“حدود دوسال قبل تصویری از چند جوان جلوی سفارت بریتانیا منتشر شد  که با پیت‌های بتزین جلوی سفارت بریتانیا ایستاده بودند تا به بحران سوخت بریتانیا و اروپا طعنه بزنند.”
مدتی قبل از این اتفاق، محمد مرندی -فرزند علیرضا مرندی پزشک رانتی متصل به بیت- در کسوت مشاور رسانه‌ای تیم مذاکره‌‌کننده‌ی هسته‌ای و در آستانه جنگ اوکراین از “زمستان سرد اروپا” و نیازمند شدن قریب‌الوقوع کشورهای اروپایی در زمینه سوخت و انرژی در آینده نزدیک سخن گفت.
سخنانی که به سرعت بین نیروهای ارزشی وایرال و محبوب شد چنانکه با اشاره به آن از شدت خوشحالی جامه دریده، به هر بهانه‌ای از آن استفاده می‌کردند و اقدام این چند نفر نیز در همین راستا بود‌

گذشت زمان اما نشان داد که بی‌برنامگی و حکمرانی فاجعه‌باری که چند دهه است گریبان کشور ایران و مردم در بند آن را گرفته و شرایط اقتصادی را در انسداد شدید سیاسی به بدترین شکل خود طی چندین دهه اخیر رسانده است، زمستان سرد را بر کجا تحمیل خواهد کرد.

 

بابک خطی 
.
چند روز پیش هم این انگل‌زاده مجددا افاضات نموده که “اگر اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران حمله کند ایران به تاسیسات گازی قطر حمله خواهد کرد!”
جمله‌ای که از شدت احمقانه و در عین حال خطرناک بودن ، تنها می‌تواند حاصل کار یک اتاق فکر علاقمند به جنگ و سرشار از جاسوس باشد.
مساله اما این است که متاسفانه چنین افرادی به واسطه رانت، به راحتی از نردبان قدرت جمهوری اسلامی بالا رفته هرچه می‌خواهند یا به آنها تحمیل شده به زبان می‌آورند،اما  در روز حادثه با داشتن تابعیت آمریکایی، عرصه را خالی می‌کنند و این مردم هستند که باید تاوان چنین زیاده‌گویی‌های متوهمانه‌ای را بپردازند.

آن قسمتی از نیروهای ارزشی که نقش پباده نظام حکومت را بازی می‌کنند حالا به تجربه می‌بینند که علیرغم شرکت در سناریوی تمسخرآمیز “زمستان سرد اروپا” و اشاعه آن، در این روزهای سرد و بی‌برقی آنها هم مشغول هزینه دادن هستند.
نیروهای میدانی سرکوب نیز که درنقش معاونت ظلمه حکومت، به آزار و آسیب مردم می‌پردارند نیز، این روزها دیدند که در روز واقعه دیکتاتور حتی نزدیکترین افراد به خود را هم از فرارش مطلع نمی‌کند و تنها به فکر خویش و میلیاردها دلاری است که قبلا انتقال داده است.

در نهایت مهمترین مساله این است که تا وجود جمهوری اسلامی مردم خواه ناخواه تاوان تصمیمات نادرست مسوولان کارنابلد خود را می‌دهند. مسوولانی که در نهایت بی‌شرمی با انداختن توپ در زمین مردم آنان را مقصر مشکلات معرفی می‌کنند و با کلید واژه صرفه جویی و ناترازی به دنبال پوشاندن تمامی سوء‌ مدیریت‌های شان هستند.

بابک خطی