منظور امثالهم از توحش و انواعش مانند توحش اسلامی و غیره چیست؟
بارها گفته گفته اند چون امثالهم، من و من نوعی به هیچ عنوان خود را ستیزه جو با هیچ عقیده ای که خودش ر درست بداند چه دینی یا غیر دینی و ملیت و کشوری و هر نوع نژاد و رنگ و زان و شغل و جنسیت و غیر نیستیم، سوال پیش می آی مگر میشود همه عقاید و ادیان درست باشد؟!، هم بل و هم نه!، موقتا و بدون تاکید اصرار بر ندانمگرایی یا آگنوتیسم این نوعی، صرفا برای بازشدن توانش ادراکی فضای ذهنی منطقی عقلانی…، میگویم، این از بینانهای ندانمگرایی طبیعت خدایی گونه ای است، در ساحت آگنوتیسم که امثالهم برگمانیم شناختیم(؟)، پاسخ قطعی و واضح به این چنین چیزهای که موقتا بر بنیان ندانمگرایی گوییم، ابرمجهولات نیست، و از نظر آگنوتیسم این مدلی که گفتم، توحش حالت جاورشناختی گونه نخستی سان بشری و زیرگونه داروینسیمی زیرگونه ان جانور نخستی-انسان/مردم/هومان- طی چند هزر سال حرکت ا حالت توحش طبیعت شبه محض به غیر توحشی که طی کرده است.
ما شاهد عظمت هولناک توحشی است در عصر بزرگی تمدن بشری و عجیب و تاسف بار است از این همه دستاوردهای علمی و عقلی، همچنان شاهد توحش وآادمکشی و قتل و کشتارهای عظیم هستیم به اسم خدا و به نام دین خدا و این توش دزدسالاری و ایپدمی حرامخورای و دزدی از فرودستان و تنگدستانی مظلوم و ناتوان از دفاع از خود!
ما توحش در نظر بگیریم، این اگنوتیسم از شدت نواوری چنا است امثالهم به دیوانگی خطاب خواهند کرد، چون مردم عادی (به مثابه بشر میانگین زیرگونه های جانور نخستی سان /هومان)، از موقعی از حالت پیش فرض نخشتی سان جانور بشریت صحبت میکنیم- بر اساس فرضیات یا تئوری جات دارویسنیم وشبه دارویسنیم، بشر از حالت میوه خواری یا همه چیز واری با کشف آتش و ایجاد باز آره و کنترل اتش، توانسته به تنوع همه چیزخورای برسد، این حرکت جانور نخستی سان (مردم/انسان/هومان) من و امثالهم، حرکت توحش ُزدایی مقدماتی مینامم (مرحل ناخودآگاهی و یا پیشا تمدنی/ اکنون در مرحله بالایی از توحش زدایی آگاهانه هستیم)، این روند بر اساس فرضیات فرگشتی، بالغ چهار مییون سال عمق داد، در بازه پانصد تا ۱۵۰ هزار سال پیش، جانور نخستی سان مدرن (هموساپین) به محله ابزارسازی و البسه و زندگی اجتماعی شبه قبیلگی رسیده و این بازه فرضیه فگشت، مصادف با عبور هموساپین از دو یا سه نقطه از آفریقا بوده است، نقطه جبل طارق و پل سینای مصر، اما باب المندب بیشتر اعتبار داده اند، این حرکت توحش زُادیی بر دو گروه مانده در افریقا و رفته اوراسیا و سپس امریکا و اقیانوسیه، همچان تداوم داشته است… تا رسدیم به ۱۴۰ سال پیش، که زیرگونه عرب اسلامی پدیدار گشت، آیا بقیه زیرگونه جات در پدیدارگشتی گونه عرب اسلامی نقش داشته نظریات درخور و پرتوجهی است که زیرگونه مشهور به زرتشتی و یهود و مسحی و بودایی و بالاتر از مه اینها زیرگونه اوراساییی میترائیستی در پدیدارگشتی زیرگونه عرب اسلامی نقش بزرگی داشته استف مهمترین المانهای پدیداری عرب اسلامی استفاده از دین بعنوان دین به مابه ایدئلوی توجیه حکومت و غارت و جنگ و احکام وحشیانه و بدوی قتل- از اعدام تا ترور- است، این خلاصه حالا ربطی به اسلام بنیادین صدری پیامبر دارد و یا ندارد امثالهم نظر قطعیت نداریم، برای همین اساس دیگر از توحش اسلامی اشار به تیره عرب یا غیر عرب نیتس، اساسا توحش اسلامی بعنوان یک انحرافی ایدئولوژیک و جدا از صدر اسلام و یامبر اسلام برگامنم، برای همین بر خلاف اسلام ستیزان از جمله در برخی چون اسلام ستیزان ناسیونالیزم ایرانی، توحش اسلامی یا دین اسلامی صدر اسلامی موقتا دا میدانیم، چون شبهات عمیقی است که چون توحش اسلامی و تروریسم اسلامی اجازه نمیدهد منتقدان و تحلیلگران واضح سوالاتشان بگویند، این و همین و غباری تمایز بین اسلام و توحش اسلامی مانده (تکرار میکنم بین توحش اسلام و دین اسلام فرق گذاشته ام، نمونه بارز و مصادیقش همین تروریسمی است منجر به تراژدی هفتم اکتبر شد)، مثلا برایم سوال است بنا بر روایاتی آیا قرانی د زمان عمر و ابوبکر گردآوری شده از پیامبر واقعا همان سخنان پیامبر که وحی وانند است و یا در همین جمع آوری نیز دچار خطا و اشکال است؟ اما چون توحش اسلامی با احکام ارتداد و سب نبی و غیره اجاز نمیدهد به سوالات پاسخ داده شود، موقتا بین توحش اسلمی و اصل اسلامی فرق قائلم بنا بر عدم پاسخ صریح به این گونه سوالات.
