درود بر دانشجو و ۱۶ آذر
هفتاد سال پیش در ۱۶ آذر دانشجویان ما که پیش پای ریچارد نیکسون که بفاصله ۱۱۰ روز از کودتای انگلیسی-امریکایی ۲۸ مرداد برای بررسی نتایج کودتا آمده بود قربانی شدند با خون خود سند سرافرازی و استقلال این کشور را امضا نمودند تا وارثین پیام آنها یعنی دانشجویان که نماینده وجدان بیدار جامعه و نماد آگاهی میباشند در مقابل استبداد چه از نوع شاهی و چه از نوع شیخی و اربابان خارجی چه انگلیسی و امریکایی و صهیونیستی و چه روسی و چینی بایستند .
این سند بر مسئولیت تاریخی ،ملی، انسانی و روشنفکری دانشجو در مقابل هرگونه استبداد و انحراف و فساد تاکید میورزد و چون از یکسو دانشجو بقول سعدی بزرگ بر صدق جوانان نوخاسته متکی و از سوی دیگر بخاطر نعمت نداشتن چیزی برای از دست دادن متصف و مفتخر به حریت و آزادگی میباشد بهترین ضامن چرخش امور بر مدار درستی و حاکمیت قانون است و بنابراین همچون پارلمانی برآمده از دانش و وجدان بیدار جامعه نه فقط حاکمان را که جامعه را ممیزی و پردازش مینماید اما نمیدانم چه شد که از ۱۸ تیر ۱۳۷۸ گسستی شگرف در این خصوص پدید آمد که دانشگاه بدست نااهلان افتاد و ورشکسته شد و همه نهادهای حاکمیت را ورشکسته نمود آیا در تحقق نظر خمینی که دانشگاه را بزرگترین خطر میدانست تلاش شد که این بزرگترین خطر در مقابل نظام جور و جهل و فساد از درون تهی گردد و علاوه بر انقلاب فرهنگی از نوع چینی مائوتستنگ روح عصیان و مبارزه را از دانشجو گرفتند تا اساتید را اخراج و مداحان را به کرسی استادی بنشانند .
اینچنین شد که کسانیکه یک روز در دانشگاه درس نخوانده بودند در قامت علامه و دانشمند و نظریه پرداز اقتصاد و سیاست و حقوق و غیره بر دانشگاه مسلط شدند و بویژه علوم انسانی که انحطاط کشور را نتیجه جمجمه های تهی از مغز فرمانروایان میدانست و آنها را به چالش میکشید را سرکوب و حذف نمودند و فقط روزی که رهبر غیر قانونی منعزل با تحریم گسترده انتخابات مواجه شد گفت باید این پدیده مورد پژوهش قرار گیرد .
امروز روند امور بگونه ای رقم خورده که حتی وقتی مقامات به دانشگاه میآیند بعنوان متکلم وحده فقط رهنمود میدهند در حالیکه دانشجو باید آنها را زیر بمباران چالشهای و پرسشهای بی پاسخ قرار دهند که چرا کشور را به روز سیاه نشانده اند که چرا بیش از سه چهارم جمعیت کشوری سرشار از ثروت باید زیر خط فقر زندگی کند وبپرسد که چرا پس از سه انقلاب در ظرف صد و اندی سال باید به ولایت مطلقه سقوط کرده باشد و از همه بدتر باید بپرسد تولید و خروجی دانشگاه چیست ؟ و اگر در این دانشگاه را تخته کنند و دست به اعتصابی ملی و سراسری زنند تا پیشتازی خود در تحولات کشور را نشان دهند آیا مردم و بویژه اکثریت خاموش جامعه را به اقدام برای رهایی ترغیب نخواهد کرد؟
آیا مردم به دانشجویان و دانش آموزان میپیوندند تا از روز دانشجو اعتصابات ملی و نافرمانی مدنی در آستان ابلاغ و اجرای قانون نامشروع عفاف و حجاب را نقض آشکار کنند؟
قرار ما آغاز اعتصابات و نافرمانی مدنی از روز دانشجو
سرافراز ملت ایران
پاینده ایران
قاسم شعله سعدی
۱۴۰۳/۹/۱۵

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.