اعظم بهرامی –
درست در اخرین روزهای پاییز و اخرین روزهای سال ٢٠١٣ سفر وزیر امور خارجه ی ایتالیا Emma Bonino به ایران توجه رسانه های داخلی و خارجی را به خود جلب کرد. همراهی هیئت ٢٠ نفره ای از روزنامه نگاران به نظر روزنه ای بود برای دیدن و نگاشتن و کاووش موقعیت کشوری ،که همواره اخبار و اطلاعات ان به شکل عامدانه در پوشش و پنهان بوده و اینکه در زمانی هر چند کوتاه با امید به تبحر و کنجکاوی ویژه ی یک روزنامه نگار از انچه در ایران که نه شاید در تهران بیابندو ببینند و بشنوند، بنویسند.
گذشته از انچه در ملاقات کوتاه Bonino با ابتکار و ملاوردی که جزء معدود زنان کابینه و نزدیکان رییس جمهور ایرانند گذشت، با جستجو به مقاله ای برخوردم که در روزنامه la Repubblica منتشر شده است. مینویسم با جستجو چون به نظر میرسدسفر وی علارغم انکه بعد از سالهای طولانی سکوت و سردی رابطه ایران با اتحادیه اروپا افتاب گرمی از ایتالیا بر این یخ تاباند ، چندان بازتابی در رسانه های داخلی این کشور نداشت . به هر حال نویسنده این مقاله که عنوان ان بیشتر از متن برایم جذاب بود
” در میان زنان تهران که مقابله میکنند با ایت اله ها”
بعد از توضیحات مختصری در مورد ایرانی با جمعیت به طور میانگین بسیار جوان ، از تبعیضات تحقیر امیزی که زنان را رنج میدهد مینویسد. در مورد انچه میپوشند و اینکه در مدارس و وسایل حمل و نقل عمومی از مردان جدا هستند . برایش جالب است که زنان در ایران رانندگی میکنند و با فعالیتهای خود حتی به شکل زیر زمینی در درازمدت شکوفاتر از زنان در بهار عربی بروز و ظهور خواهند کرد. به قلم او نگاه جنسیتی مثل ابر مه الود ی به نظر میرسد که دولت را در ایران دچار یک فوبیای جنسیتی و تعصب افراطی نسبت به زنان کرده است. تا بتوانند مدت انحصارشان بر انان را طولانیتر کنند.

80964212-5349768
“با وجود تمام شدن جنگ در ١٩٨٨ حالت تهاجمی دولت نسبت به مو و دامن زنان پایان نگرفت” او به هر حال چنین توصیف میکند که پوپولیسم توده یا سرمایه دار جامعه ، زن ایرانی را در حجاب می‌خواهند چادر سیاه یا سفید!
در مورد قمار خطرناک چین، ایران و روسیه در زمین پر التهاب سوریه مینویسد و ابراز امیدواری می‌کند که حالا پس از شکستن تابو، گفتمان بر سر فعالیتهای هسته‌ای ایران ، تابوی سخن گفتن از حقوق و موقعیت زنان و کمک رسانیهای برخی دولتها به تروریسم ریشه ای اسلامی هم بشکند. با دانستن چند خط کوتاه پیرامون او “روزنامه نگاریست که در ایتالیا تنها یک روزنامه نگار نیست، فعال سیاسیست که مدتی هم مسئول یک گروه دست چپی رادیکال بوده ، پرونده یک قتل عمد و سالها زندان (٢٠١٢-١٩٩٠ ) را پرونده خود دارد هرچند همواره خود را بی گناه میدانسته . او مدافع حقوق زنان و زندانیان در ایتالیاست و دردو روزنامه مهم
la foglio _ la repubblica قلم میزند وتالیفاتی در مورد خشونت علیه زنان نیز در کارنامه خود دارد. ” و با نظر به تیتر مقاله ،گمان میرود ، که نویسنده از انچه در بطن جامعه ی زنان ایران میگذرد ، از هزینه های سنگینی که جنبش زنان در جامعه ی سنتی و مذهبی و مرد سالار ایران پرداخت کرده ،از تبعیضات کار -تحصیل و نقش کمی که در سیستم مدیریت کلان برایشان در نظر گرفته شده خواهد گفت و اینکه در مجموع انتظار میرفت فردی مانند او در سفری که به گفته ی بسیاری از سیاستمداران و فعالین حقوق بشری میتوانست اهمیت ویژه ای داشته باشد ، بیشتر در مورد زنان ایران مطالعه کند و حداقل در حین نگاشتن این مطلب دیدی وسیعتر از بریده ی جراید و سایتهای اینترنتی به خوانندگان ایتالیایی خود بدهد . نوشته ی او هرچند به نکات قابل توجهی اشاره داشت اما در مجموع شتابزده و کوچکتر از عنوانش به نظر میرسید. بر این مقاله ی او خانم Anna vanzan
مطلب کوتاهی در صفحه رسمی خود نوشت . این مطلب با نظر به سابقه ی او که یک شرق شناس و اسلام شناس است و مطالعات دانشگاهی فراوانی در حوزه خاور میانه و جنسیت و اسلام و فرهنگ و گفتمان اسلام پیرامون زنان داشته قابل توجه رسید. او در مطلب چند خطی خود مینویسد، در تمام مقاله چیز زیادی برای گفتن نیافتم! اینکه روزنامه نگاری با عنوان sofri نقش زنان دراعتراضات ٢٠٠٩ و رانندکی انان در خیابان را اینطور یاداوری میکند برای anna به اندازه همان ایرانیان پارس هستند نه عرب ، سطحی به نظر می اید. او از اینکه sofri لبخند روزنامه نگار زن جوان ایرانی را میبیند و در توصیف حرفه ای بودن او این عنوان را ” لبخند کودکانه و معصومانه ای مثل شادی بعد از باز کردن یک هدیه !” به کار میبرد ابراز تاسف میکند و متنش را چنین به پایان میرساند که این رضایتمندیهای موقتی کافیست!!
