مقدمه: اعدام، ابزار بقای استبداد

اعدام در جمهوری اسلامی تنها یک ابزار قضایی نیست؛ ستون فقرات ماشین سلطه و ارعاب است. از دههٔ ۶۰ تاکنون، اعدام نه‌تنها برای حذف فیزیکی مخالفان، بلکه برای کنترل روانی جامعه، سرکوب اعتراض، و مهندسی ترس به‌کار رفته است. این سیستم با کشتن تغذیه می‌شود، و برای ادامهٔ حیات سیاسی‌اش نیازمند ریختن «خون قانونی‌شده» است.

اما در برابر این ماشین مرگ، صدایی در حال شکل‌گیری است؛ صدایی که نه از سر احساسات گذرا، بلکه بر پایهٔ هم‌سرنوشتی ساختاری نیروهای تحت‌ستم بنا شده: اتحاد ارگانیک علیه اعدام.

اتحاد ارگانیک چیست؟ و چرا راه دیگری نداریم؟

اتحاد ارگانیک، برخلاف ائتلاف‌های موقت و سطحی، به پیوندی ساختاری، طبیعی و پایدار میان نیروهایی اشاره دارد که از نظر جایگاه عینی، اجتماعی و تاریخی منافع مشترکی دارند. در ایران، نیروهای اجتماعی‌ای که با خطر اعدام، حذف فیزیکی، و خشونت حکومتی مواجه‌اند، همگی به یک طبقهٔ گستردهٔ سرکوب‌شدگان تعلق دارند: کارگران معترض، زنان شورشی، زندانیان سیاسی، حاشیه‌نشینان، دانشجویان، اقلیت‌های قومی و مذهبی، و خانواده‌های دادخواه.

اتحاد این نیروها علیه اعدام نه‌فقط ممکن، بلکه اجتناب‌ناپذیر است؛ چرا که هر صدایی که به اعدام اعتراض نکند، دیر یا زود طعمهٔ همان چوبه‌دار خواهد شد. اعدام تنها یک فرد را نمی‌کشد، بلکه امکان مقاومت جمعی را در نطفه خفه می‌کند.

اتحاد ارگانیک علیه اعدام: فراتر از همدلی، رسیدن به هم‌سرنوشتی

مبارزه با اعدام تنها یک کارزار حقوق بشری نیست؛ بلکه یک میدان سیاسی است که می‌تواند نیروهای متفرق تحت‌ستم را به شکلی ارگانیک متحد کند. جمهوری اسلامی از اعدام به‌عنوان ابزار اصلیِ سلطه، سرکوب و کنترل استفاده می‌کند. این خشونت، نه‌فقط متوجه محکومان، بلکه متوجه کل جامعهٔ فرودست، معترض، و انقلابی است.

در چنین شرایطی، اتحاد ارگانیک علیه اعدام یعنی:

  • اتحاد زندانی سیاسی با زندانی عادی، چون هردو قربانی سیستم قضایی فاسد، غیرشفاف و خشونت‌محورند؛
  • اتحاد خانواده‌های قربانیان اعدام با جنبش‌های زنان، دانشجویان، کارگران و اقلیت‌ها، چون اعدام علیه هر صدایی است که حاکمیت آن را تهدید بداند؛
  • اتحاد روشنفکران رادیکال با توده‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده، چون حذف فیزیکی انسان‌ها به معنای حذف خاطره، مقاومت و آگاهی جمعی است.

اتحاد ارگانیک نه به‌عنوان تاکتیک، بلکه به‌مثابه ضرورت انقلابی

  • لغو اعدام اگر قرار است از حد شعار عبور کند، باید به یک خواست مشترکِ تمام نیروهای در خطر تبدیل شود. جمهوری اسلامی بین «زندانی سیاسی» و «مجرم عادی» مرزی نمی‌شناسد. مرز واقعی بین خودی و غیرخودی نیست، بلکه بین سلطه‌گر و فرودست است.
  • اعدام زبانی‌ست که حاکمیت با آن می‌گوید: «هرکس که اطاعت نکند، حذف می‌شود». پاسخ به این زبان، باید اتحاد ارگانیک آن‌هایی باشد که تهدید به حذف شده‌اند.

