با بالا گرفتن رقابت انتخاباتی در آمریکا بین کاملا هریس و دونالد ترامپ و تنها ده روز تا رای گیری باقیمانده، لازم است به بعضی از نقایص و تضییقات انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا بپردازیم. انتخابات همیشه به عنوان یک وجه اصلی دموکراتیک بودن سیستم کشورداری قلمداد شده است. این نقد به هیچ وجه نباید به مثابه برتر بودن انتخابات در کشوری مثل ایران که تحت حاکمیت جمهوری جنایتکار اسلامی قرار دارد تلقی شود، رژیمی که انتخابات آزاد را به سخره گرفته و رئیس جمهور منتخب فقط و فقط گماشته و تدارکاتچی ولیفقیه است.
در حالی که انتخابات ایالات متحده به منظور دموکراتیک بودن طراحی شده است، و در عمل هرگز نبوده، آنهم برای نمونه، برخی اقدامات، فرآیندها و تعصبات نهادی توانستهاند انصاف و فراگیری را برای کاندیداها تضعیف کنند. در اینجا برخی از اقدامات غیر دموکراتیک که میتواند بر نامزدها تأثیر بگذارد، به ویژه افرادی که خارج از احزاب اصلی هستند یا از حمایت مالی و سیاسی قابلتوجهی برخوردار نیستند، بطور مختصر ذکر میکنم:
۱. محدودیتهای دسترسی به برگه رأی
– الزامات پیچیده: هر ایالت قوانین خاص خود را برای دسترسی به برگه رأی دارد، و نامزدهای احزاب سوم یا مستقل اغلب با موانع بیشتری روبرو میشوند. آنها ممکن است نیاز به جمعآوری تعداد زیادی امضا، پرداخت هزینههای بالا یا پیمودن سایر موانع اداری داشته باشند که نامزدهای احزاب اصلی معمولاً با آنها روبرو نیستند.
– موانع قانونی و مالی: برخی ایالتها مهلتهای ثبت نام و الزامات امضایی دارند که هزینههای بالایی دارند یا برای نامزدهایی که منابع گسترده ندارند، دشوار هستند، و دسترسی دموکراتیک به برگه رأی را محدود میکنند.
۲. محرومیت از مناظرات انتخاباتی
– معیارهای سختگیرانه برای شرکت: کمیسیون مناظرات ریاستجمهوری (CPD) که مناظرات عمومی انتخابات را برگزار میکند، آستانههای نظرسنجی و جمعآوری کمکهای مالی بالایی را تعیین میکند که تقریباً شرکت نامزدهای احزاب سوم را غیرممکن میکند. در انتخابات اخیر، نامزدهایی از احزاب سبز و آزادیخواه به رغم حضور در برگه رأی در بیشتر ایالتها، از شرکت در مناظرات منع شدهاند.
– تعصب رسانهای در پوشش: کمبود دسترسی به مناظرات با محدودیت پوشش رسانهای تشدید میشود، زیرا رسانههای اصلی اغلب تمرکز خود را تقریباً منحصراً بر نامزدهای دموکرات و جمهوریخواه میگذارند و دیگران را از گفتگوی ملی خارج میکنند.
۳. سیستم مقدماتی و ابرنمایندگان
– تأثیر نابرابر ابرنمایندگان: در مقدماتی حزب دموکرات، ابرنمایندگان که شامل مقامات حزبی، اعضای سابق دولت و دیگر نخبگان هستند، میتوانند به طور مستقل از نتایج مقدماتی رأی بدهند. این میتواند نامزدی را به نفع یک نامزد متعلق به کادرهای پرنفوذ منحرف کند و اراده رأیدهندگان مقدماتی را تضعیف کند.
– تأثیر ایالتهای اولیه: آیووا، نیوهمپشایر و دیگر ایالتهای اولیه تأثیر بیش از حدی بر فرآیند مقدماتی دارند. عملکرد ضعیف در این ایالتها میتواند کمپین یک نامزد را زودتر از موعد پایان دهد، حتی اگر ممکن است در ایالتهای بعدی، بزرگتر یا متنوعتر عملکرد بهتری داشته باشند.
۴. دستکاری حوزههای انتخاباتی و سرکوب رأیدهندگان
– دستکاری حوزههای انتخاباتی: در حالی که این امر به طور عمده بر انتخابات کنگره تأثیر میگذارد، به طور غیرمستقیم بر نامزدهای ریاستجمهوری نیز تأثیر میگذارد. دستکاری حوزههای انتخاباتی میتواند حوزههایی “ایمن” ایجاد کند که به نفع یک حزب خاص باشد، که رقابت را کاهش میدهد و بر چشمانداز سیاسی گستردهتر تأثیر میگذارد.
