پس از ۹۹ روز میآیم
ملت بزرگ ایران
در تاریخ کشور ما کم نبودند رهبران احمقی که با اقدامات نسنجیده خود زمینه ساز تهاجم بیگانگان به ایران شدند از جمله محمد خوارزمشاه که موجب حمله مغول گردید و فتحعلیشاه که قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای را به ارمغان آورد و خمینی که موجبات جنگ ویرانگر ۸ ساله عراق را فراهم ساخت و نیز بودند رهبران بی اراده و وابسته به بیگانه که حتی بدون جنگ ، تمامیت ارضی ایران را به باد فنا دادند مثل رضا شاه که منطقه “قره سو “را بخشید و محمد رضا شاه که “بحرین ” را به دستور انگلستان از دست داد و پروتکل ذلت بار ۱۹۷۱ راجع به “جزیره ابوموسی ” را پذیرفت و دردسری دائمی برایمان به ارث گذاشت. اما در بین آنها کسی که جامع همه رذالت ها و بعضا رذائل متضاد باشد تنها علی خامنه ای را می شناسم که هم با “تقلب و خیانت” قدرت شما را غصب کرده و هم به جهل و عدم مهارت “دیپلماتیک “خود مفتخر و بر سیاستهای احمقانه خود مستمرا پافشاری نموده و علیرغم قساوت قلب علیه ملت ایران بگونه ای که معترضین را “علفهای هرز “نامید و دستور “درو ” کردن آنها را در منظر و مرآ داد تا رکورد “خون آشامی” حجاج بن یوسف را بشکند و در عین حال چنان در مقابل “تشر” بیگانگان به وحشت افتاد که بلافاصله پس از توصیف مذاکره به امری “ناعاقلانه” و “ناهوشمندانه” و “ناشرافتمندانه “، جامه “بی عقلی “و “پخمگی “و “بی شرافتی” و “بی غیرتی” به تن کرد و کشور را در وضعیت دوسر باخت “جنگ یا تسلیم ” قرار داد که یا به استقبال “جنگی نابرابر ” رود یا چنانکه خود اذعان دارد تسلیم “باج خواهی مکرر ” بیگانه شود.
و نیز نیروی مسلحی بجز نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نمی شناسم که ارتشش علیرغم آگاهی از “بطلان ولایت و انعزال “فرمانده کل قوا که با تقلب و خیانت جایگاه رهبری را غصب کرده و علیرغم یدک کشیدن وصف “مکتبی و مردمی ” در مقابل اینهمه ستم به مردم و حتی تبعیض علیه خود بی تفاوت بماند و پاسدارانش که قرار بوده مدافع حق و مبارزات حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین باشند بیش از ۶۰۰۰ تن از همقطاران خود را برای دفاع از بشار اسد جنایتکار و “مستکبر ” قربانی کنند و دم بر نیاورند و مردم خود را بفرمان رهبر خائن و منعزل “قتل عام “کنند و نیروی انتظامی اش عامل سرکوب مردم باشد.
و قوه قضائیه ای بجز دادگستری جمهوری اسلامی سراغ ندارم که مشروعیت خود را از ” اذن ” رهبری منعزل گرفته باشد و بجای استقلال و پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی و تحقق بخشیدن بعدالت و احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی های مشروع مذکور در اصل ۱۵۶ قانون اساسی به ابزار سرکوب مردم و سلب آزادی تبدیل و بجای مبارزه با فساد و نظارت بر حسن اجرای قوانین خود به مهمترین “مرکز فساد” شهرت یافته باشد.
و بجز مجلس شورای اسلامی پارلمانی نمی شناسم که بجای همدلی با مردم و دفاع از حقوق و آزادیهای آنها قانون عقب مانده و قرون وسطایی معروف به عفاف و حجاب را تصویب و از ترس مردم دست بدامن شورای عالی امنیت ملی شود که از ابلاغ و اجرای آن جلوگیری نماید و خود را خدمتگزار رهبر منعزل بداند!
و بجز دولت جمهوری اسلامی دولتی را سراغ ندارم که از ایفای مسئولیتهای “ذاتی” خود عاجز باشد و ۱۱ میلیارد دلار از داراییش گم شده باشد و در عین حال که خود تولید کننده و عرضه کنند بنزین است روزانه ۲۰ میلیون لیتر بنزین مفقود الاثر داشته باشد و رئیس جمهورش خود را مجری دستورات رهبر خائن بداند.
