شبه انقلاب+کودتا>شاک>مردم+قوای مسلح=#مردم_ژیان_آزادی
تنها علاج جلوگیری عواقب جنگ فراگیر داخلی و خارجی.
اگر اصحاب رسانه های خارجی و داخلی اجازه بدهند این پیام به گونه ای وسیع برسد به قوای مسلح و عموم مردم(؟).
این ایده بسیار فراتر از یک کودتای سنتی است که صرفا بخشی از یک حکومت علیه بقیه حکومت کودتا میکند، این اختلاف و سوءتفاهم است، پیوستن قوای به مردم معترض و برآوردن خواسته های آنها با کمترین هزینه و سریع ترین زمان ممکن.
پ.ن: در زبانهای ایران، ژیان معنی زندگانی است و صرفا زنده بودن، زیستنی که با احساس آزادگی و باروری و خوشبختی و شادی است.
لینک کلیک کنید تا برسید محتوای کلمات کلیدی…
نظرات
جمهوری فدرال ایران یعنی چی در سه گزینه رفراندوم از امثالهم؟
شخصا، جمهوری مدرن یا همان جمهوری حقیقی_واقعی را شامل شوندۀ همه موراد از حقوق بشر و دمکراسی سکولاری و تمدن جهانی و حتی فدرالیسم در ذات خود دارد، جمهوری ذاتا بر نقش عموم مردمی که ز سطج شعور و فرهنگ مدرن و امروزین و نوین برخدار هستند تکیه دارد، فرض بر این است دیگر اشتباهات و سوءاستفادههای گذشته در بر نخواهد بود، نه آن جمهوریهای قلابی و دروغین اسلامی یا مارکسیستی سوسیالیستی و کمونیستی که حتی ابدائیات عقاید کارل مارکس هم ندارد!، مثلا برخی مراکسیستها اعلام میکنند “کارل مراکس” با مجازت اعدام و کلا قتل عمد عمد از اعدام تا ترور مخالف بوده است، تمامی حکومتهای گذشته و حال که در انها مجازت اعدام انواع روشهای تقل عمد مانند ترور و نسلکشی خاموش (مانند سوءاستفاده از تحریم کالاهای بشردوستانه/انسان دوستانه مانند غذا و دارو و یا کمبود مصنوعی برای ایجاد قحطی مصنوعی/ تراژدی دوران ترامپ و بایدن علیه مردم عادی ایران و عدم لحاظ این کانال البته شاید ناخواسته و از روی بیتوجهی(؟)!) انجام داده و هنوز میدهند واقعا در این یک مورد خیانت کرده اند به آرمان مارکس و مارکسگرایی واقعی نیستند، با این وجود از نظر امثالهم، دیگر نیازی نیست مردمان جهان کاملا خودشان بنده و مقلد ایدئولوژیهای گذشته بدانندو یک برچسب یا پسوند “ایسم” بر خودشان بزنند، اگر مراکس و دیگران سخنان درستی گفتند میشود در چارچوب قوانین اساسی و مدرن حقوق بشری و دمکراسی و جمهوریت گنجاند، اینجا لزوما مخالف نیستم کسانی خودشان سویال دمکرات یا لیبرال دمکات بدانند و احزابی به این اسامی ایجاد کنند، منظور قید بند و ایضا دشمنی با منقتدان است.
خلاصه، اگر کسانی بین جمهوری مدرن (متحده) پادشاهی مشروطه قرا رفتهف میتوانند جمهوری فدرال با هیمن اسم یا اسامی دیگر برگیرنده رفع حساسیت و رفع سوءتفاهم شوند مثل جمهوری خودگردانان بجای جمهوری فدرال بکار ببرند.
