ملت نامحرم ایران
در تاریخ معاصر عموما سرنوشت شما وجه المصالحه و وجه المعامله قدرتهای رقیب روسیه و انگلستان و دیگران قرار گرفته و در بسیاری از موارد رهبران مفلوک ایران تسلیم مطامع آنها شده اند و به دور از چشم شما تن به امضای قراردادهای ننگینی داده اند که حتی مجلس دست نشانده هم در مواردی ، از مفاد آنها بی خبر بوده و اگر نکاتی از آنها افشا شده باشد غالبا بیگانگان آن را درز داده اند نه مقامات ایران.
آیا از کودتای رضاخان توسط “قشون بیگانه قزاق روس “ !! و حمایت و کارگردانی انگلستان از کودتای ۱۲۹۹/۱۲/۳ اطلاع داشتید؟
آیا رضاشاه با اجازه یا حتی اطلاع شما منطقه “ قره سو “ را بخشید؟
آیا محمد رضاشاه از شما اجازه گرفته بود که با طرح آژاکس و کودتای انگلیسی – امریکایی “دولت ملی ” شما را سرنگون کند؟
آیا محمد رضا شاه با اجازه شما “بحرین ” را شوهر داد؟
و آیا با اجازه شما “پروتکل ذلت بار ۱۹۷۱ “در مورد جزیره ابوموسی را پذیرفت؟
آیا اعطای مصونیت قضایی به مستشاران نظامی و خانواده آنها بدستور محمد رضا شاه توسط پارلمان تحت عنوان “کاپیتولاسیون ” در سال ۱۳۴۳ که بخاطر آن نخست وزیر وقت حسنعلی منصور بقتل رسید با اجازه شما بود؟
آیا خمینی که با حمایت احمقانه از اشغال سفارت امریکا و گروگان گیری دیپلماتها و پرسنل آن و از دست دادن فرصتهای طلایی ، در ۱۹۸۱/۱/۱۹ یعنی یک روز پیش از ورود ریگان به کاخ سفید بیانیه ننگین الجزایر را ” از ترس ” او پذیرفت شما را در جریان مفاد آن معاهده ذلت بار قرار داد؟
آیا خمینی که خود با اتخاذ مواضع احمقانه زمینه ساز جنگ ویرانگر ۸ ساله عراق علیه ایران شد و پیشنهادهای جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی متشکل از ۵۲ کشور مسلمان و غیره را برای صلح رد کرد و ” فرصتهای طلایی ” را از دست داد و در آخر مجبور شد قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل را با نوشیدن “جام زهر ” بپذیرد از شما اجازه گرفت ؟ و به وعده خود که تعهد کرد در زمان مقتضی در این خصوص ” رازهای مگو “را با شما در میان گذارد وفا کرد؟
آیا میدانستید که برخلاف اصل ۳۶ قانون اساسی که مقررمیدارد : (حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و بموجب قانون باشد﴾ . و نیز بر خلاف اصل ۱۵۹ قانون اساسی که مقرر میدارد : ﴿ مرجع رسمی تظلمات و شکایات دادگستری است . تشکیل دادگاهها و تعیین صلاحیت آنها منوط به حکم قانون است﴾ .خمینی هزاران هموطن ما را بموجب ” فتوا ” و نه” قانون “و توسط ” هیئت مرگ ” و نه ” دادگاه صالح “اعدام نمود؟
آیا شما از “خیانت ” رفسنجانی و خبرگان و خامنه ای در “غصب مقام رهبری” توسط علی خامنه ای علیرغم اقرار صریح و مقرون به صحت خود او مبنی بر فقدان شرایط قانونی و شرعی اطلاع یافتید؟
آیا علی خامنه ای که پس از انعقاد برجام در اول فروردین در مشهد آن را ” زیان محض ” خواند به شما توضیح داد که چرا زیر بار توافقی رفته که خود آن را ” زیان محض “میداند؟
آیا میدانستید که برجام با سه سوت از طریق “مکانیسم ماشه ” به هواخواهد رفت؟
آیا از مفاد قراردادهای درازمدت با روسیه و چین با خبر شده اید؟
وقتی که خامنه ای رسما و علنا مذاکره با آمریکا را مصداق بی غیرتی و بی عقلی و بی شرافتی و ناهوشمندانه اعلام میکند و فقط بفاصله چند روز جامه “بی غیرتی و بی شرافتی و بی عقلی و نا هوشمندی ” بتن میکند و وقتی که صراحتا میگوید مشکل ما با آمریکا تنها در یک صورت حل میشود و آن اینکه “باج “بدهیم آنهم نه یک بار و دو بار بلکه ” پیوست و مکرر “باید باج بدهیم آیا به شما توضیح داده که چرا باید این خفت و خواری را به شما ملت بزرگ تحمیل نماید؟
آیا میدانید تحمیل این خفت و خواری به شما صرفا برای چند روز دوام نظام جور و جهل و فساد است تا اگر چیزی از کشور باقی مانده باشد آن را هم نابود کنند؟
آیا پرسیده اید که چرا یک رهبر نامشروع و غیرقانونی و خائن و منعزل مملکت شما را به بن بست دوسر باخت “باج دادن به بیگانگان یا جنگ نابرابر ” هدایت کرده ؟
و آیا از خود پرسیده اید که چرا حتی عربستان و امارات و روسیه و اروپا و امریکا و اسراییل و غیره ” محرم ” میباشند و باید از آنچه بر سر و سرنوشت شما خواهد رفت مطلع شوند ولی خود شما ملت ایران ” نامحرمید ” و نباید بدانید چه خوابی برایتان دیده اند؟
چه بسا کسانی که از کاهش قیمت دلار از ۱۰۵ هزار تومان به ۹۰ هزار تومان خوشحال شوند و بشکن هم بزنند ولی ندانند که نتیجه این بن بست دوسره ” فروپاشی “کشور خواهد بود .
