حاشیه نشینی در بلوچستان

حاشیه نشینی یک پدیده اجتماعی ست که در سرتاسر جهان قابل مشاهده می باشد اما راهکارها و راه حل هایی برای رفع آن در نظر گرفته شده است. در این یادداشت در صدد هستم تا به این معضل در بلوچستان و سیستان اشاره کنم و اینکه چرا راه حل ملی و بومی از طرف سیستم دولتی و مدیران بومی استان در دست اجرا نیست. با اینکه امروز از شورای شهر گرفته تا استاندار و شهردار بومی می باشند؛ اما وضعیت حاشیه نشینی در استان اسفناک است. این سوال پیش می آید که مسئله در کجاست و چرا راهکاری برای مهمترین چالش ها و آسیب های اجتماعی در بلوچستان و سیستان دور از ذهن این به اصطلاح نخبگان حکومتی بومی می باشد. چرا این بوروکرات ها و سیستم بوروکراسی آنان ناکارآمد می باشد؟
همانطور که در ابتدا عرض کردم مفهوم حاشیه نشینی ذهنی ست و از یک شهر به شهر دیگر(شیرآباد زاهدان و حسن آباد تهران) و از یک کشور به کشور دیگر(کارخانه نمک زاهدان/ایران و رینکی بی استکهلم/سوئد) متفاوت می باشد. اما در معنای عام حاشیه نشینی همه انسان هایی را شامل می شود که در پیرامون شهر ساکن می باشند اما جذب سیستم اقتصادی و حتی اجتماعی شهری نشده اند. پس بدین ترتیب حاشیه نشینی محصول نابرابری در روابط اجتماعی حاکم بر جامعه می باشد. فاصله اختلاف بین این سکونت گاه ها( در زاهدان به مقایسه بابایان و بزرگمهر یا کریم آباد و خیام محله روحانیون بپردازید) باعث می شود عده ای زاغه نشین و دیگران کاخ نشین به حساب بیایند. به عنوان مثال در محلات آلونک نشین تراکم بیش از حد جمعیت هستیم، وضعیت تغدیه افراد به شدت ضعیف و دسترسی به آب آَشامیدنی افتضاح می باشد و اعتیاد سر به فلک می زند.
با توجه به اینکه شهردار و شورای شهر استان از جمله زاهدان و چابهار از بومیان استان هستند اما به رگ غیرتشان بر نمی خورد که مناطق حاشیه نشین در زاهدان و کپر نشین در چابهار از خدمات رفاهی، اجتماعی و فرهنگی و زیرساخت های شهری محروم هستند. اما خدا نکند که محلات از ما بهترون در منطقه آزاد چابهار بدون خدمات بمانند… سیستم دفع فاضلاب شهری که بماند…
اهالی این مناطق حاشیه نشین در استان نه تنها از خدمات رفاهی بهره مند نیستند بلکه شهرداری این محلات را ابدا محدوده شهری به حساب نمی آورد و خدمات رسانی برای این مناطق گناه کبیره در شورای شهر به حساب می آید و سازمان های دیگر دولتی پدرشان را در خواهند آورد.
نمی دانم چه حکمتی است که در این مدت که به همت مدرک گرایی در ایران و بلوچستان تعداد تحصیل کردگان بومی هم شمارشان هزاران برابر آن عده محدود تحصیل کرده بلوچ در ابتدای انقلاب شدند که در نبرد بلوچ و مکران قلم می زدند و با قلم تبر به ریشه مشکلات می زدند اما امروز نمی توانند دسترسی به امکانات آموزشی و تحصیلی این جوانان در شیرآباد، کریم آباد، کارخانه نمک و… را شناسایی کنند.
آقای کارآفرین بومی، بله با شمام که خود را در شبکه های اجتماعی به عنوان کارآفرین غالب پوسیدگان مغزی در شبکه های اجتماعی کردی، آیا امکانش هست از روش کارآفرینی خود برای اشتغال جوانان این مناطق استفاده کنی؟
سرکار خانمی که آیین تجلیل از زنان نام آور استان سیستان و بلوچستان را در تهران برگزار می کنی؛ لطفا به محلات کپر نشین چابهار یه سر بزن تا از نزدیک با پیامدهای ناگوار مردسالاری و قبیله گرایی مردان بر سلامت جسمی و روانی زنان کپرنشین آشنا شوی!
به قول منتقدی آقای مهندس شما بماند که چطور به مقام استانداری رسیدی، اگر لطف کنید در دوره ای که معاونت امور عمرانی استان را داشتی برای روشن کردن ما از یک پل، یک اتوبان، یک بیمارستان، یک جاده، یا یک سازه مهندسی معرفی کنید که به همت شما در محدوده قانونی شهر(نه حاشیه) ساخته شده است!
آقایان روحانی شما که داد از عدالت و برابری می زنید و در گرم نگه داشتن تنور انتخابات دستی بر آتش دارید! لطف کنید از دوستانتان که قطعه بندی بزرگ زمین های استان در دست شان است بخواهید به بی چیزان استان هم لطفی کنند. لااقل امکان تخریب کردن سازه های مردم توسط شهرداران انتصابی را منع کنید!…
فرهنگ شهری و فرهنگ خودمانی را نیز نقد کنیم تا راهی برای تحول بیابیم….

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)