مقاومت برای زندگی
بهار اورین

“مقاومت زندگی­ست” سال­‌هاست که یکی از شعارهای اصلی کُردها در عرصه‌­ی سیاسی و اجتماعی در کنار شعار “ژن ژیان آزادی” است. این شعار نیز همانند “ژن ژیان آزادی” دارای یک خاستگاه تاریخی، سیاسی، فلسفی و اجتماعی است. این شعار را نمی­‌توان بدون در نظر گرفتن ارزش­‌های آزادی، زیبایی­‌شناختی و اخلاقی جامعه‌­ی کُرد مورد ارزیابی قرار داد. این شعار بیانگر مبارزه‌­ای اجتماعی متکی بر سنت مقاومت در برابر هر نوع ستم و “دیگری­‌سازی” تاریخی بر مبنای ارزش‌­های سرمایه و پدر-مردسالاری است که بر اساس استعمارگری و سرکوب پایه‌­ریزی شده است. با نظری بر تاریخ معاصر کُردها خواهیم دید که کُردها همواره در معرض سیاست­‌های نادیده‌­انگاری و نابودی قرار داشته­‌اند و نوع رویکرد به کُردها بر مبنای همسان­‌سازی با نظم و ارزش­‌های مسلط بوده است. این سیاست­‌ها و گرایش­‌ها منجر به شکل­‌گیری یک فرهنگ مقاومت نیرومند در کُردستان شده است. در واقع سنت مقاومتی که از آن صحبت می­‌کنیم فراتر از یک خیزش در برابر نظم موجود بلکه تلاش برای برساخت شرایط آزادی اجتماعی محسوب می­‌شود. عنصر مقاومت در برابر مستعمره نمودن کُردستان جایگاه بسیار مهم و تعیین­‌کننده­‌ای در مبارزات جنبش آزادی کُردستان و روند پیشرفت آن  داشته است. این مبارزات اجتماعی بسته به شرایط سیاسی و اجتماعی هر دوره‌­ای دارای کاراکتر مشخصی است.

یکی از مکان­‌هایی که نقش برجسته‌­ای در  شکل­‌دهی به مقاومت در کُردستان داشته، بدون تردید زندان است. مقاومت زندانیان سیاسی کُرد در زندان­‌ها و موضع قاطع آن­‌ها در برابر دستگاه دولتی همواره موجب نیروبخشی به جامعه و الهام‌­بخش بوده است. یکی از برجسته­‌ترین این مقاومت­‌ها، مقاومت زندانیان سیاسی کُرد زندان شهر آمد (دیاربکر) است. پس از کودتای ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۰ که موجب ایجاد وحشت و خشونت در فضای سیاسی ترکیه شده بود صدها تن از رهبران و اعضای جنبش‌­های سیاسی و انقلابی دستگیر و زندانی شدند. این مقاومت­‌ها به ویژه با شخصیت­‌هایی همچون مظلوم دوغان، خیری دورموش و کمال پیر از پیشاهنگان جنبش آزادی کُردستان آغاز و تاریخ­‌ساز شد. فلسفه‌­ی “مقاومت زندگی­‌ست” ایستاری بود در برابر شکنجه­‌های هولناک دولتی بر زندانیان جهت تحمیل تسلیمیت و اعتراف­‌گیری. در واقع هدف رژیم وقت ترکیه حذف رهبران جنبش‌­های انقلابی در زندان و به دنبال آن پاکسازی این جنبش­‌ها بود. مقاومت آنان در زندان­‌ها چهره­‌ی واقعی دشمن را آشکار نمود و زندان  به مکانی برای تولید اندیشه، فلسفه و خودزایی تبدیل شد. مقاومت عبدالله اوجالان، رهبر خلق کُرد در زندان تک نفره­‌ی امرالی یکی از نمونه‌­های کم­‌نظیر در این مورد است. عبدالله اوجالان در بسیاری از آثار خود به ویژه در دفاعیات خود به تشریح شرایط زندان و اهداف و شرایط آن پرداخته است. وی در بخشی از دیدگاه­‌های خود در رابطه با زندان به نقش “حقیقت” و تلاش برای رسیدن به آن را یگانه راه استقامت و تحمل شرایط زندان توصیف کرده است و می­‌گوید اگر زندان برای “آزادی” باشد در آنجا درک حقیقت رشد کرده و بالنده می­‌شود. جستجوی معنا و حقیقت با دلایل بزرگتر بدون فراموش کردن اینکه چرا در این سلول قرار گرفته، مانعی برای زوال معنوی و روحی است. ایزولاسیون روشی است که قدرت‌­های سیاسی از طریق آن نه تنها مانع رسیدن فرد و افکار آن به جامعه می­‌شود بلکه در تلاش برای ممانعت از تفکر زندانی و در صورت امکان نابودی اوست. این سیاست شامل گسست پیوند زندانی با جامعه، طبیعت و همه­‌ی انباشته­‌های تاریخی و فرهنگی است. ایزولاسیون مطلق در امرالی نیز این هدف را پیگیری می­‌کند. لذا اوجالان با تولیدات فکری، خود را از فشار سیستم موجود رهانیده است و در طول این سال­‌ها همچنان به تاثیرگذاری خود در میان کُردها و همچنین افکار عمومی جهانی ادامه می­‌دهد.

