نوشتن عادتی بود که قبل از سال 1388 خیلی ها به صورت روزانه بهش می پرداختن، اما گویا بعد از اون و با فراگیر شدن شبکه های اجتماعی اکثرا ترکش کردن و حداکثر به استاتوس های چند خطی کوتاه بسنده می کنند، متن هایی که به واسطه کوتاهی شبه برانگیزه و امکان برداشت های مختلف رو فراهم می کنه، اما هنوز هستند کسانی که دست به نوشتن دارند، در میان این نوشته ها در روزهای اخیر به چند نوشته در موضوع شناخت متقابل جنسیت ها برخوردم که از واقعیت زندگی اجتماعی این روزهای ما در خاک ایران فاصله بسیاری داشتند، اما تحت عنوان روایتی از واقعیت خودشونو معرفی می کردند.
نگارندگانی وجود دارند که برای به مسخره گرفتن گروهها و انجمن های حمایت از حقوق زنان و کودکان، از عدم وجود سازمان های حمایت از حقوق مردان سخن به زبان می آورند و حتی در شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی صفحتای را به این اسامی راه اندازی کرده اند که مملو از خشونت کلامی علیه زنان است، نگاهی به نوع روابط اجتماعی حاکم بر جامعه ما نشان میدهد که نه این که حقوق انسانی مردان نیز نقض می شود، اما به راستی اگر کمی با دقت نگاه کنیم هیچ یک از این نقض حقوق انسانی به موجب جنسیت مذکر از وی سلب نشده است.
همیشه از بنگاههای خبری چون کیهان بدم می آمد، چون از یک خبر یک خطی درست را در دست می گرفتند و با بال و پر دادن آن خبر با اطلاعات غلط و تفکرات خاص خودشان تبدیل به مطلبی طولا می کنند که مملو از اطلاعات غلط است، این نوشته های برخی دوستان در مورد وضعیت روابط اجتمایی بین دو جنسیت نیز به مانند مقاله های کیان شده، سربازی، مسئولیت مالی خانواده، تلاش برای کسب موقعیت اجتماعی و … کارهایی بس سخت است، اما به راستی مگر در چند دهه اخیر که حداقل خودمان به چشم دیده ایم، بوده خانواده ای که بدون همراهی زوجین ثبات داشته؟ شاید در بسیاری از خانواده ها تنها مرد خانواده کار کند، اما یک سوال اگر مدیریت زن خانواده نبود میشد با ان درآمد زندگی کرد؟ اگر کسی تصور میکند می شد امتحان کند، فقط یک ماه به صورت مجردی با همان درآمد زندگی کند؟
زوج هایی می شناسم از صبح تا پاسی از شب پا به پای یکدیگر به کار مشغول هستند، زندگی سخت در محیط کاری را هر دو در محیط کاری این روزهای جامعه تحمل میکنند، اصلا خشونت روانی محیط کاری بر علیه زنان را نادیده میگیرم و فرض بر محیطی آرمانی برای کار زنان می گیرم، وقتی به خانه می رسند، یکی لباس عوض کرده به تماشای تلویزیون می پردازد و دیگری ضمن آماده کردن غذا و …، آخرش هم باید ظرف ها رو بشوید و … اصلا شما درست می گوید، زن نگرفتید که شب خودتان غذا درست کنید، فقط یک سوال، اگر مخارج خانه را از حقوقتان کم کنید، دادن حق الزحمه کار روزانه در خانه پیشکش، ماهی چقدر به خانه بدهکار می شوید؟
جایی گلایه کرده بود که بعد از ازدواج از دوستان دوران مجردی دور شده اند، این یکی دیگه واقعا جای سوال داشت واسم، خداییش این دوستان دوران مجردی که حرفشونو میزنید و اگه واقعا دلتون واسشون تنگ شده و البته آدم های خوب و موجهی هستن، چرا اصلا دعوتشون نمی کنید خونه تا هم دوری هم کم بشه و هم روابط مستحکمتر؟
یادداشت دیگری کلی من رو تو خاطرات محو کرد، سالها پیش در همدان، در مراسمی که با حضور فعالان ملی-مذهبی بود، شرکت کرده بود، به دلیل مشقله با عجله در جمع حاظر شدم و زیاد به ظاهر خود توجه نکرده بودم، بزرگی که بسیار از نصایحش استفاده برده ام، آمد کنارم نشست و در ضمن تعریف خاطرات گذشته از خوبی های سر و وضع مناسب گفت و سعی کنیم دو مسئله را همیشه در زندگی رعایت کنیم؛ همیشه وقت شناس باشیم و همیشه وضعیت ظاهری آراسته ای داشته باشیم و اگر نمی توانیم در جایی حاظر شویم و یا امکان تاخیر وجود دارد از ابتدا امکان تاخیر را به دعوت کننده اطلاع دهیم ولی با وضعیت ظاهری مناسب برویم، حال می شنوم برخی یادداشت های مینویسند و این که همسر یا دوست دختر محترمشان روی وضعیت ظاهریشان حساس است، گلایه می کنند، که البته جای سوال دارد.
