مدتی بود که ناگزیر به سکوت بودم . ناگزیر شدم برای حفظ امنیت دوستان و همکاران و خانواده ام دست از نگاشتن بردارم . اما اکنون وضعیت تفاوت دارد . سکوت من همراهی با خائنین به وطن خواهد بود و شکستن این سکوت ارزش آنرا دارد که حتی به خاطر آن جانم را در طبق اخلاص نهاده و به مردم سرزمینم تقدیم کنم .
ماجرای سرقت ! از منزل خانم ستوده و آقای خندان ، یک سناریوی خطرناک و ادامه دار است که اگر هشیار نباشیم ، روزهای بدی را در پیش رو خواهیم داشت .
اگر کسی به منزل خانم ستوده و آقای خندان رفته باشد و یا از محل استقرار منزل ایشان در منطقه سعادت آباد تهران مطلع باشد ، می داند که منزل ایشان در منطقه ای مشرف به خیابان اصلی و در معبری کاملا ً باز قرار دارد .
منزل آقای خندان و خانم ستوده در ساختمانی قرار دارد که پیش و پس از آزادی خانم ستوده بصورت تمام وقت توسط نیروهای وزارت اطلاعات با دوربین های دقیق و حضور نامحسوس مامورین بدنام امام زمان ! تحت کنترل قرار دارد . هیچ ترددی به خانه خانم ستوده از چشم مامورین امنیتی و اطلاعاتی پوشیده نبوده و نیست و نخواهد بود . همه کسانی که به دیدار ایشان رفته اند و یا می روند این را می دانند و خانواده خانم ستوده نیز بدون هراس و نگرانی از این موضوع به زندگی خود ادامه می دهند .
حتی مکالمات تلفنی منزل و تلفن همراه آقای خندان و خانم ستوده همواره شنود و ضبط می شود . با این وضعیت ، می توانید باور کنید که در غیبت آنها « دزدان عادی » به خانه خانم ستوده حمله کرده و اشیاء با ارزش ایشان را دزدیده اند !؟
نگارنده چنین باوری ندارد . زیرا :
سرقت اشیاء گران قیمت بهانه ای برای جلوه دادن موضوع به عنوان یک سرقت ساده است . مامورین امنیتی به دنبال طلا و جواهرات خانواده و اشیاء قیمتی نبوده و نیستند . آنها از این عمل چند منظور دارند . اول اینکه می خواهند به خانم ستوده متذکر شوند که به یاد فروهر ها بیافتند و یادشان بیاید که به فروهر ها هم به همین روش قبل از قتل فجیعانه هشدار داده شد . پس با این اقدام می خواهند خانم ستوده و آقای خندان را از هرگونه فعالیت مدنی ولو مسالمت آمیز و غیر عدوانی منصرف نمایند .
دیگر اینکه می خواهند خانواده ایشان را از لحاظ مالی و روحی تحت فشار قرار دهند . رضا خندان و نسرین ستوده دو فرزند خردسال دارند و فشار عصبی و استرس ناشی از اینهمه رنج و غم برای مهراوه و نیما – که در شرایط سنی درک اینگونه مسائل نیستند –بسیار دشوار است . در حقیقت نیما و مهراوه بیش از دیگر اعضاء خانواده مورد ستم و رنج قرار می گیرند . این گونه اقدامات می تواند در روحیه و شدت عمل یک فعال حقوق بشری و یک فعال جامعه مدنی تاثیر گذار باشد .
از سوی دیگر ، سید محمد خاتمی – رئیس جمهور اصلاحات – در سخنرانی مهر ماه امسال خود در مورد تکرار پروژه قتل های زنجیره ای هشدار داد . وی بصورت علنی هشدار داد که « . . . نقد با تخریب متفاوت است . اگر جلوی جریانات تخریبی گرفته نشود مثل زمان اصلاحات می‌شود که اوایل این طور بود و بالاخره منجر به ترور شد . . . »
حقیقت این است که حکومت جمهوری استبدادی اسلامی مایل است نسرین ستوده و خانواده اش هرچه سریعتر از کشور و برای همیشه خارج شوند و جلای وطن کنند . کاری که آنها نکرده و به نظر نمی رسد انجام دهند .
نگارنده باور دارد هیچ احمقی برای دزدی به منزل مشهور و معروفی در آن محله وارد نشده و نمی شود . پس چه کسانی منزل خانواده خندان را مورد سرقت قرار داده و به این شکل مورد تخریب قرار داده اند !؟ پاسخ مشخص است . آیت الله خامنه ای !
بله ، او که در نماز جمعه سال 1376 با شدت و قاطعیت فریاد می زد « . . . جمهوری اسلامی هیچ نقشی در قتل فروهر ها نداشته و ندارد و دلیلی برای کشتن آنها وجود نداشته است . . . » پس از رسوائی هائی که توسط برخی نیروهای اطلاعاتی وابسته به جریان اصلاحات بوجود آمد و نقش مستقیم کسانی چون محسنی اژه ایی و علی فلاحیان و سعید امامی را در قتل ها بصورت واضح و بدون شک و شبه ایی مشخص نمود ، بدون اینکه هیچ سخنی بگوید ، در گوشه ای خفه شد و نظاره گر خفت و رذالت خود بود . این اولین سلسله قتلهای برنامه ریزی شده توسط حکومت نبود و او می دانست که نخواهد بود ، ولی پیش بینی نمی کرد که جریان اصلاحات آنرا در معرض دید عموم مردم قرار دهند .
نگارنده به شدت نگران وضعیت فرد فرد فعالین حقوق بشر در ایران است – البته به استثناء خود که دیگر از مرگ هراسی نداشته و ندارد – اگر هشیار نباشیم ، پیش بینی خاتمی را به زودی و بصورت عریان و عینی خواهیم دید . او می داند که چه می گوید . او شاید بیشتر از همه فعالین حقوق بشری و همه فعالین جامعه مدنی از شدت قصاوت قلب و خونخواری ارباب قدرت در ایران اطلاع داشته باشد .
من نگران نسرین ستوده هستم . نگران رضا خندان ، نگران مهراوه و نیما ، نگران جعفر پناهی و خانواده و بستگان او ، نگران خیلی ها که برای شرافت و عزت من و شما از همه چیزشان می گذرند و حاضرند جانشان را در این راه – همچون نلسون ماندلا – نثار نمایند .
امیدوارم این سرقت ساده جدی گرفته شود . باور کنید که کسانی که به منزل آقای خندان و خانم ستوده یورش برده اند تنها از بیت رهبری دستور می گیرند . دزد خانه آنها خامنه ای است .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)