سه‌شنبه‌ها: جرقه‌ای از دل زندان، شعله‌ای در خیابان

جنبش «نه به اعدام» با فریاد زندانیان آغاز شد؛ آن‌جا که در یکی از تاریک‌ترین مکان‌های جمهوری اسلامی – زندان – زندانیان سیاسی، و غیرسیاسی، اعلام کردند که هر سه‌شنبه دست به اعتصاب غذا خواهند زد، برای نجات جان کسانی که در صف اعدام ایستاده‌اند.

این کنش بی‌سلاح، اما پرقدرت، نخستین جرقهٔ مقاومت منسجم علیه اعدام در دورهٔ جدید بود. مبارزه‌ای که از گرسنگی خودخواسته شروع شد، به تدریج به خیابان راه یافت.

خانواده‌های زندانیان، فعالان دادخواه، مادران جان‌باختگان، و مردم آگاه، سه‌شنبه‌ها در مقابل زندان‌ها و دادگاه‌ها تجمع کردند و صدای زندانیان را پژواک دادند.

این پیوند میان درون و بیرون زندان، اساس اتحاد ارگانیک است.

اعتصاب غذا درون دیوارهای خفقان و تظاهرات در خیابان‌های پرخطر، دو سرِ یک مقاومت‌اند؛ مقاومتی که نه از بالا، نه از رسانه، بلکه از دل رنج و خطر واقعی متولد شده است.

نقش حیاتی خارج کشور: صدای زنده، حافظ حافظه

نیروهای خارج از کشور، چه فعالان سیاسی و رسانه‌ای، چه سازمان‌های حقوق بشری، و چه تبعیدیان بی‌نام‌ونشان، نقش تعیین‌کننده‌ای در گسترش و تقویت اتحاد ارگانیک علیه اعدام دارند. این نقش از چند جهت حیاتی است:

۱. افشای بی‌وقفهٔ خشونت و جلوگیری از نرمال‌سازی مرگ

خارج کشور می‌تواند ماشین پروپاگاندای رژیم را در سطح جهانی به چالش بکشد. اعدام‌هایی که در ایران بی‌صدا اجرا می‌شوند، اگر در رسانه‌های جهانی بازتاب یابند، می‌توانند هزینهٔ سیاسی سنگینی برای حاکمیت ایجاد کنند.

۲. سازماندهی کمپین‌های جهانی

تبعیدیان و کنشگران خارج از کشور می‌توانند کارزارهای سازمان‌یافته با تمرکز بر پرونده‌های اعدام‌شدگان و در خطر اعدام ایجاد کنند. این کارزارها وقتی موفق‌اند که مبتنی بر پیوند عمیق با نیروهای داخل و نیازهای واقعی آن‌ها باشند، نه صرفاً حرکات نمایشی یا رسانه‌پسند.

۳. بازتاب اعتصاب‌های زندانیان

یکی از مهم‌ترین وظایف نیروهای تبعیدی، بازتاب دادن اعتصاب غذای زندانیان در سه‌شنبه‌هاست. این اعتصاب‌ها سرمشق روشنی‌اند: آن‌ها در دل دشمن، در زندان، در شرایط مرگ، ایستاده‌اند؛ و ما، در فضای آزادی نسبی، اگر نتوانیم این صدا را تقویت کنیم، سهمی در سکوت داریم.

اعدام، خشونتِ قانونی‌شده: از نگاه حقوق بشر تا واقعیت جمهوری اسلامی

اعدام، چه در نگاه حقوق بشری و چه در چارچوب عملکرد جمهوری اسلامی، یک کنش نهاییِ سلب حیات است، اما هدف، زمینه، و پیامد آن در این دو نگاه تفاوت‌های بنیادینی دارد، هرچند در برخی جنبه‌ها اشتراکاتی نیز دیده می‌شود. 

