مذاکره، فوریتی سیاسی

ابوالفضل تقوایی

بازخوانی انتخابات هزار و‌ چهارصد و سه به ما گوشزد می کند رویکرد نظام سیاسی برآمدن دولتی میانه رو‌ باهدف پاسخ به بحران های فزاینده پیش رو بوده است.

دولتی که توانمندی و ظرفیت گفت و گو باغرب و توان بهبود مناسبات میان ملت و دولت درچارچوب ساخت قدرت را داشته باشد.

چرایی آن هم به بازنگری و‌ شکست سیاست یکدست سازی قدرت و عامل تعیین کننده انتخابات آمریکاوپیش بینی قدرت یابی دوباره نامزد جمهوری خواه بازمی گردد.مسعود پرشکیان و دولت چهاردهم نماینده این وضعیت تازه و نشانه میل به تغییرحداقلی در نظام سیاسی اند.

اکنون با‌ تشکیل دولت وفاق ملی و همزمان بابازگشت ترامپ ،تغییر رویکرد درمناسبات باغرب و‌مذاکره باآمریکا،تنهاانتظار و‌ مطالبه یک جریان سیاسی نیست،ضرورت راهبردی ملی، برای عبور از وضع موجود و پاسخ به وعده ی انتخاباتی درگشایش سیاسی باخارج است. 

توافق و مصالحه باغرب رقیبان سرسختی چون راست تندرو و دولت پنهان دارد که اجازه نقش آفرینی به دولت پزشکیان را نمی دهند.مگر آن که کانون های تصمیم ساز و نهاد بالادستی قدرت درتصمیمی سخت و به همان نسبت چاره ساز زمینه حداکثری برای ورود به عرصه مذاکره را فراهم کند و آزادی عمل برای برقراری مذاکره مستقیم باآمریکا را به دولت تفویض کند.

سیاست ایران در قبال ترامپ ازاعلان آمادگی برای مذاکره از سوی دولت و نمایندگان آن تاانتخاب راهبرد و ‌رویکردی ابتکاری و مبتنی برادراکی از وضعیت موجود فاصله بسیار دارد.سیاست کنونی،چند صدایی ،واکنشی و در نسبتی با سیاست ابهام ترامپ است.

سیاست خلاصی از مخمصه ترامپ وسیاست مذاکره برای مذاکره ،چون دوره نخست رویارویی دوکشورباهدف مدیریت تنش نادیده انگاری واقعیت های موجود و بیرون ازمنطق سیاستی پایدار برای ریل گذاری به دوره ای جدید در مناسبات ایران و آمریکااست.

تداوم احتمالی کارزار فشارحداکثری یا سیاست «صلح با اعمال قدرت» که وزیر جدید خارجه آمریکا آن رامطرح کرده است،دوروی یک سیاست ویرانگر و بحران ساز و فراتر ازتاب آوری اقتصادی است.

مذاکره با آمریکا فوریتی سیاسی برای غلبه  برسیاست نه جنگ و نه صلح است.سیاستی که موعد انقضای آن فرارسیده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)