– قوانین شناسایی رأیدهنده و پاکسازی فهرستهای رأیدهندگان: قوانین سختگیرانه شناسایی رأیدهنده، محدود کردن محلهای رایگیری، و پاکسازی فهرستهای رأیدهندگان میتواند گروههای خاصی را (اغلب افراد کم درآمد، جوان یا اقلیت) که ممکن است از نامزدهای خارج از جریان اصلی حمایت کنند، محروم کند.
۵. تعصب نظام انتخاباتی کالج الکترال
– سیستم “همه یا هیچ”: در بیشتر ایالتها، نامزدی که بیشترین آرا را کسب کند، تمام آرای الکترال آن ایالت را میبرد. این امر به نامزدهای احزاب سوم ضرر میرساند و تقریباً غیرممکن میسازد که آنها حتی با حمایت زیادی بتوانند آرای الکترال را به دست آورند.
– تمرکز بر ایالتهای رقابتی: سیستم کالج الکترال تلاشهای کمپین را بر ایالتهای رقابتی متمرکز میکند، در حالی که ایالتهای “ایمن” (که به شدت به نفع یک حزب هستند) تا حد زیادی نادیده گرفته میشوند. این امر میتواند دسترسی نامزدها به رأیدهندگان در ایالتهایی که رقابت تلقی نمیشوند را محدود کند.
۶. تعصب رسانهای و نابرابری در پوشش
– تمرکز رسانهها در مالکیت محدود: رسانههای اصلی اغلب تحت مالکیت چند شرکت بزرگ قرار دارند که ممکن است منافع سیاسی یا شرکتی داشته باشند و این میتواند نوع و لحن پوشش رسانهای را که نامزدها دریافت میکنند، شکل دهد. نامزدهای کمتر شناخته شده یا احزاب سوم ممکن است نادیده گرفته یا به حاشیه رانده شوند.
– روزنامهنگاری به سبک مسابقهای: رسانهها اغلب به جای مسائل اساسی، بر روی این که چه کسی “برنده” یا “بازنده” است تمرکز میکنند، که به ضرر نامزدهای کمتر شناخته شدهای است که ممکن است در نظرسنجیها از کشش کمتری برخوردار باشند.
۷. سیستم مالی کمپینها
– تأثیر PACهای ویژه و پولهای تاریک: اهداکنندگان ثروتمند، PACهای ویژه، و “پولهای تاریک” (منابع مالی با منابع ناشناس) میتوانند میلیونها دلار به کمپینها برای حمایت یا حمله به نامزدهای خاص تزریق کنند و به نامزدهای با منابع مالی مناسب مزیت میدهند. نامزدهایی که به این منابع دسترسی ندارند، از این نظر ضرر میکنند.
– محدودیتهای تأمین مالی عمومی: سیستم تأمین مالی عمومی سقفی دارد که مانع از دریافت مبالغ هنگفت توسط نامزدها میشود و بیشتر نامزدهای اصلی از آن استفاده نمیکنند زیرا میتوانند به طور خصوصی پول بیشتری جمع کنند. این وضعیت جایی را برای رقابت برابر برای نامزدهایی که شبکههای گستردهای از اهداکنندگان ثروتمند ندارند باقی نمیگذارد.
۸. سرکوب رأیدهندگان و تاکتیکهای اطلاعات نادرست
– کمپینهای اطلاعات نادرست: اطلاعات غلط و نادرست در رسانههای اجتماعی میتواند بر درک عمومی تأثیر بگذارد و نامزدهای خارجی یا مستقل اغلب در برابر این گونه حملات آسیبپذیرتر هستند. این امر میتواند نظر عمومی را منحرف کرده و بر حضور رأیدهندگان و حمایت از نامزدها تأثیر بگذارد.
– ارعاب یا سرکوب رأیدهندگان: قوانین و سیاستهای خاص، مانند ساعات محدود رأیگیری و الزامات شناسایی، میتوانند رأی دادن برخی گروههای جمعیتی را دشوارتر کنند. این اقدامات اغلب به ضرر نامزدهایی است که به حمایت از جوامع حاشیهنشین یا اقلیتها متکی هستند.
این عوامل موانعی ایجاد میکنند که توانایی همه نامزدها برای رقابت در یک زمین برابر را محدود میسازد و انتخاب رأیدهندگان را محدود کرده و فراگیری و انصاف کلی انتخابات ایالات متحده را کاهش و یا از بین میبرد میدهد
حمید اخوی
۲۵ اکتبر ۲۰۲۴
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.