احسان صبوحی | آهنگساز

**چکیده مقاله**

اصطلاح “میکروتونال” دقیقاً به چه چیزی اشاره دارد؟

پذیرفتن این که جوامع شرقی در گذشته در تعریف هویت خود دچار مشکل بودند، به معنای خودتحقیری نیست؛ این واقعیت را انکار نمی‌کنم. به همین ترتیب، شناسایی این که بسیاری از اصطلاحات علمی و فنی در موسیقی، که توسط نخستین موسیقی‌شناسان‌قومی شرقی و غربی به کار رفته‌اند، استعماری، نژادپرستانه و غیرحرفه‌ای هستند، به معنای تکبّر نیست. این شناسایی مشابه دوران برده‌داری و تبعیض نژادی است که در آن، افراد سیاه‌پوست به خاطر رنگ پوستشان تحقیر می‌شدند.

دیدگاه‌های بنیادگرایانه موسیقی‌شناسان‌قومی غربی مانند ژان دورینگ، برونو نتل، و مائود مک‌کارتی، به همراه همتایان شرقی آن‌ها مانند نورعلی‌برومند، هومان اسعدی و مجید کیانی و … که دانش تخصصی در زمینه آهنگسازی ندارند و به بنیان‌های علمی متنوع توجهی نمی‌کنند، تعاریف نادرست و نادقیقی به تاریخ اندیشه موسیقی افزوده‌اند. تمرکز آن‌ها بر شگفت‌گرایی، عرفان، و شبه‌علم این مسئله را تشدید کرده است.

با بهره‌گیری از مفهوم “شرق‌شناسی” ادوارد سعید، این تعاریف را در چارچوب شرق‌شناسی ابتدایی به چالش می‌کشم. اصطلاحاتی مانند “میکروتونال”، “ردیف”، و “موسیقی کلاسیک ایرانی” از تعاریف دقیق و اندیشمندانه برخوردار نیستند. بررسی انتقادی این مفاهیم نیازمند کاوش در ذات و ریشه‌های آن‌هاست که آغاز یک حرکت علمی میان آهنگسازان متخصص را نشان می‌دهد. اجازه دهید موقتاً این رویکرد را “پُست-اورینتالیسم” بنامیم.

“پُست” به معنای بازخوانی تاریخی انتقادی است.
“پُست” به معنای شکاکیت نسبت به اصطلاحات تثبیت‌شده است.
“پُست” به معنای تفکر بدون محدودیت‌های ذهن‌های سانسور شده است.

بیایید نخستین موسیقی‌شناسان‌قومی شرقی که به مطالعه شرق پرداختند را فاقد دقت علمی در نظر بگیریم؛ آن‌ها در تعاریف خود کمترین دقت و صبر را نشان دادند. آیا زمان آن نرسیده که از اصطلاحات تحقیرآمیز و غیرعلمی خلاص شویم؟

به موسیقی‌شناسان‌قومی آلمانی و فرانسوی باید به طور قاطع گفته شود: بس است! موسیقی به جنگ جهانی دوم، هیتلر یا ناپلئون مربوط نمی‌شود؛ تمامی صداها باید به طور مستقل و به شیوه‌ای صحیح تعریف و درک شوند. از توصیفات غیرحرفه‌ای خود دست بردارید. وقتی از “میکرو” صحبت می‌کنید، نسبت به چه چیزی اندازه‌گیری می‌شود؟ آیا این همان دوگانگی خود و

دیگری، سیاه و سفید، آریایی و غیرآریایی، فرانسوی و بیگانه نیست؟

بگذارید بنیادگرایان شرقی اهل عرفان و شگفت‌گرایی به ستایش شما ادامه دهند و از شما به خاطر انتخاب نام‌های ناکافی برایشان سپاسگزار باشند؛ این ویژگی آن‌هاست. اما بازنگری کامل در مفاهیم و آغاز از صفر، مسیر روشنگری است. بنیادگرایی شرقی و شگفت‌گرایی اروپایی در این زمینه به گلوله و تفنگ شباهت دارند—دوستداران ابدی.

انجمن “پُست-اورینتالیسم” نه تنها تعاریف نادرستی مانند “میکروتونال” و “موسیقی کلاسیک ایرانی” را به رسمیت نمی‌شناسد، بلکه بر یادآوری دوران سلطه نازی‌های آلمان بر مستشرقان و تأثیر ناپلئون بر فرانسویان تأکید می‌کند. زمان آن رسیده است که از به‌کارگیری اصطلاحات ضد حقوق بشر که در غرب استعماری قرن نوزدهم ابداع شده‌اند، دست برداریم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)