١. از نگاه حقوق بشری: اعدام یعنی نفی کرامت انسانی

  • اصل پایه‌ای حقوق بشر این است که هر انسانی، حتی در شدیدترین خطاها، سزاوار زندگی و اصلاح است. اعدام نه عدالت است و نه پیشگیری از جرم؛ بلکه خشونتی نهادینه‌شده توسط دولت است.
  • در بسیاری از موارد، اعدام ابزار سرکوب سیاسی، تبعیض طبقاتی، و ابزار حذف حاشیه‌نشینان، اقلیت‌ها، و معترضان بوده است.
  • سازمان‌هایی مثل عفو بین‌الملل، شورای حقوق بشر سازمان ملل، و حتی برخی دادگاه‌های بین‌المللی، اعدام را «شکنجهٔ نهایی» یا «قتل قانونی‌شده» نامیده‌اند.

۲. در جمهوری اسلامی: اعدام به‌مثابه ابزار ترور و بقاء نظام

  • در ایران، اعدام نه برای «عدالت» بلکه برای ایجاد رعب و کنترل سیاسی به‌کار می‌رود.
  • هزاران نفر – از طیفهای مختلف سیاسی، از ملیتها و اقوام مختلف، دراویش، فعالان زن، هنرمندان و نویسندگان، کنشگران مدنی و حقوقی– طی دهه‌ها اعدام شده‌اند. اعدام‌ها نه شفاف‌اند، نه عادلانه.
  • اعدام در ایران با اعترافات اجباری، شکنجه، دادگاه‌های چند دقیقه‌ای، و فشارهای اطلاعاتی همراه است. این اعدام‌ها جنایت‌اند.

۳. پاسخ جنبش انقلابی: نه به اعدام، حتی برای دشمنان مردم

  • دیدگاه انقلابی حقیقی، برخلاف انتقام‌جویی، به سمت لغو ساختارهای خشونت و اعدام حرکت می‌کند.
  • لغو اعدام، بخشی از پروژهٔ بزرگ‌تر حذف سازوکارهای سلطه و کشتار است. وقتی دولت قدرت گرفتن جان را داشته باشد، می‌تواند این قدرت را علیه آزادی، علیه اعتراض، علیه زندگی به‌کار گیرد.
  • عدالت واقعی نه از طریق کشتن، بلکه از طریق افشاگری، دادخواهی شفاف و بازسازی اجتماعی ممکن می‌شود.

۴. تجربهٔ جهانی: موج جهانی لغو اعدام

  • بیش از دو سوم کشورهای جهان یا اعدام را لغو کرده‌اند یا سال‌هاست اجرا نمی‌کنند.
  • کشورهایی که اعدام را کنار گذاشته‌اند، شاهد افزایش جرم نبوده‌اند؛ برعکس، سیستم عدالتشان انسانی‌تر شده است.
  • جنبش جهانی برای لغو اعدام با جنبش‌های ضد نژادپرستی، ضد امپریالیسم، و جنبش‌های زنان هم‌پوشانی دارد.

پایان سخن: لغو اعدام، آغاز انقلاب اجتماعی است

لغو اعدام در ایران نه صرفاً یک مطالبهٔ حقوق بشری و نه یک مطالبهٔ اصلاح‌طلبانه میتواند باشد، بلکه بخشی از چشم‌انداز انقلابی برای برچیدن نظام خشونت سازمان‌یافته است. مبارزه با اعدام بخشی از مبارزه علیه جمهوری اسلامی، علیه فاشیسم دولتی، و علیه سلب حق زندگی از توده‌های تحت‌ستم است.

مبارزه برای لغو اعدام گامی در جهت پایان دادن به یک نظم مرگ‌محور و بنا کردن جامعه‌ای بر پایهٔ زندگی، مقاومت، و کرامت انسانی است.

اما این مهم تنها از راه اتحاد ممکن است، و نه هر اتحادی، بلکه اتحاد ارگانیکی که ریشه در درد، رنج، خشم و آرمان مشترک دارد.

سه‌شنبه‌ها، با صدای مادران دادخواه، گام‌های معترضان خیابانی، و اعتصاب زندانیان، آینهٔ آینده‌ای‌ست که در آن، جان انسان دیگر قربانی سیاست نخواهد شد.

و این اتحاد ارگانیک، از دل گرسنگی آگاه، مقاومت بی‌سلاح، و حافظهٔ خونین شکل می‌گیرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)