حال که در سالگرد شورش همگانی ایرانیان که به علت قتل حکومتی مهسا امینی توسط مامورین گشت ارشاد شکل گرفت، قرار داریم؛ فرصت مناسبیست که به نقد و بررسی عملکرد طیف های مختلف اپوزیسیون خصوصا در رابطه با احزاب کرد در آن دوره بپردازیم.
اولین تجمعات در جلوی درب ورودی بیمارستان کسری تهران شکل گرفت جایی که مهسا را به علت ضربات متعدد به سر، بستری کردند و او پس از چند ساعت جان خود را از دست داد. در ادامه ی آن، شورش های خیابانی در تهران و شهرهای مختلف کردستان از جمله زادگاه او سقز، شکل گرفت. با پخش تصاویر همبستگی که مردم سقز در روز تشییع جنازه ی او از خود نشان دادند این حس به سایر شهرهای ایران هم سرایت کرد. با اینکه تهران و کردستان در این جنبش پیشاهنگی می کردند اما فقدان یک رهبری متشکل دستاورد آنچنانی را به همراه نداشت. در این جنبش که مردم بسیار هوشمندانه تر از چهره های به ظاهر سیاسی عمل کردند این فقدان را حس کردند و نام شاهزاده و رضا شاه پهلوی را در خیابان ها فریاد زدند.
شاهزاده هم مانند همیشه که به صدای ملت ایران جواب می داد شروع به سازماندهی اپوزیسیون در خارج از کشور کرد و تلاش کرد تا از تمام طیف های سیاسی در شورای رهبری حضور داشته باشند. از آنجا که مهسا امینی اهل سقز بود و پس از تهران این کردستان بود که نقش پیشاهنگی را در مبارزات خیابانی ایفا می کرد از احزاب کردی بسیاری دعوت کرد تا در نشست جرج تاون و تدوین منشور مهسا شرکت کنند منتها این تنها عبدالله مهتدی بود که برای ایجاد پیوند و همکاری تلاش کرد و نقش موثری داشت و تا انتها هم ایستاد. باید در نظر داشته باشیم این تصمیم مهتدی اتفاقی ناگهانی و احساسی نبوده بلکه از سالها تجربه ی فعالیت سیاسی و واقع گرایی او نشات می گیرد. منتها از زمانی که منشور شروع به کار کرد گروه های مختلفی شروع به تخریب چهره های دخیل در منشور به خصوص شاهزاده کردند اما در کردستان بیشتر این تمرکز را روی مهتدی گذاشتند. به خصوص پژاک/پ.ک.ک که حتی به نمایندگی مردم کردستان ایران هم دعوت نشده بودند؛ جمهوری اسلامی و تمام جنایت هایی که در خیابان انجام می داد را رها کرده بودند و با تمام توان رسانه ای خود شروع به حمله به مهتدی کردند. در راهپیمایی های خیابانی در کشورهای مختلف هم هواداران خود را می فرستادند تا تجمعات را بر هم بزنند. در واقع در کردستان ایران همیشه این اتهام از طرف مردم به آنها وجود دارد که آنها جهت منافعی که از اختلافات ایران و ترکیه می برند به نوعی متحد جمهوری اسلامی محسوب می شوند و دقیقا آنها هم در طول جنبش با اینکه سالها نیروی نظامی آموزش داده و هزینه اش را بر گرده ی فرزندان کردستان ایران گذاشته اند و ادعای جدایی طلبی از راه مبارزه با جمهوری اسلامی را دارند نه تنها یک گلوله به سمت نیروهای نظامی که در حال کشتار کردها بودند شلیک نکردند بلکه تمام فعالیت هایشان در راستای منافع جمهوری اسلامی و تخریب چهره های راستین اپوزیسیون از جمله شاهزاده و مهتدی بوده است. شبکه ی بی بی سی فارسی هم برای سفیدشویی این ننگ همانطور که همیشه در راستای منافع جمهوری اسلامی محتوا تولید کرده است؛ فرمانده ی پژاک را دعوت می کند تا او دست به توجیه انفعال خودشان بزند و بار دیگر انگشت اتهام را به سمت نیروهای واقعی اپوزیسیون بگیرد. در حالی که بدون اینکه بابت خرابکاری هایشان در طول جنبش مهسا و بهم زدن صفوف اپوزیسیون از طرف مجری کرد شبکه، ژیار گل از او سوالی شود.
یکی اشتباهات در کردستان این بود که به این جنگ رسانه ای نیروهای متحد جمهوری اسلامی در میان صفوف اپوزیسیون توجهی نشد و بعضا نیروهای واقعی برانداز با آنها همراه شدند و شروع به تخریب عبدالله مهتدی که متحد ایران است، کردند. اشتباه دیگر این بود که کار رسانه ای قدرتمندی علیه این گروه ها شکل نگرفت تا دستان آلوده شان را در پیش چشم ملت رو کنند که البته می تواند به این خاطر توجیه شود که اکثر نیروی اپوزیسیون واقعی متوجه رژیم بوده است اما باید درسی شود تا در مواقع بعد از این مسئله غافل نشویم. بزرگترین دستاورد در کردستان تقویت همبستگی ملی بود زمانی که تمام ایران به حمایت آنها برخواستند مسلما نیروهای وطن پرست کرد از جایگاه خود در فردای تغییر رژیم نزد سایر مردم ایران مطمئن شدند و همچنین هر چند در نهایت منشور مهسا موفق نشد تمام نیروها را در کردستان با خود همصدا کند اما باعث شد بتوانیم دوست و دشمن را از یکدیگر تشخیص دهیم و در آینده روی این روابط بیشتر سرمایه گذاری کنیم و مراقب دشمنان ایران هم باشیم.
نظرات
This is the first Women led revolution in the world
There’s no place for kings, prince or any other type of male dominance
سه شنبه, ۲۷ام شهریور, ۱۴۰۳