جمهوریخواهی که بیپیرایه با جمهوریخواهان سخن میگوید!
بابک خطی
انتشار مقاله “رضا پهلوی یک گام به پیش؛ توپ در زمین سایر گروهها
https://t.me/basedonatruestory/1830
باعث ایجاد جنب و جوشی شد که باید آن را به فال نیک گرفت.
هرچند عمدهی نقدها بدان صرفا تکرار مواضع قدیمی و اغلب سلبی بود و از اشاره به محتوای متن و نقد آن اثری نبود.
به همین دلیل سعی میکنم کمی صحنه را شفافتر کنم و در مورد حال و آینده از همقطاران جمهوریخواهم سوالات روشنی
بپرسم.
مگر نه اینکه سیاست عرصه داد و ستدی است که قرار است در آن با حفظ اصول و ارزشهای دمکراتیک به آزادی و دمکراسی در ایران برسیم و پیش نیاز چنین خواستهای تحقق گذاری دمکراتیک است.
در سخنان اخیر رضا پهلوی نیز من صرفا یک قدم به جلوی موثر و بدون لکنت برای اتحاد را دیده و بدان “اشاره” نمودهام.
وقتی قبلتر در یادداشت “چراغ به دست بر گسل اختلافان میان جمهوری و پادشاهی خواهان” به امکان حضور موثر افراد خاندان سلطنتی گذشته در فرایند گذار دمکراتیک در صورت وجود شرایط مساعد و رعایت اصولی از طرف آنان اشاره کرده با مخاطب قرار دادن رضا پهلوی در مورد رعایت این اصول برای تحقق”شرایط مساعد” به طور شفاف سوال کردهام
حال وقتی که او در این سخنرانی اخیر به برخی از مهمترین این سوالات ورود و در مورد آن اعلام موضع کرده است؛ مثلا اینکه او برای نقش خود بین گذار و پس از گذار فرق میگذارد و میخواهد به گذار کمک کند، بر طبل اتحاد میکوبد با تندروها صف بندی میکند، از توسعه جامعه مدنی میگوید و …
چه باید بکنم؟!
چون جمهوریخواهم آن را ندیده بگیرم؟!
خوب پس چرا اصلا آن سوالات را مطرح کرده بودم؟!
الان هم به نظر من فقط توپ برای پاسخ متقابل به این عملکرد در زمین سایر گروهها است؛ همینقدر پرکتیکال و منطق پرور!
نه قرار است اعتماد مطلق به فرد یا گروهی شود، نه عهد اخوتی ناگسستنی بسته شود، نه مسوولیت غیرمشروطی به کسی تفویض شود و …
معیار هم در همه جا رعایت اصول حقوق بشری و دمکراتیک است.
اگر هم میگویید که این کارها قبلا انجام شده و در ادامه به اجلاس کیپتاون و امثال ذلک استناد میکنید باید دقت نمایید که وجه دیگر این سخن این است که نماینده کل جریانهای جمهوریخواهان را علینژاد و اسماعیلیون فرض کردهاید و اگر هم منظورتان از سطح جمهوریخواهی این است، تازه باید توضیح بدهید چه کسانی، در کجا و بر اساس چه معیارهایی چنین نمایندگی را از طرف جمهوریخواهان به آنها سپردهاند؟
شاید هم مذاکراتی مستقل دیگری بین جمهوری و پادشاهی خواهان انجام شده و به بن بست رسیده که ما از آن خبری نداریم و لطفا آن را اطلاع رسانی کنید.
وانگهی! رضا پهلوی در این حد خواسته یا توانسته برای اتحاد قدم بردارد و بیایید بدبینانه فرض کنیم این گام را “فقط” در جهت منافع خود برداشته است.
نظر جمهوریخواهان در مورد اتحاد و ائتلاف با سایرین چیست؟!
آیا برای تحقق گذار به آن باور دارند، یا خود را برای تحقق یک گذار دمکراتیک کافی میدانند؟!
و اگر باور دارند برنامهشان برای آ چیست؟!
ضمنا اگر نظر اکثریت مردم در رفراندوم تعیین نوع حکومت، “مشروطه پادشاهی” باشد، برنامه آنان چیست؟!
مشارکت در قدرت یا قهر و تحریم و هل دادن یک مشروطه بالقوه دیگر به سمت سلطنت مطلقه؟!
اگر رای اکثریت مردم در رفراندوم “جمهوری” باشد چطور؟
چه تصمیم و برنامهای برای پادشاهیخواهان دارند؟
و مورد آخر؛ بالاخره این یک واقعیت است که برخی از مردم ایران پادشاهیخواه و اصلا سلطنت طلب هستند و رضا پهلوی را شاه میخواهند و مینامند.
حال اینکه او گفته مرا شاه نخوانید چون خدشه در انتخاب تمام مردم است و نقش من فعلا فقط برای گذار و تا زمان رفراندوم است”
کار صواب یا ناصوابی بوده است؟!
اگر کار درستی نبوده و فریبکارانه بوده. پس مصداق کار درست برای رضا پهلوی از نظر جمهوریخواهان چیست؟!
اگر وقتی میگوید مرا شاه نخوانید نادرست است! پس اگر بگوید “من شاه بلامنازع ایران و به دنبال ایجاد حکومت سلطنتی هستم”، درست است؟!
شاید هم جمهوریخواهان اساسا منکر وجود یک جریان طرفدار سلطنت در ایران هستند؟!
هرچه که باشد بالاخره باید انتخابی داشته باشند و آن را به روشنی در محضر جامعه اعلام نمایند تا برای مردم نیز فرصت برای آشنایی هر چه بیشتر برای شناخت آنان نسبتشان با گذار پدید آید!
در یادداشت “چراغ به دست..” نوشتم که نمیشود پشت مواضع دوپهلو پنهان شد و به تحقق گذار امید بست؛
آنجا پادشاهی خواهان و رضا پهلوی را در این مورد مخاطب قرار دادم.
حالا هم از جمهوری خواهان برای پاسخگویی در این موارد خواهش میکنم.
سوالاتی که پاسخ به آنها فضا را شفاف نموده، پیشنیاز رنگ حقیقت گرفتن یک گذار دمکراتیک است.
https://news.gooya.com/2025/02/post-95525.php
بابک خطی
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.