این کوچکترین فرزند شما ملت بزرگ که علیرغم موقعیت ممتاز و ویژه خود بعنوان معلم حقوق بین الملل و علوم سیاسی و روابط بین الملل در مهمترین دانشگاه ایران و وکیل سرشناس دادگستری که با “سه طلاقه” کردن “ترس و طمع “از کرسی مجلس به مبارزه با عناصر “امنیتی “فاسد و “روحانیون “مفسد پرداخت و علیرغم آگاهی از تبعات سنگین آن اولین کسی بود که با انتشار نامه سرگشاده از داخل کشور و با استدلال حقوقی خامنه ای را رهبر “غیر قانونی” معرفی و خواهان “کناره گیری” وی شد بهر مناسبت “خطراتی “که ایران را تهدید مینمود اعلام و لزوم ایفای “مسئولیت ملی “توسط شما ملت بزرگ را مورد تاکید قرار میداد اینک تنها راه برای جلوگیری از “جنگ نابرابر ” و “ذلت تسلیم ” در برابر ” باج خواهی “را در ” قیامی ملی” میداند و در این غوغای رسانه ای توسط تلویزیونهای مامور تبلیغ افراد وابسته و ناتوان و علیرغم آگاهی از عدم حمایت ” به اصطلاح ” اپوزیسیون از ابتکارات و برنامه هایش ” بچه های ایران ” را مخاطب قرار داده از کارگران و کشاورزان و معلمان و دانشجویان و دانش آموزان و هنرمندان و ورزشکاران و بازاریان و دادخواهان و رزمندگان و جانبازان و حقوقدانان و زنان و همه ایران دوستان اعم از کرد و لر و آذری و بلوچ و ترکمن و قشقایی و عرب و بختیاری و فارس و غیره میخواهد با اغتنام از ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر چنان حضوری بهم رسانند که “همبستگی ملی “شکوهمند ایرانیان که “پیش شرط ” عبور از ” ابر بحران “کنونی و ” اولین پایه ” برای ” قیام ملی ” میباشد را به نمایش گذارند تا با سرنگونی جمهوری اسلامی بتوانیم هم از جنگ جلوگیری کنیم و هم از باج خواهی بیگانگان و نیز با پیام “صلح و دوستی ” به جهان و تحقق ” آشتی ملی ” برای بازسازی ایران ” مشارکت حداکثری ” را برانگیزیم.
از هر کرانه تیر دعا کرده ام رها
باشد کزآن میانه یکی کارگر شود
سرافراز ملت ایران
پاینده ایران
قاسم شعله سعدی
۱۴۰۴/۱/۲۹

نظرات
جناب شعله سعدی، شما اکنون چند سال است با همین شیوه هر از چندگاهی بیانیه ای داده و در آن ضمن تعریف و تمجید از خود و تحصیلات و تجربیات سیاسی و غیره رهبران قبلی و کنونی کشور را تحقیر و به خیانت و جنایت متهم کرد و سرانجام نیز مردم را دعوت به تجمع و راهپیمایی و غیره میکنید که طبعا هرگز هم نتیجه ای نمیدهد. معروف است که کسانی که کاری را با وجود بی نتیجه ماندن تجربیات قبلی تکرار میکنند حماقت مرتکب میشوند. مطمینا شما با آن سواد و تحصیلات احمق نیستید اما چرا این کارها را دایما تکرار میکنید جای سیوال دارد. بهتر است روش کار خود را تغییر دهید. مثلا ابتدا یک تشکل سیاسی واقعی براه بیاندازید که در آن عده ای به شما و راه و روشتان باور قلبی داشته باشند. آنگاه برای آن تشکل یک برنامه کاری موثر برای نفوذ بین طبقات و گروه های مختلف اجتماعی تنظیم کنید تا نظرات و اهداف شما را بین مردم برده آنها را بطرفداری از شما ترغیب کنند. بتدریج با افزایش طرفدارانشان میتوانید فراخوانهایی بدهید و هرگاه به اندازه کافی در فراخوانهای شما شرکت کردند شخص شما تشکل سیاسی شما وزنی در سیاست ایران پیدا خواهید کرد. وگرنه با شیوه قبلی سالها ادامه دهید بجایی نمیرسید.
موفق باشید
یکشنبه, ۳۱ام فروردین, ۱۴۰۴