«جامعهی بورژوایی و مصاف کار – سرمایه!»
بیژن هدایت –
نزدیک به نیم قرن از حاکمیت پلشت جمهوری اسلامی سرمایه در ایران میگذرد؛ سالهای دور و درازی که با خطی از توحش بردهگی مزدی، انباشت فوق تصور سرمایه به بهای فقر و فلاکت دهشتبار و هر دم فزایندهی تودهی کارگر، دار و درفش، و فریاد حقطلبی و آزادیخواهی، بر صفحات خونین این زمین نگاشته شده است. در روایت حزنانگیز این سالها، اپوزیسیون مُلون بورژوازی ایران، و سرمایهداری جهانی، در انبوهی از مقالات و گزارشات، مُکرر از حکومت مُشتی آیتالله، دیکتاتوری مذهبی، آپارتاید جنسی و حجاب اجباری، سرکوب اقلیتهای مذهبی، نبود آزادیهای سیاسی و مدنی، از لشکر وحوش و قدارهبند حزبالله، امکان دستیابی حولانگیز جمهوری اسلامی به انرژی هستهای، تروریسم، و…، گفتند و نوشتند، اما به نُدرت از توحش بردهگی مزدی، از انباشت فوق تصور سرمایه، از درد و رنج جانکاهی که بردهگان مزدی در هر لحظهی زندگی خود در جهنم جمهوری اسلامی سرمایه میکشند، از اُمید لایزالی که به یک زندگی محترم و آسوده و در خور کرامت انسانی در دل دارند، و از اعتراض و مُبارزهی بیوقفهی آنها علیه ستم و استثمار سرمایهداری در تمامی این سالهای دور و دراز! گویی اینجا، جامعهای سرمایهداری، مُبتنی بر حاکمیت سرمایه، و وجود بردهگی مزدی، نیست؛ طبقهی کارگری در میان نیست، اگر هم هست در حاشیهی جامعه، آرام و خاموش، سر در کار و زندگی خود دارد؛ ستم و استثمار سرمایه در کار نیست، خون کارگر در شیشه نمیشود، وثیقهی اضافه ارزش و انباشت فوق تصور سرمایه نمیگردد؛ میلیونها تودهی این طبقه هر روز بیش از روز پیش در دایرهی فقر و فلاکت گرفتار نمیآیند و، در برابر، عدهی قلیلی اَنگل روز به روز فربهتر و ثروتمندتر نمیشوند؛ و، پس، گویی اینجا مُبارزهای علیه نظم سرمایه در جریان نیست؛ تودهی مردمی، فارغ از تعلُق طبقاتی، ورای مرزهای طبقاتی، فرای اُمیدها و آرزوهای طبقاتی، همگام و همنوا، فقط در کار اعتراض به مُشتی آیتالله و تعرُضات و تعدیات کبره بستهی قرون وسطایی آنها هستند: دموکراسی میخواهند؛ آزادیهای مدنی، حق انتخاب پوشش، آزادی رابطهی جنسی، و…، را طلب میکنند. همین و بس! و اگر اینها، تحت هر حاکمیت بورژوایی تامین شود، سیکل شوربختی جامعه پایان میگیرد؛ بهشت میشود؛ و، آن پس، تودهی مردم خوشبختی را مزه خواهند کرد!

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.