یکی اختلافات همیشگی، بحث تقسیم بندی اداری است، برخی این تقسیمات استانی قبول ندارند، تقسیم استانها برا اساس مرزیندی قومیت و زبانی علاوه دشواری و نادقیق بودن، موجب نوعی احساس تبعیض از اقلیتهای همان استان میشود. اشتباهی در دوره پهلوی دوم بر خلاف رَویه نسبتا درست (اما ناکافی) زمان پهلوی اول انجام شد، تقسیم استانهای کهن و به نامهای قریب به اتفاق غیر قوم مانند کرمان و مکران، اصفهان، خوزستان و اراک (عراق) به استانهایی با نامهای قوم…ستان، یکی از اشتباهاتی بد که در زمان پهلوی دوم اتفاق افتاد. جدا کردن مرزها آبی منطقه فارس/پارس کهن از خلیج فارس و حذف فارس از دوگانه نام رسمی کشور، اینها موجب صدمات جبران ناپذیری شده، هر چند میشود پارس ایران را برگرداند و نامهای پارس/پارسی در ابتدا و انتهای دو نام اسان هرمزگان بوشه گذاشت، اما بعید است این قوم..ستان را اصلاح کرد به نامها قدیمی و درستش، میزان بالای کثافتکاری و مغزشویی اجانب و محافل شبه مخفی فارس تیز موجب خواهد شد مردم محلی مقاوت کنند و قبول نکنند این قوم..ستانها هم به زیان منافع خودشان و هم عمومی کشور است.
در فلان استان نام فلان قوم گذاشتند، اکثریت یا اقلیتهای دیگر اتنیک زبانی دچار احساس تبعیض و بی عدالتی هستند. اینکه چرا نام اسانی و یا شهرستانی نام یک قومیت گذاشته اند و تبعیض قائل شده اند؟!، همین مشکل، اکنون در اکثر کشورهای همسایه ایران و منطقه است و موجب برانگیختن جنگ و دعوا و تجزیه طلبی و سوءاستفاده بدخواهان دشمنان شده است. این قوم..ستانها طی چند دهه اخیر در آسیای مرکزی و جنوبی و غربی، تأثیری بر توسعه اقتصادی و تدمدنی و حقوق بشری و رفع تبعیض و فساد و بیعدالتی و حاکمیت باندهای ظالم و فاسد خانوادگی و مافیایی نداشته و بلکه از عوامل مزاحم این مواد بوده است!
تنها نام پارس (فاس/پارسی/پرشیا) با وجودی اشاه مستقیم اتنیک پارس/فارس دارد و اکثریت جمیعت ایارن امروز و فلات ایران/پارس را این انتنیک زبانی گویشی متنوع تشکیل میدهد به دلیل سه هزار سال ثبیت نام همانند ژرمانی (آلمان/دویچلند) مجازست و نقش اساسی در بنیاد مشروعیت هویتی موجودیت کشور امروز ایران دارد و ایران (إران) هر چند لزوما اشاهر به قومت و تیرۀ نژادی نیست و اختلاف در آن است چه معنی میدهد، هر چند پانگراهای مانند پان ایرانیست و پان آریایی میخواهند این نام به نژاد آریایی وصل کنند (متاسفانه این قماش علی رغم نقدها و ایراد بکارشان، که بالقوه عقاید تروریستی و ضد حقوق بشری داند بعضا برای تبلیغ شدن سایت و یوتیوب و کاسی شان همچنان از این پان… استفاده میکنند، بسیار احتمال دارد اینها دست به کارهای وحشیانه و جنایت و کشتار و نسل کشی یا قتل عام های گسترده بزنند و حتی دیگران به اسم اینان، در هر حال مستقیم و غیر مستقیم در جنایات آینده شریک خواهند بود!، پیشنهادمیشود زودتر از کاربر این نام پان.. و پرهیز کنند)، اما معنی این کلمه میتوان از ریشه زبانهای پیشا هندوایرانی باشد و از جمله مردمان هلمتی_اینوناکی (ایلامی_سومری/مردمان موسرسیاه/سیه چرده تا به اصطلاح سبزه/ تیره ای تناسب فیزیکی با اقلیمات فلات و پیرامونش دارند) و ژنیتک آنها در اکثریت مردمان امروز ایران نیز تداوم یافته بوجود تغییر زبان و فرهنگ ها.