و اپوزیسیونی بغیر از اپوزیسیون جمهوری اسلامی نمی شناسم که متفرق و بیشتر اعضایش علیرغم فقدان مهارت و کارآمدی “خود رهبر پندار” و “خود بزرگ بین” و چهره های با ظرفیتش “خود کوچک بین و کم رو و خجالتی” باشند و وقت و انرژی خود را بجای “سازماندهی و اقدام” عملی صرف تشکیل “اتاق فکر” و بحث های بی خاصیت نظری کند .
و بغیر از ملت بزرگ ایران مردمی سراغ ندارم که علیرغم ادعای هوشمندی ۳۷ سال دیکتاتوری را تحمل کند که با تقلب و خیانت قدرت آنها را غصب کرده و کشور سرشار از ثروتشان را به فقر و انحطاط کشانده و هویت ملیشان را لگدمال کرده و فرزندانش را به قتل رسانده و مردمش را قتل عام نموده و مملکت را در برابر دو گزینه “جنگ یا تسلیم” قرار داده و در عین حال به مبارزات جدا جدا و جزیره جزیره و بی خاصیت ادامه دهد و در همبستگی ملی و شناسایی رهبران ملی و توانمند و صدیق تعلل ورزد و یا آرزوی بازگشت به استبدادی کند که علیه آن انقلاب و آن را سرنگون نموده و علیرغم آگاهی از فقدان توانایی و شجاعت فرزند دیکتاتور سابق بعضا به او امید بندد که نتیجه آن تا کنون ثبت شکست “پنج قیام بزرگ ” در “ربع قرن” اخیر است که آخرینش قیام زن، زندگی، آزادی بود که توسط وی به شکست انجامید .
با وجود همه این مشکلات همانگونه که در تمام بزنگاه های تاریخی این مرز و بوم جان بر کفانی بپاخاستند و با ایثار جان خود ماندگاری ایران زمین را تضمین نمودند در وضعیت “فوق اضطراری” کنونی این پدر پیر بچه های ایران و جوانان این سرزمین را به یاری می طلبد که: از وطن مپرسید که برای شما چه کرده؛ از خود بپرسید شما برای ایران چه کرده اید؟
و اما این پدر پیر شما که چهل سالی از عمر خود را در راه مبارزه برای آزادی مردم در ایران پس از ۵۷ سپری کرده و تجارب میدانی سیاست و حقوق را به بضاعت آکادمیک خویش آمیخته طی بیانیه مورخ ۱۴۰۰/۴/۱۶
تحت عنوان “نامه سرگشاده دیگری از قاسم شعله سعدی به مهندس حجه الاسلام علی خامنه ای” نوشت:
وضعیت کشور شبیه سال ۵۷ بلکه پائیز آن سال میباشد و انقلاب سکولار دموکراتیک ملت ایران نه تنها آغاز بلکه وارد مرحله اعتلای خود شده و دوگزینه انتقال قدرت به مردم از طریق “مصالحه یا محاکمه ” را مورد تاکید قرار داد .
با این تحلیل و پیش بینی منطقا نمیبایست خود را در تیررس و دسترس حکومت آدمکش قرار دهد تا در زمان مقتضی تجارب و نقشه راهی را در اختیار مردم بگذارد و دوباره مبارزات میدانی را از سر گیرد در این راستا مکرر اعلام نموده که چنانچه ملت بزرگ همت کند و فقط به مدت ” ۹۹ روز” به “اعتصابات گسترده و نافرمانی مدنی” در سطح کشور اقدام نماید این پدر پیر روز “صدم ” بهر قیمت در “دل ایران” و در “بین مردم” خواهد بود و این “پیمان “را هم اکنون تکرار مینماید.
آیا جوانان این پیام و پیمان را باز نشر میدهند و برای عملیاتی شدن اعتصابات ملی و نافرمانی مدنی مردم را ترغیب مینمایند؟
و آیا مردم و نیروهای مسلح ملی ما در هفته آینده روز ۲۹ فروردین و روز ارتش و نیروی زمینی با پیوند متقابل با یکدیگر حماسه ای از همبستگی ملی را می آفرینند تا آمدن زودترش را اقتضا نماید؟
می با جوانان خوردنم باری تمنی میکنم
تا کودکان در پی فتند این پیر دردآشنام را
سرافراز ملت ایران
پاینده ایران
قاسم شعله سعدی
۱۴۰۴/۱/۲۲

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.