سوالات بی پاسخ بسیار است، در گرد و غباری بین اسلام ستیزن و مدافعا سلام طی این قرنها برپا شده، اجازه نمیدهد بشریت آزاده به نتیجع قطهی برسد بالاخره حقیقت چیست؟!
اینجا این مدل موقتی اگنوتیسم، کار خودش راحت میکند و لزومی نمی بیند همه چیز عقاید را قاطی کند، توحش اسلامی چیزی جدا از اسلام است فعلا برگمانم، یکی از مزایای آن جدانگاری، فرصت دادن به خواهان اسلام مذاهب و فرقه هایش اش که خودشان را با الزامات امروزی و یده بشریت مانند حقوق بشر و دمکراسی و تمدن انطباق و سازگاری داد، همان طور مسیحت و یهودیت و بودایی و غیر تا حد زیادی تطابق داده اند، و می بینیم در کشورها با اکثریت قاطع مسیحی و یهودی و بودایی و غیره، کلا ممنوعیت اعدام و قتل عمد و ترور است (هیچ عذر و بهانه هم قبول نمیکنند بر این قانون ممنوعیت قتل عمد، از جمله احکام اسلامی چون ارتداد تا سب نبی، حتی قتل نفس و نهایت مجازات را حبس ابد برای قتل نفس و بقیه کارها یا اصلا جرم نمیدانند مانند بی احترامی به مقدسات و یا مجزات مناسب کمتر از حبس ابد مثلا برای دزدی و سرقت قطع دست نداند و برای زنا مجازاتی اساسا ندارند و چیزی به نام حرام زادگی ندارند و اصلا جرم نیست/ کلی هم سیستم قضایی چابک تر و کم خطاتر و کم هزینه تر ز نظر عواقب ناگوار خطای انسانی قضاوت کرد اند و به نظر فعلا.
اسلامستیزان نظر مخالف امثالهم دارند و معتقدند عقیده- برگمانم میگویند مطلقا- بد و خوب داریم و اسلام یک عقید بد است و باید کلا ممنوع شود. این از فرقهای امثالهم با اسلام ستیزان است. امثالهم بصورت پیش فرض برگمانم اگر مسیحیت و یهودیت و بودائیسم و غیر توانسته اند به نوعی تطابق با وضعیت نسبی ناتوحشی اکثریت کشورهای جهان سکولار که ممنوعیت قتل عمد از اعدام تا ترو اجرا کرده اند و زیست نرمال شوند، شاید بشود اسلام را چنین کرد(؟) و قطعا با این وضع توحش حکومتها ورگوهای اسلامی دشوار است، اول باید این تروریسم اسلامگرایی را نابود کرد و یا نزدیک به نابودی مهار همچون نازیسم و حکومتهای کولار دموکراسی در منطقه ار توحش اسلامی برقرار کرد.
این توحش اسلامی در منطقه است که واقعا این منطقه به جهنم و کابوس لایو و پخش زده شده است!) و حکومتها دیگر به سیستم قضایی اجازه اعدام و قتا عمد از جمله ترورو نمدهند بری همین یکی معیارها اینکه کشوری به درجه نخست-موقتا- در جهان از نظر توحش زدایی است یا نیست و همین ممنوعیت قتل عمد از اعدام تا ترور است. به نظر هم چاره ای جز پذیرفتن این ممنوعیت قتل عمد نیست. چرا که حق حیات نخستین اصل از بدیهیات حقوق بشر است و چاره جز پذیرفتن این اصل نیست تا بعدا معیارها بهتری دریابیم.
بارها نیز دفاع مشروع تعریف کردیم و گفتیم که دفاع مشوع بری قتل مد و انتقام کور به دشمن نیست و صرفا برای دفع شر است و اگر لازم نباشد قتل، نباید قتل کرد. هدف دفاع مشرع، قتل دشمن نیست و بلکه دفع بالفعل دشمنی است که قصد آسیب به جان و تعلقات برحق ما دارد و وقتی این دفاع انجام شد، دفاع مشروع تمام شده و ادامه اش لازم نیست.
https://www.tribunezamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.