همه اینها رو گفتم بیایم یک مروری بر اخبار این چند روز داشته باشیم:
خبر اول: کار که تموم میشه میای تو خونه لم میدی تا خانم که اونم تازه از سر کار برگشته واست غذا اماده کنه، تا حالا تو اخبارهایی که نگاه کردی شنیدیه بودی یک تیم ورزشی اعتصاب کنه؟ اگر شنیده باشی مطمئنم سر میزان حقوق و این که چک پاس نشده بوده و این حرفا بوده، اما اگر مرد باشی و عضو تیم ملی خوب اعتصابت روی چنین چیزایی خواهد بود، اما ورزشکاران زن … اصلا بذار تیتر و لینک خود خبر رو واسط بذارم : اعتصاب تیم ملی قایقرانی زنان: در نمازخانه نمی‌خوابیم
آره عزیز، تیم ملی قایقرانی زنان حتی جای خواب هم نداشت، خودتم میدونی در مورد مردان چنین اتفاقی نمی افته
خبر دوم: حرف از خشونت بر علیه مردان شده بود، خداییش چقدر از مردان مورد خشونت جنسی از جانب زنان قرار می گیرند؟ البته اگر منظورت تجاوز جنسی به کودکان و همجنسگراها هستش باهات موافقم ولی خودتم میدونی وقتی از خشونت بر علیه مردان حرف میزنی منظورت اینا نیستن، حالا بریم ببیم امیر حسین جلالی، جعفر بولهری و مریم رسولیان اساتید دانشگاههای علوم پزشکی  در مورد خشونت علیه زنان در ایران چی گفتن، خبرشو خودت بخون :  ۶۶ درصد زنان ایرانی قربانی خشونت می‌شوند
خبر سوم: ماشالا همگی نشستید قرعه کشی جام جهانی رو یا توی سیمای جمهوری اسلامی یا تو شبکه های ماهواره ای دیدید، خوب خسته نباشید، آخ آخ راست میگی شما تو اداره بودی و از تو رادیو یا اینترنت مراسم رو دنبال کردی، احتمالا الان همگی فرناندا لیما رو دیگه می شناسید، خداییش اون بنده خدا چیکار کرده بود که اینگونه مورد نوازش شما قرار گرفته بود؟ براساس فرهنگ رایج سرزمین خودش لباسی رسمی پوشیده بود و برای مجری گری اومده بود، چه گناهی کرده بود که نمی دونست فقط رسانه های کیهان مسلک این کشور نیستند که همه چیز رو زیر عینک خاص خودشون می بینن، مردان این سرزمینم فقط ادعای پاکی دارن ولی … البته خودمم یکی از شما، هر چند به فوتبال علاقه ای ندارم و اون قرعه کشی برام اهمیتی نداره، اما بعید نمی دونم جایی نگاهی فقط جنسی به یک انسان از نوع مونث داشتم، البته واسه خبر سوم هم دعوتتون می کنم این خبر رو بخونید : حذف زنانگی و تشدید مردانگی؛ بازخوانی واکنش‌های جنسیتی به مراسم قرعه‌کشی جام جهانی
فعلا اخبار کافیه، نابرابری در همه عرصه ها وجود داره، تفکرات بیمار جامعه ما فقط به یک جنسیت مربوط نیست، با دوستانی که ادعایی در ارتباط با فعالیت و آگاهی ندارن کاری ندارم، اما ماهایی که کلی ادعا داریم و وقتی حرف از سابقه میشه ساعتها در مدح خودمون حرف میزنیم انتظار میره کمی به مسائل عمقی تر نگاه کنیم، برابری جنسی ایجاد فضایی برابر و آرام برای زندگی تمام انسانهاست، اگر فردی از جنسیت خود استفاده ابزاری میکند یا … باید در مورد اصل انسان بودنش سوال کرد و صد البته وظیفه ما مدعی هاست که میزان آگاهی جامعه ای که در اون زندگی می کنیم رو بالا ببریم و نه اینکه همراه شویم و منتشر کننده و باز نشر کننده ادبیات آلوده و جنسیتی تفکرات برخی شویم.
You might also like

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)