هیچ رویکرد، عملکرد و تصمیمی جدا از ریشه های تاریخی آن نیست. امروز که بحث تنش بین اسرائیل و ایران داغ است و پ.ک.ک هم حداقل در تبلیغات به عنوان یکی از مخالفان جمهوری اسلامی شناخته می شود بد نیست نگاهی به تاریخچه و موضع گیری آنها در این دیسکورس قدیمی خاورمیانه بیاندازیم.

حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) از زمان تأسیس خود در دهه ۱۹۷۰، همواره در تلاش بوده تا با گروه‌های مختلف در خاورمیانه روابطی برقرار کند. یکی از این روابط، همکاری با محور شرارت است که شامل دولت‌های حامی ترور و گروه‌های تندرو در منطقه می‌شود.

در سال ۱۹۷۹، عبدالله اوجالان و دیگر اعضای پ.ک.ک به لبنان رفتند و تحت آموزش‌های نظامی گروه‌های فلسطینی قرار گرفتند. این همکاری اولیه، زمینه‌ساز پیوندهای عمیق‌تر میان پ.ک.ک و گروه‌های مختلف در محور شرارت گردید. پ.ک.ک از حمایت‌های مالی و نظامی کشورهای حامی محور شرارت، از جمله سوریه و لیبی بهره‌مند شد که نتایج آن به‌ویژه در دهه ۱۹۸۰ مشهود بود و کمک به سزایی به ماندگاری و گسترش آنها کرد.

پ.ک.ک در دهه ۱۹۸۰ به عنوان یک نیروی فعال در منطقه شناخته شد و در عملیات‌های نظامی مشترک علیه اسرائیل شرکت کرد. در سال ۱۹۸۲، این گروه در جنگ جنوب لبنان علیه اسرائیل مشارکت داشت که منجر به کشته شدن تعدادی از اعضای آن شد. 

طی این جنگ این رابطه به قدری تقویت شد که حافظ اسد به عنوان برجسته ترین شخصیت جهان عرب در آن زمان با اعمال نفوذ خود کمپی را در دره ی بقا لبنان به آنها اختصاص داد تا برای آموزش نظامی از آن استفاده کنند. هر چند که طی این رویداد از کمپ جنبش آزادی بخش فلسطین مستقل شدند اما اوجالان همیشه از مبارزین فلسطینی به نیکی یاد می کرد و ارتباطات را زنده نگه داشته بود. در همین کمپ بود که جمیل بایک و دوران کالکان با حسن نصرالله دیدار کردند و بارها در خاطراتشان ارتباط با حزب الله را مفید و موثر نامیدند.

البته به خاطر حساسیت مسئله به خصوص در این مورد که ایران بعد از شورش ۵۷ به نوعی درگیر این جریان شد و آنها نمی خواهند پایگاه اجتماعی که در کردستان ایران دارند را از دست بدهند هیچوقت به طور کامل و واضح به اسامی افرادی که مستقیم با آنها در ارتباط بودند یا دولت ها و سازمان هایی که به آنها کمک کردند اشاره نمی کنند اما چارت سازمانی پ.ک.ک خصوصا در بخش نظامی بیشتر در لبنان و طی ارتباط با این گروهها شکل گرفت تا در ترکیه و ارتباط با جنبش های چپ گرای آن یا سایر جنبش های ملی گرای کرد در کشورهای همسایه و همچنین اوجالان به طور مکرر در کتابهای خود مسئله ی کردستان را با مسئله ی فلسطین مقایسه می کند و سایر کادرهای فعلی رهبری پ.ک.ک که در لبنان آموزش دیدند از جمله دوران کالکان بارها به این موضوع اشاره کردند که با سران فلسطین و مقاومت لبنان ارتباط نزدیک و آموزش های مشترک داشتند و کمک زیادی دریافت کردند.

پس از اینکه ملاها در ایران روی کار آمدند این روابط حداقل در بعد تبلیغات و ظاهری پیچیده شد اما همچنان این سازمان روی همان ریشه بنا نهاده شده است و اگر روزی در خاورمیانه دو قطبی بر این اساس شکل بگیرد به وضوح مشخص است که اینها در جناح جمهوری اسلامی قرار خواهند گرفت البته این به این معنا نیست که اهداف تجزیه طلبانه ی خود را دنبال نمی کنند اما فعلا نگاه آنها به کردستان ایران جهت جذب منابع مادی و نیروی انسانی از هواداران تجزیه طلبی است و در شرایط فعلی سعی بر پنهان کردن روابط یا حتی تاریخچه ی خود در تعامل با محور شرارت و جمهوری اسلامی دارند. رژیم به خیال خود دارد دو بار از اینها استفاده می کند اول اینکه مخالفان خود در کردستان را به وسیله ی اینها به سمت ترکیه سوق می دهد و به نوعی خنثی می کند و دوم اینکه از وجود این تجزیه طلبان به عنوان لولویی علیه اپوزیسیون استفاده می کند که ریسک تجزیه ی ایران در صورت براندازی را بالا ببرد در صورتی که همانطور که شاهزاده رضا پهلوی اشاره کردند با رهبری منسجم و محبوبیت ایشان پس از سقوط رژیم اجازه نمی دهند در ایران خلا قدرت به وجود بیاید و تمام نقشه های رژیم را خنثی کردند.

 

**تصویر مربوط به بازدید یاسر عرفات از کمپ پ.ک.ک است!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)