شکافها و گسلهایی که بیشتر و عمیقتر میشوند
عباس عبدی و حسین قاضیان از مهرههای اصلاحطلبان قلابی، در مصاحبهای با روزنامه هممیهن به شکافهایی در حکومت ایران که تبدیل به گسل شده اشاره کردهاند؛ نگاهی به این موضوع.
برخی از مهرههای اصلاحطلبان قلابی صحبت از شکافهای جدیدی میکنند که تبدیل به گسل شده است. شکاف در ساختار قدرت و شکاف بین حاکمیت و مردم. صحبت از مصاحبه عباس عبدی و حسین قاضیان با روزنامه هممیهن است.
حسین قاضیان درباره مسائل مربوط به آزادی رسانهها، حقوق زنان و روابط خارجی در حکومت ایران معتقد است که با وجود تمام تلاشهایی که از سال ۱۴۰۱ به این سو در زمینه حقوق زنان انجام شده، حکومت هیچگاه بهصورت رسمی حاضر به عقبنشینی نشده است.
شواهد نشان میدهند که موضوع زنان و حجاب از جمله چهار موضوعی است که حکومت بر سر آنها کوتاه نمیآید.
در زمینه روابط خارجی نیز، سیاست داخلی، که منشأ اصلی سیاست خارجی است، تغییری نکرده است. این نشاندهنده وجود شکافهای عمیق و حلنشدنی است.
عباس عبدی نیز در این خصوص میگوید که در زمینه حقوق زنان، حکومت چهار قدم به جلو و دو قدم به عقب رفته است.
عبدی وضعیت فعلی شامل فقر، بیکاری، نابرابری، تبعیض و ناترازیهای انرژی را عامل بنبست حکومت میداند و معتقد است که در چنین شرایطی نمیتوان ادامه داد.
عبدی به سیاستهای اصلاحطلبانهای اشاره میکند که بارها شکست خوردهاند. او میگوید که اکنون اصلاحطلبی نسبت به دهه هفتاد معنا و اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا نظام سیاسی ایران به جایی رسیده که دیگر نمیتواند با وضعیت فعلی ادامه دهد.
اما حسین قاضیان استدلال میکند که اصلاحطلبان قلابی پس از سال ۸۰ به افرادی تبدیل شدهاند که تنها در انتخابات شرکت میکنند و سپس تا انتخابات بعدی در خانه مینشینند و دیگر فعالیتی نمیکنند.
حکومت کسی را به قدرت راه میدهد که ریسکی نداشته باشد
قاضیان بر این باور است که اگر هدف افزایش مشارکت مردم است، باید اجازه داده شود کاندیداهای متنوعتری در انتخابات شرکت کنند.
اما حکومت از این کار خودداری کرده و در نتیجه شکاف و دوپارگی بیشتری در جامعه ایجاد شده است. برای مثال، رد صلاحیت لاریجانی نمونهای از این روند است.
خامنهای از زمان انتخابات مجلس هفتم تا به امروز، سیاستی را دنبال کرده که هدف اصلی آن حفظ ثبات حکومت بوده است.
او به هیچوجه اجازه نداده است که افرادی که این ثبات را به خطر میاندازند، وارد حکومت شوند. با همین معیار است که پزشکیان پذیرفته میشود و دیگران رد صلاحیت میشوند.
در ادامه عبدی درباره دلایل شکست حکومت و شکافهای موجود معتقد است که اوضاع بهگونهای است که مردم به این نتیجه میرسند که حتی انتخاب افرادی مانند پزشکیان نیز نمیتواند مؤثر باشد و این موضوع باعث شکست حکومت میشود.
او ادعا میکند که این انتخابات نشاندهنده پذیرش تغییر توسط سیستم سیاسی ایران است. اما این تغییر تنها از طریق افرادی مانند پزشکیان خواهد بود. ولی حکومت حاضر به پذیرش نیروهای متفاوت نیست. او معتقد است که حکومت دیگر پایگاه اجتماعی ۲۰-۲۵ سال گذشته را ندارد.
قاضیان در ادامه میگوید که افرادی که ریسک و خطر آنها مشخص نیست، از سوی حکومت پذیرفته نمیشوند.
افرادی مانند هاشمیرفسنجانی، احمدینژاد یا لاریجانی از این دستهاند. او تأکید میکند که پذیرش پزشکیان بهعنوان یک اصلاحطلب، نشانهای از تغییر نیست.
رفتار خاتمی، رهبر جریان موسوم به اصلاحات، را نگاه کنید همه سعیاش را کرده به حاکمیت بگوید: «من خطری ندارم و مشکلی ایجاد نمیکنم. من پیرو و همراه شما میباشم» اما آیا حکومت حاضر شده ذرهای اصلاحطلبان را بپذیرد؟ خیر.
قاضیان بر این باور است که شکست حکومت به جایی رسیده که همگی در اوج بیچارگی هستیم و خروج از این وضعیت برای جامعه ساده نخواهد بود.
شکاف و گسل هم نیاید کار تمام است
او معتقد است که وقتی حکومت سقوط میکند، همگان در بدبختی گرفتار میشوند، نه تنها حکومت. او به دوپارگیها اشاره میکند و میگوید که این شکافها از بینرفتنی نیست.
مهمترین این شکافها، فاصلهای است که بین حکومت و مردم ایجاد شده است. مردم در سبک زندگی، ایدهها و رفتار حکومتگران تفاوت فاحشی با خود میبینند. این شکاف تنها به نحوه زندگی محدود نمیشود؛ بلکه اعتماد به حکومت نیز از بین رفته است.
عبدی درباره شکافهایی که به گسل تبدیل شدهاند میگوید که ما با دو شکاف جدی مواجه هستیم: یکی شکاف درون ساختار قدرت که کارآمدی را از بین برده است. و دیگری شکاف بین حاکمیت و مردم.
[آیا واقعا آخوندها فقط با ده گسل اجتماعی مواجه هستند؟]
او بر این باور است که کاهش تنش در ساختار قدرت باید به گونهای باشد که در کارکرد دولت اختلالی ایجاد نشود، اما این کاهش، بدون کاهش شکاف بین حکومت و مردم امکانپذیر نیست.
در ادامه، قاضیان به شکافهای عمیق میان مردم و حاکمیت ملایان اشاره میکند و میگوید که وضعیت وخیمی که در آن قرار داریم، بر کسی پوشیده نیست. نگرانی بزرگ این است که اگر از یک نقطه به بعد، این وضعیت وخیمتر شود،.
در جمعبندی، عباس عبدی بر این باور است که دو شکاف اصلی باید برطرف شوند: نخست، شکاف درون ساختار قدرت و دوم، شکاف میان ساختار قدرت و مردم. او معتقد است که اگر این فرآیند به بنبست برسد و شکست بخورد، اصلاحطلبی هم نمیتواند کاری از پیش ببرد و باید منتظر بمانیم تا ببینیم چه رخ خواهد داد. [بخوانید سقوط و براندازی حکومت]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.