زندان و کارکرد آن همواره در تاریخ برای شکستن اراده، سلب عاملیت و خُرد کردن شخصیت زندانیان بوده که این عملکرد در هر عصری حفظ شده است. رژیم­‌های مسلط برای رسیدن به اهداف خود از شکنجه­‌های روانی و جسمانی استفاده کرده‌­اند. جسم، روان و ذهن زندانی با روش‌­های شکنجه‌­ی برنامه­‌ریزی شده کنترل می­‌شود. در واقع هدف از شکنجه­‌های سیستماتیک به ویژه بر زندانی سیاسی مرگ معنوی و فراموشی و به عبارتی تمرکز بر روح زندانی، قلب و حافظه­‌ی اوست؛ تهی شدن از جوهره­‌ی انقلابی و بیگانگی و تضاد با آرمان­‌های خود است. مقاومت در برابر این وحشت نیاز به آگاهی، اراده و صبر دارد. زندانیان سیاسی در واقع کسانی هستند که برای آرمان، اهداف و اعتقاداتشان زندانی شده‌­اند.

خط مقاومتی زندانی سیاسی بر اساس مسئولیت­‌های تاریخی و اجتماعی او ترسیم می­‌شود. شکل مقاومت آنان اثبات می­‌کند که دارای نقش رهبری هستند. مقاومت آنها محصول شرایط تاریخی و اجتماعی است که دیدگاه­‌های فکری، فلسفی و اجتماعی آن­ها را شکل داده است. موضع آنها روشن و قاطع و رد هر نوع کهنه­‌پرستی بوده و خالق بنیان‌­های زندگی جدیدی هستند. آن‌ها هستند که به جامعه انرژی، الهام و امید می‌­بخشند. به این دلیل که  آنان به  شناخت درستی از دشمن و سیاست­‌های آن دست یافته و شیوه‌­ی مبارزه و مقاومت در برابر آن را می‌­دانند.

مقاومت زندانیان سیاسی زن و زیبایی­‌شناسی مقاومت  

کسانی که برای حقیقت و ارزش­‌های اتیک مبارزه می­‌کنند، آن را به هنری زیبایی­‌شناسانه تبدیل می­‌کنند. توانایی آنان برای تحمل دردهای بزرگ در راستای رسیدن به اهدافشان بیشتر شده است. ویژگی­‌های بارز دیالکتیک مبارزه و مقاومت انقلابی و به ویژه زنان همواره اینگونه بوده است. زنان به عنوان بنیانگذاران عنصر اخلاقی-سیاسی فرهنگ اجتماعی همواره با شدت بیشتری مورد هدف رژیم­‌های خودکامه قرار گرفته‌­اند. آنان نیز با اشکال متفاوت زیبایی­‌شناسی مقاومت خود را ایجاد کرده‌­اند. مقاومت سیاسی زنان در عین حال امری زیبایی­‌شناسانه است که موجب تجلی ارزش‌­هایی همچون آزادی، عدالت و شکست­‌ناپذیری در زندگی می­‌شود. آنان با هنر مقاومت به ستم و سلطه پاسخ می­‌گویند.