دردسر Emma bonino با روسری که بر سرش کرده بودند هم قابل توجه بود . او در تمام مصاحبه‌ها و فیلمهای موجود با روسری یا شالی که موهایش را پوشانده به شدت درگیر است. و گاه عذاب را می‌توانی در چهره اش ببینی. در مقایسه ، اگر یک مقام ایرانی به ایتالیا سفر کند و در بازدید از مثلا یکی از کلیساهای رم مجبور به تنها احترام به مجسمه بر صلیب مسیح شود یا برداشتن عمامه، چون داشتن کلاه بر سر در کلیسا نوعی بی احترامی است چه واکنشی از جانب ان مقام ایرانی خواهیم دید ! برخورد و ملاقات کوتاه این مقام عالی رتبه ایتالیایی با شهین دخت ملاوردی را هم باید دقیق دید. این چند دقیقه گفتمان ،برش کوتاهی بود از تقابل انچه ما با فرهنگ شرقیمان می اندیشیم و میگوییم و انچه انها با بیان خود میگویند و تحلیل می کنند. سابقه ى معاون امور زنان و جوانان ریاست جمهوری به عنوان یک فعال و کنشگر حقوق زنان و نیز سمتش در کابینه قاعدتن ایجاب میکرد باب صحبت را پیرامون زنان باز کند و حداقل بخش کوچکی از گپ و گفتش با Emma Bonino که معروف است به حمایت از حقوق زنان و بنیانگزار بسیاری از موسسات تحقیقاتی و کمک رسانی به زنان در ایتالیا ،در مورد این موضوع ِ مشترک باشد، اما او شروع میکند در مورد شب یلدا توضیح دادن و مفهوم ادبی و فرهنگی ان برای ایرانیان و اهمیت شفاف سازی و اینکه در مجموع، دنیا همیشه با ما سوء تفاهم داشته و به ما فرصت نداده ، جالب است که مخاطب او در مدتی که پیرامون یلدا توضیح میدهد لای کاغذهایش دنبال چیزی می گردد و به اینکه طولانیترین شب ، کوتاهترین روز است و لبخندی بسنده میکند و منتظر است که اصل مطلب را بشنود ،اما اصل مطلبی وجود ندارد. جلسه با صحبت پیرامون اوارگان سوری ادامه پیدامیکند و در نهایت این مقام ایتالیاییست که به موضوع مشترک میان ان دو یعنی زنان اشاره می کند. بماند که ترجمه ی مترجم هم با ان لغات قلنبه سلنبه ادبی که به واقع هیچکدامشان در ادبیات ایتالیایی نیست سعی داشت زبان سیاسی را خوب ترجمه کند. به هر حال از این جلسه هم حتی در حد حرف ،سخنی از زنان ایرانی به میان نرفت.
رادیو رادیکال ایتالیا طی مصاحبه ای با emma bonino مینویسد که ایران در مختصات جدیدش با بحران اقتصادی ،تورم بالا و داراییهای مسدود شده مواجه است و فشار جمعیتی جوان هم بر همه ی اینها افزون است. این رادیو در واکنشها و شخصیت وزیر امور خارجه ایتالیا می گوید او در بررسی مسائل خاور میانه و کشورهای عربی بیشتر یک زن است و بر اساس سالها تجربه اش کنش نشان میدهد تا انکه به ویترین چیده شده دولتها توجه کند.
به هر حال هرچند مشکلات داخلی ایتالیا از خوشحالی افزایش قیمت فیات در بازار بورس جهانی گرفته تا دغدغه ی تشکیل دولت جدید و اعتراضات برای افزایش مالیات مسکن ، رسانه ها ی داخلی را از انتشار و پوشش کامل اخبار این سفر دور نگه داشت اما گویا در مجموع فعالان حقوق بشری و رسانه های ازاد ایتالیا چندان رضایتی از حاصل و نتایج این سفر .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)