سوال این است که چرا ترامپ یکی از شانسهای رژیم اسلامی در ایران است. به چند علت مشخص:
۱- ترامپ ترسو است و ترس خود را معمولا در سخنانی جنجالی پنهان میکند. برخی گمان میکنند دستور کشتن قاسم سلیمانی از طرف او صادر شد در حالیکه به گمان من این پمپئو بود که چنین دستوری را صادر کرد. در عوض دستور توقف عملیات علیه ایران در ماجرای پهباد امریکایی و تصمیم به عدم انجام حمله ثانوی در ماجرای عینالاسد از طرف ترامپ بود.
۲- او پیام خبرهای تلاش برای ترور از سوی ایران را به خوبی دریافت کرد در حالیکه ایران فقط «تلاش» کرد با صرف چند ده هزار دلار، خبر چنین تلاشهایی را رسانهای کند.
۳- در فاصله شش ماهه بعد از تحلیف ترامپ، عملا دوره خلائی خواهد بود که ایران میتواند با استفاده از آن، تصمیمها و راهبردهای نهایی خود را برای تجدید سازمان در سیاستهای منطقهای و بینالمللی خود عملی کند.
۴- سخنان او مبنی بر اینکه با یک تلفن میتواند موضوع جنگ روسیه و اوکراین را حل و فصل کند، یا اینکه خاورمیانه را جهنم میکند و سخنان پوچ دیگر، فقط برای یک دوره کوتاه میتواند باعث شگفتی مردمان شود. به زودی همه خواهند دریافت که پادشاه لباسی بر تن ندارد.
مارکس در «هجدهم برومر لوئی بناپارت» ایدهای را به هگل نسبت میدهد که معلوم نیست از کجا آورده: «هگل جایی گفته است که تمام رویدادهای بزرگ و شخصیتهای تاریخی جهان گویی دوبار ظاهر میشوند. او فراموش کرد اضافه کند: بار اول به صورت تراژدی، بار دوم به صورت کمدی» در واقع دید هگلی تحقق مطلق ایده در تاریخ به مثابه ظهور انضمامی یک مطلق با نظریه چرخهای یا بازگشت تاریخ آنچنانکه مارکس آن را به هگل نسبت میدهد، چندان سازگار نیست، اما به هر روی این جمله مارکس بسیار مشهور شده است. ایده اصلی در واقع از آن ویکو، فیلسوف ایتالیایی است که سهگانه : دوره خدایان، دوره قهرمانان و دوره انسانها را در تاریخ تمدن طرح کرد که میتوان آن را به نوعی معادل دوره اسطوره، دوره حماسه و دوره ناول یا رمان نامید اگر در این زمینه از لوکاچ وام بگیریم.
هشتم نوامبر ۲۰۱۶، دوره تراژدی ترامپ بود و کمدی ترامپ دوم با بازگشتش در سوم نوامبر ۲۰۲۴ رقم خورد. در اینجا تفاوت کوچکی با لوئی بناپارت وجود دارد، لوئی خود را ناپلئون سوم مینامید.
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.