از نظر امثالهم، سیستم چند حزبی واقعی دمکراتیک و نه مدل هیئتی و گروهکی و باندی و جناحی فعلی در پوزیسیون و اپوزیسیون ج.ا فعلی، در سطح شهرستان فعالیت کنند، دولتها و مجالس محلی در سطح شهستان تشکیل شود، استانها فراستان نباش در این خودگرانی (فدرالیسم)، هم بیشترین تأثیر در برآوردن خواستههای محلی و اتنیکی و زبانی دارد و عدالت بهتری رعایت میشود و هم بالاترین میزان مشارکت و حس منافع مشترک حاصل خواهد شد برای همبستگی و ماندگاری این فدرالیسم و احتمال تجزیه نخواهد بود، بسیاری از فدرالهای جهان از جمله یوگسلاوی…- به دلیل این فراستانی و منطقه ای بودن و القای چند میلتی موجب تجزیه کشوری مستعد یوگسلاوی شدند- که اکثریتش چنان دارای اتینک و زبان و فرهنگ نزدیک بودند که حتی بهتر از ایران مستعد باقی ماندن داشت و اما باز به دلایل مختلفی تجزیه شد!
ایده سهام همگانی رایگان از تبدیل تمامی منابع ثروت عمومی نیز مکمل این ایجاد احساس واقعی منافع مشترک و همبستگی خواهد بود، وقتی فقر از این راه به سرعت و فوریت از بین برود، همه مردمان سرمایه در شوند، دیگر میزان ضدیت با سرمایهداری درست نیز کاهش مییابد با زدایش فقر و سمایه دای دزدسالار.
پ.ن: در زبان_گویشهای پارسیایرانی، پسوند نسبت “ال” و “ایک” برابر یا “ای/ی” است و نیازی اضافه کردن “ای/ی” ندارد.
همچین میانجیهای متنوعی ای/ی بعد از _ه و بقیۀ مصوتهای انتهایی صدادار (e/i) وجود دارد، گ/و/ج… است مثلا:
افسانه+ای=افسانه ای/افسانوی
مینو+ای= مینوی
معنی+ای=معنوی
زنده+ای=زندگی
سبزی+ات= سبزیجات>> به دلیل کاربردی شدن میانجی ج+جمع ات، اکنون “جات” به عنوان جمع گروه خاص استفاده میشود مانند گروه محصولات پلاستیکی (پلاستیکجات)، در حالیکه پلاستیک آخرش صامت و بدون صدا است، این یکی از تطور و تحولات دستوری زبان “پارسی دری” امروزیتر است.
برخی غلطهای نگارشی، که امثال ابوالحسن نجفی کتاب درباره اش نوشته (غلط ننویسم)، از نظر عام، به دلیل عادی شدن، غلط مجزا است، مگر واقعا لزوم نباشم، مثلا ترجیحا لزومی ندارد خواهشمند (خواهشی) را خواهشا و گهگاه (گاهی) را گاها و آزمایشها را آزمایشات و گزرشها را گزارشات گفت و نوشت، اما نیاوردن “ۀ” در آخر کلمه قبل از کلمۀ بعدی و یا نوشتن “قرون وسطی” به “قرون وسطا” و “حتی” به “حتا” و “تقریبا بدون تنوین” و “حمزۀ آخر برخی کلمات” مانند “امضا” و همچنین عدم کاربرد مصوت کوتاه و علامت تشدید امروز مجاز است از نظر بسیاری، مگر به ضرورت. نیازیست به کسرۀ میانی (*ِ) بعد از “ی” چرا که خود “ی” میانجیست. چسباندن کلمات و وندها بنا بر سلایق و نیاز مجازست.
به آثار ادیبان و زبانشناسان “پارسی دری” برجسته مانند محمدتقی بهار و دهخدا و فرشیدورد و غیره مراجعه فرمایید.
جمعه, ۴ام آبان, ۱۴۰۳