیسیون، بهدلیل مبارزه مسلحانه و نیز پیوستن به دشمن در زمان جنگ ۸ ساله، علیرغمامکانات مالی فراوان، از پایگاه مردمی کافی برخوردار نیست؛ و بخشدیگری از اپوزیسیون که زیر علم سلطنت سینه می‌زنند، اولاً انتظارداشته‌اند که ملت ایران از ۲۳ بهمن ۱۳۵۷، یعنی یک روز پس از انقلاب، مجدداً علیه انقلاب خودشان ـ که به‌خاطر استبداد، سیستم تک‌حزبیرستاخیزی، سازش نامقدس، فساد سیاسی و مالی، اختناق، سرکوب، سرسپردگی محمدرضا شاه به انگلیس و آمریکا و ده‌ها دلیل دیگر رخ داد ـدست به انقلاب بزنند. و در باب سرسپردگی محمدرضا شاه کافی‌ستبدانیم که به دستور انگلیس، بحرین عزیز را تحویل داد و به دولت بحرینتبریک هم گفت! درست مثل آقای ابریشم‌چی که برای انقلاب ایدئولوژیک وازدواج مریم و مسعود تبریک هم گفت؛ با این تفاوت که آن، یک مسئله مهممملکتی، هویتی و مربوط به تمامیت ارضی و منافع ملی ایران بود که بههدر رفت، ولی این‌یکی امری شخصی و در چارچوب مناسبات سازمانیرخ داد. ثانیاً طرفداران سلطنت به «امامزاده‌ای» دخیل بسته‌اند کهمعجزه‌ای از او سر نمی‌زند، و در وضعیتی که نیاز به صلابتی در ترازنادرشاه می‌باشد، «شاه سلطان حسین» پرچم را به‌دست گرفته و می‌گویدحاضر نیست آزادی خود را به خطر اندازد؛ فقط می‌تواند قیام مردم را بهحاشیه ببرد، همان‌طور که قیام «زن، زندگی، آزادی» را به حاشیه برد، واتوبوسی را که قرار بود به تهران هدایت کند در تل‌آویو متوقف شد. شایدعلاقه شما به رهبری اپوزیسیون توسط وی هم ناشی از همین رویکردباشد.

۱۱- شما که مذاکره با آمریکا را موجب بی‌سیاستی و بی‌غیرتی و بی‌عقلیو بی‌هوشی و بی‌شرافتی می‌دانستید و تنها راه‌حل مسئله آمریکا را «باجدادن» ـ آن‌هم نه یک‌بار و دوبار ـ می‌دانستید، چرا دست به «انتحارسیاسی» زدید و حاضر به باج دادن به ترامپ شدید و «تسلیم» گشتید؟! آیا بهتر نیست به‌جای تسلیم ترامپ شدن، «تسلیم ملت ایران» شوید و باعذرخواهی از ملت، قدرت مغصوب را به مردم پس دهید؟!

۱۲- درست است که شما حق دارید که از ناحیه بعضی از اپوزیسیوناحساس ترس نکنید، ولی می‌دانید که دو گزینه انتقال قدرت به ملت ازطریق «مصالحه یا محاکمه» را بارها اعلام کرده‌ام و حتی «کیفرخواست» آن را هم منتشر نمودم تا از «قاطعیت» ملت ما برای استرداد قدرتمغصوب، تردید به خود راه ندهید.

۱۳- شما می‌دانید که آحاد مردم سرشار از «خشم و نفرت» نسبت به شماو عوامل شما اعم از سپاه، بسیج، نیروی انتظامی، اطلاعات و آخوندمی‌باشند؛ و همان‌گونه که در قیام‌های گذشته شما را غافلگیر نمودند، اکنون که ضعف شما به حدی می‌باشد که حتی «جرأت ابلاغ و اجرای» قانون معروف به «حجاب و عفاف» را ندارید، مطمئن باشید که قیام مردماین‌بار «آتشفشانی» خواهد بود و ممکن است به «انتقام‌گیری و هرج‌ومرجو خلأ قدرت» و نهایتاً «جنگ داخلی و تجزیه کشور» منجر گردد. و منترجیح می‌دهم انتقال قدرت از طریق «مصالحه» باشد تا از «فروپاشی» کشور و ورود آسیب‌های انسانی و مادی بیشتر هم جلوگیری نماییم، وانتقال قدرت به ملت به‌صورت «مسالمت‌آمیز» صورت پذیرد.

۱۴- قطعاً شما می‌دانید که مشمول هر سه مورد مذکور در اصل ۱۱۱ قانون اساسی هستید، و می‌دانید که خبرگان ـ که به وکالت از طرف مردم، مکلف به امانت‌داری از «امانت مقدس ملت ایران» در راستای اجرای اصلفوق بوده‌اند ـ ولی به دلیل «سرسپردگی» به شما و نیز «انعزال» خود ازانجام این تکلیف عاجز مانده‌اند. از طرفی، به دلیل انعزال شما و نیزانعزال خبرگان، «استعفا یا عزل» شما موضوعیت ندارد، و کافی‌ست که«کناره‌گیری» خود از قدرت را اعلان نمایید.

به امید آنکه مشمول: «الآن وقد عصیت قبل و کنت من المفسدین. فالیومننجّیک ببدنک لتکون لمن خلفک آیه…» نگردید، و در شرایط آچمز فعلی کهتسلیم در مقابل ترامپ و جنگ، هر دو ایران را در «احاطه قدرت‌هایهسته‌ای» قرار داده، موافقت کنید که سازوکارهای انتقال قدرت به مردم باهماهنگی شما و شورای انقلاب ملی ایران ـ چه از راه برگزاری یک«رفراندوم تحت نظر ناظران بین‌المللی» و چه از راه دیگر مورد توافق ـ موردبررسی قرار گیرد.

همین‌جا، برای کمک به اجرای این طرح که مستلزم تفهیم «واقعیت» بهآقای خامنه‌ای است تا «قدرت و قاطعیت» شما ملت بزرگ را باور کند، ودر راستای ایفای «مسئولیت ملی»، از مردم زجرکشیده ایران ـ به‌ویژهکارگران، کشاورزان، بازاریان، هنرمندان، دانشجویان، معلمان، دانش‌آموزان، ورزشکاران، زنان، دادخواهان، رزمندگان ۸ سال دفاعمقدس، نیروهای مسلح، حقوقدانان، وکلا، رانندگان، اقوام و ایلات بزرگقشقایی، بختیاری، بلوچ، کرد، لر، عرب، آذری، ترکمن، تالشی، مازنی، وپیروان مذاهب مسیحی، یهودی، زرتشتی، سنی، شیعه، و از آحاد ملتبزرگ می‌خواهم برای نشان دادن «همبستگی ملی» و «قدرت لایزال» مردم، در سالروز انتصاب آقای خامنه‌ای توسط خبرگان منعزل، «۱۵ خرداد»، فقط به مدت یک ساعت با آرامش و نظم در خیابان‌های سراسرکشور حضور یابند تا با یک تیر، چند نشان بزنیم: هم از خطر جنگ کشوررا برهانیم، هم از ننگ تسلیم، و نیز انتقال قدرت به ملت را از طریقمصالحه محقق سازیم و برای ساختن ایران دست در دست هم اقدام کنیم.

السلام علی من اتبع الهدی

از طرف شورای انقلاب ملی ایران

قاسم شعله‌سعدی

۱۴۰۴/۲/۲۶

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)