تشابه وضعیت سیاسى اقلیمى جامعه یارسان در ایران و دروزیها در سوریه.
پس از تهاجم نیروهاى اسلامگرا و تروریستهاى سابق به دمشق پایتخت سوریه و سرنگونى رژیم دیکتاتورى بعثى بشار اسد و استقرار حاکمیت داعشىهاى سابق و فرمانروایان تحریر الشام فعلى در سوریه،وضعیت سیاسى و اجتماعى اقلیتهاى موجود در سوریه،در هاله اى از ابهام و خوف قرار دارد.
فرمانرواى داعشى سابق با تغییر البسه و ظاهر فیزیکى وحشت آور داعشى سابق و پوشیدن “لباس عادى” توانسته است، دول و کشورهاى غربى را -حداقل در این مرحله- فریب دهد و نداى صلح طلبى و آرامش در سوریه و منطقه را سر دهد. اما خارج از دید دوربینها و منابع خبرى آزاد،مشغول سرکوب و قتل و کشتار اقوام و مردمان غیر”تحریر الشامى “است .
اینکه چگونه اسلامگرایان فاشیست در کوتاهتترین زمان رژیم سرکوبگر خاندان اسد را سرنگون کردند ،بخش بزرگى به ناتوانى ارتش سوریه و فروپاشى درونى نظام بعث اسد برمى گردد .
نتیجه هر چه باشد،ما با یک واقعیت میدانى نوین در منطقه مواجه هستیم و اسلام سیاسى ارتجاعى در لباس اهل تسنن و سلفیسم در حال ظهور است و در رقابت با اهل تشیع صفوى جمهورى اسلامى در رقابت مرگبار است.
آنچه امروزه در تحلیل و تفسیر منابع و کارشناسان پنهان مانده است،اقلیتهاى دینى و مذهبى غیر اسلامى یا نیمه اسلامى در منطقه است.
در اینجا هدف از این نوشتار قیاس شرایط سیاسى و اجتماعى جامعه یارسان در ایران و جامعه دروزى در سوریه است. دروزیهاى علیرغم تنفیذ برخى احکام و فرایض اسلامى ولیکن تشابه بسیار زیادى با مرام یارسان در ایران دارند.
دروزیها گرچه على الظاهر خود را بخشى از اسلام تشیع با افکار مدرنتر معرفى مى کنند و در فرهنگ دینى آنها،آزادیهاى فردى و عدم اجبار به ممارست فرایض دینى حاکم است،ولیکن با توجه به نکات فوق ،دروزیها از دید اسلام گرایان اخوانى-سلفى و ارتجاعى “ملحد و کافر”قلمداد مى شوند و این احتمال وجود دارد ،بعد از فروکاست جو هیجانى بوجود آمده پس از سرنگونى اسد.اسلامگرایان به سراغ دروزیها بروند و به کشتار آنها مبادرت ورزند.
از زمان استقرار داعشیهاى سابق در دمشق،سلفیهاى کوردستان ایران،بویژه در مناطق یارسان نشین به جنب و جوش مشکوک افتاده اند و در پستوهاى عقیدتى خود این فرضیه را مطرح کرده اند که در زمان مناسب ما نیز با تأسى از اسلام گرایان سوریه اى،شهرهاى کوردنشین ایران را تسخیر نموده و دولت اسلامى سلفى را تأسیس مى کنیم.
خطر بالقوه اى که در منطقه وجود دارد ،این است که اگر نیروهاى سلفى سنى در این منطقه به قدرت برسند،اولین قربانیان آن کشتار جمعى جامعه یارسان خواهد بود،زیرا جامعه یارسان در مجاورت این نیروهاى تاریک پرست است.
جامعه یارسان با عطف به ماهیت ایذؤولوژیک و اجتماعى خود در یک قطب بندى آنتاکونیستى مطلق با ایدئولوژى ارتجاعى و ضد بشرى سلفیسم قرار دارد که در پى نابودى هرگونه اندیشه آزادمنشى و دمکراتیکسم است.
با توجه به این شرایط، راههاى درست براى ممانعت از قتل عام جامعه یارسان در صورت تهاجم نیروهاى تاریک پرست چیست؟
آیا جامعه یارسان بایستى خود را تسلیح نموده و با زور اسلحه از خود دفاع کند یا آنرا به نیروها و گروه هاى مرکزى و سراسرى واگذار کند.
بانگاهى اجمالى به ماهیت اغلب احزاب کوردى و ایرانى،مشاهده مى کتبم که اسلام هنوز به عنوان ایدئولوژى مسلط تشکیلاتى آنها وجود دارد وغیر منطقى مى نماید جامعه یارسان سرنوشت خود را به این گروه ها بسپارد،مخصوصا پس از قتل عام جامعه ایزدى در عراق توسط دولت اسلامى داعش و عدم دفاع نیروهاى پیشمرگه مسلمان از آنها.
در زمان قتل عام ایزدیها در عراق،بیش از ١٣ هزار پیشمرگه حزب دمکرات کوردستان عراق(بارزانى) حضور داشت ولیکن قبل از ورود تروریستهاى داعش به منطقه شنگال ،سلاح هاى فردى مردم منطقه را از آنها گرفته بودند و عملا مردم ایزدى را تحویل داعش داده بودند،این در حالى است که مردم فریاد زده بودند که داعش دارد مى آید ،اگر نمى خواهید دفاع کنید،حداقل سلاح هاى خودمان را پس بدهید.
به اعتقاد بسیارى از جامعه یارسان دیر یا زود،اسلام سلفى در منطقه سربر مى آورد و جامعه یارسان را به عنوان طعمه و فتح عقیدتى مى بیند و در صورت توفیق در نفوذ و تسخیر احتمالى منطقه،جامعه یارسان دچار همان سرنوشت جامعه ایزدى خواهد شد.
دروزیها یک استان بزرگ سوریه را به عنوان مرکز ثقل قدرت خود انتخاب کرده اند و اجازه ورود نیروهاى تحریر الشام را به آن نمى دهند.
یکى از رهیران دروزیهاى سوریه معتقد است که انقلابى در دل تسخیر سوریه به وجود مى آید و آنچه در دمشق روى داده است،آغاز یک انقلاب واقعى و دمکراتیک در سوریه بدون تحریر الشام خواهد.
اگر ما بخواهیم از وضعیت دروزیها در سوریه بیاموزیم،جامعه یارسان بایستى خود را براى تغییر و تحولات آتى در ایران آینده آماده کند و با نیروهاى دمکراتیک و تإثیرگذار سراسرى و سکولار وارد مذاکره شده و دو استان یارسان نشین کرمانشاه و ایلام را قبل از هرگونه چیدمان سیاسی در ایران در اختیار بگیرد و از موضع قدرت مسلطِ منطقه اى وارد چانه زنى سیاسى و حقوقى شود.
در خاورمیانه،بویژه ممالک اسلامى، قدرت نظامى حرف اول را مى زند و به همین دلیل جامعه یا سان نیازمند ارگانیزه کردن اجتماعى و تسلیح محدود خود مى باشد. چونکه در صورت سقوط نظام فعلى و تغییر جغرافیاى منطقه،جنگ هژمونى ژئوپولیتیک به نقطه خطرناک و مهلکى خواهد رسید که در این موقعیت آنکه قدرت نظامى بیشتر داشته باشد،نیروى تعیین کننده و تاثیر گذار خواهد بود.
ناوخاص نظرى
فعال حقوق بشر یارسانى

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.