مطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز میتوانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.
دهم دسامبر موقعیت مناسبی است تا به اعلامیه جهانی حقوق بشر بپردازیم. امروزروزی است نه برای جشن گرفتن اعلامیه جهانی حقوق بشر (UDHR)، بلکه برای افشای شکستهای آشکار آن و ریاکاریای که اجازه داده است ظلم و ستم تحت لوای آن شکوفا شود.
اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ یک چشمانداز جسورانه بود—چشماندازی از کرامت، برابری و آزادی برای همه. اما بیایید صریح باشیم: یک چشمانداز بدون عمل، یک دروغ است، و یک وعده بدون مسئولیتپذیری، یک خیانت. اعلامیه جهانی حقوق بشر، وعدهای شکستخورده است که توسط قدرتمندان به کار گرفته میشود تا تودهها را آرام کنند، در حالی که حقوقی که این اعلامیه به ظاهر از آنها حمایت میکند، زیر پا گذاشته میشود.
دور نیست آن هنگام که زمان آن رسیده باشد که نه برای اصلاح بلکه برای انقلاب اقدام کنیم. ما باید نظامهای سلطهای را که اعلامیه جهانی حقوق بشر را به یک سند بیمعنی تبدیل کردهاند، نابود کنیم و دنیایی بسازیم که در آن حقوق مظلومان غیر قابل مذاکره باشد.
۱. سازمان ملل بهعنوان ابزاری برای سرکوب
بیایید از حقیقت آشکار شروع کنیم: خود سازمان ملل شریک در سرکوب جهانی است. اعلامیه جهانی حقوق بشر ستون اصلی سازمان ملل است، اما از ابتدا بیقدرت طراحی شده است. همان نهادهایی که ادعای دفاع از حقوق بشر را دارند، توسط حق وتوی قدرتهای بزرگ—کشورهایی که به نام حقوق بشر بمباران، تحریم و استثمار میکنند—مهار شدهاند.
شورای امنیت، یک شورای مستبدان کتوشلواری است که قدرتمندان قوانین را دیکته میکنند و مردم جهان هزینه جنگها و طمع آنها را میپردازد. اعلامیه جهانی حقوق بشر نمیتواند از کودک کارگر در معادن کنگو، زندانی سیاسی در اعتصاب غذای ایران، یا زن بومیای که برای نجات سرزمینش از حرص و طمع شرکتهای بزرگ مبارزه میکند، محافظت کند. این اعلامیه چیزی جز ابزاری برای استعمار نوین نیست که طراحی شده تا ما را آرام کند، در حالی که نظامهای استثمار باقی میمانند.
۲. سندی برای افراد برخوردار از امتیاز
اعلامیه جهانی حقوق بشر از نظر نام جهانی است، اما از نظر عمل تبعیضآمیز است. ایدههای بلندپروازانه آن برای میلیاردها انسانی که زیر بار سرمایهداری، مردسالاری و نژادپرستی سیستماتیک له شدهاند، بیمعنی است.
•«حق آزادی بیان» چه معنایی برای کودکی فلسطینی دارد که در برابر لوله تفنگ ایستاده است؟
•«آزادی از بردگی» چه معنایی برای کارگری دارد که در کارگاههای تولیدی برای شرکتهای چندملیتی با دستمزدی ناچیز کار میکند؟
•«حق زندگی» چه معنایی برای زندانیان سیاسی در زندان اوین دارد که برای رویای آزادی اعدام میشوند؟
در ایران، زنان، دانشجویان، کارگران و اقلیتهای قومی و مذهبی روزانه زیر بار ظلم و سرکوب زندگی میکنند. جوانانی که تنها خواستهشان زندگی آزاد است، در خیابانها کشته یا در زندانها شکنجه میشوند. معترضان، از زاهدان تا سقز، به خاطر فریاد آزادی و عدالت به گلوله بسته میشوند، و جهان فقط نظارهگر است.
اعلامیه جهانی حقوق بشر نماینده مظلومان نیست. این سند به ستمگران خدمت میکند و زبانی به آنها میدهد تا جنایاتشان را پنهان کنند. این اعلامیه، سپری برای ضعیفان نیست بلکه سلاحی برای قدرتمندان است تا حکومت خود را توجیه کنند.
۳. حقوق بدون قدرت، خالی است
مشکل فقط اعلامیه جهانی حقوق بشر نیست؛ بلکه نظام جهانی است که آن را پشتیبانی میکند—نظامی از جهانخواران، سرمایهداری و خشونت سیستماتیک. مظلومان نیازی به اعلامیه ندارند. ما به کلمات تو خالی نیازی نداریم. مردم حقوق خود را از طریق درخواستهای مودبانه از نهادهای بینالمللی به دست نمیآورند. تاریخ نشان داده است که حقوق در خیابانها، در کارخانهها و در خط مقدم مبارزه به دست میآیند.
جنبشهای ضد تبعیض و استثمار، و سازماندهندگان کارگری—آنها منتظر اجازه از سازمان ملل نشدند. آنها جنگیدند، خون دادند و در کسب حقوق خود به پیش رفتند.
اعلامیه جهانی حقوق بشر به ما یاد میدهد که برای به رسمیت شناختن التماس کنیم. ما باید این را رد کنیم. حقوق اعطا نمیشوند؛ آنها تصاحب میشوند.
۴. فراخوانی برای همبستگی جهانی و قیام
اگر اعلامیه جهانی حقوق بشر به ما خیانت کرده است، پاسخ ما این نیست که آن را اصلاح کنیم، بلکه باید آن را با چیزی واقعاً انقلابی جایگزین کنیم:
•جنبشی جهانی که حق مقاومت در برابر ستم را به عنوان بالاترین حق انسانی به رسمیت بشناسد.
•سیستمی که در آن کارگران، مظلومان و محرومان قدرت تعیین سرنوشت خود را داشته باشند.
•دنیایی که در آن بقای سیاره ما بر سود شرکتها و قدرتهای امپریالیستی اولویت داشته باشد.
ما باید در کنار زندانیان سیاسی در ایران که علیه اعدام اعتصاب کردهاند بایستیم. باید با زنان افغانستان که در برابر رژیمهای زنستیز مقاومت میکنند، برخیزیم. باید با جوامع بومی که از سرزمینهای خود در برابر تخریب محیط زیستشان دفاع میکنند، همصدا شویم.
ما باید صدای دانشجویان ایران باشیم که در دانشگاهها فریاد عدالت سر میدهند، صدای کارگرانی که در اعتصاب برای حقوق اولیه خود زندانی میشوند، و همراه خانوادههایی که فرزندانشان را در خیابانها و زندانها از دست دادهاند. این مبارزه فقط برای ایران نیست—بلکه برای همه کسانی است که در هر گوشه جهان علیه ستم میجنگند.
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.