 مقاومت سارا (ساکینه جانسز) از پیشاهنگان جنبش آزادی کردستان در زندان­‌های شهر آمد نمونه‌­ی برجسته­‌ای است. سارا نخستین آموزگار مقاومت در زندان است. ایستادگی قاطع او در زندان در برابر دشمن و با وجود شکنجه­‌های ناانسانی مقاومت را به یک فرهنگ و سنت تبدیل کرده که بعدها زندانیان سیاسی زن در هر چهار بخش کردستان این فرهنگ را استمرار بخشیدند؛ با این اوصاف مقاومت یک فرایند  یادگیری است. مقاومت زندانیان سیاسی زن در ایران هم سیاست­‌های زن­‌ستیز و ستم را به چالش کشیده و عصیانی در برابر تلاش حاکمیت برای به نفی هر گونه ابژگی، به حاشیه راندن زنان، انفعال و دور ساختن آنان از فعالیت‌­های اجتماعی و سیاسی است.

مقاومت شیرین علم‌­هولی، زینب جلالیان، پخشان عزیزی و وریشه مرادی از جنس این مقاومت است و از آن تغذیه می­‌کند. مقاومتی که زندگی­‌بخش است و بر مبنای یکپارچگی و درهم‌­تنیدگی پندار، گفتار و کردار است. آنان هنر مقاومت را از نو می‌­سازند و حلقه­‌ی دیگری به زنجیره مقاومت تاریخی زنان در این سرزمین می‌­افزایند. در واقع ارزش‌­های انسانی و زیبایی­‌شناختی آنان است که بر جامعه و هر کسی که با آنان در پیوند است، تاثیر می­‌گذارد و این هنرِ مقاومت شکست­‌ناپذیر است. مقاومت آنان در زندان علی­رغم همه­‌ی ممنوعیت­‌ها و خشونت فُرمی از مبارزه است که عملا دستگاه قضایی حاکمیت ایران در برابر آن شکست خورده است. مقاومت تکثیر شدنی است و نمی­‌توان آن را با توسل بر سرکوب و اعدام تضعیف کرد. در حالی که حاکمیت زن­‌ستیز ایران تداعی­‌گر مرگ و نیستی است، مبارزه­‌ی پخشان و وریشه افشاندن نور و روشنایی و زندگی­‌بخش است. آن­ها “ژن ژیان آژادی” و پیوند آن را با زندگی و مقاومت به بهترین شکل نشان دادند. این همان فلسفه‌­ای است که قابل مصادره و تحریف نیست و همچنان در رگه‌­های جامعه زنده است و خواهد بود.

مقاومت در برابر ستم مشروع بوده و متکی به اخلاق اجتماعی و از اساسی‌­ترین نیازهای انسان بودن است. زندگی در واقعیت جامعه­‌ی کردستان از طریق مبارزه و مقاومت امکان­پذیر می­‌شود. این جنبه­‌ی مقاومت همواره به حیات خود ادامه می‌­دهد و به وجود ما معنا می‌­بخشد. بدون این سنت مقاومت هیچ مدینه‌­ی فاضله و رویای آزادی معنایی نخواهد داشت. در نتیجه مقاومت در زندان­‌ها نشان داده که هیچ ابزار، مکانیسم و ابزاری محکم‌­تر از اراده­‌ی انسان‌­ها نیست. آگاهی اوست که دشمن یارای تسخیر آن را ندارد و روحیه‌­اش را بشکند. مقاومت زندانیان سیاسی آشکار کرده که آگاهی و اراده­‌ی انسان‌­ها قابلیت غلبه بر هر نوع دشواری و شکنجه را دارد. این توانایی و شعور بوده که تاریخ را شکل­‌دهی داده و بخشی از جریان رودخانه­‌ی تمدن دموکراتیک است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)