آنچه قبلا از آن به عنوان انسداد تولید گفتمان حکمرانی در «نظم سیاسی» نام بردم، خود را در دوره جدید ریاست جمهوری نیز نشان داد. قبلا توضیح دادم دینامیکی که به ساخت صورت‌های قدرت سیاسی در ایران منجر می‌شود ریشه در کدام تعارض بنیادین دارد و چگونه این تعارض برای رفع خود دست به ساخت صورت‌هایی از قدرت سیاسی می‌زند تا بتواند آن تعارض را رفع کند. توضیح داده بودم که این صورت‌ها در واقع یک سیکل یا چرخش منظمی از گفتمان‌ ۱- دولت انقلابی ۲- دولت سازندگی اقتصادی و ۳- دولت رفع تنش سیاسی است. پس از سیکل اول و چرخش آن، سیکل دوم آغاز شد و تا دولت روحانی ادامه یافت. علی‌الاصول آنچه تعجب من را برانگیخت، اختلال در این سیکل با روی کار آمدن دولت رئیسی بود که به گونه‌ای پرش از گفتمان سوم بود و بازگشت به دولت انقلابی. اما آنچه به تدریج «نظم سیاسی» متوجه آن شد این بود که بای‌پس کردن این حلقه، تنشی را در کل نظم سیاسی ایجاد می‌کند که ممکن است نظام سیاسی را نیز عمیقا متاثر کند. چنین شد که با یک تاخیر سه ساله، دوباره ریل چرخش گفتمان‌های نظم سیاسی بر روال سابق برگشت. با این وجود، به گمان من در اینجا دچار وضعیتی تا حدودی جدید نیز هستیم. فرم خود فرم سیاسی قدرت دارای گرایشی به سمت دولت رفع تنش است، اما محتوای و هسته آن متصلب‌تر از آن است که چنین اجازه‌ای را به همین دولت رفع تنش سیاسی بدهد، چیزی که در دولت خاتمی غایب بود. در آن دولت، حاکمیت بود که چنین موانعی را سر راه دولت ایجاد می‌کرد، در حالیکه این دولت خود دارای فرم و محتوایی متعارض است. این دستکاری عمدتا از طرف نظام سیاسی به سمت نظم سیاسی صورت گرفت زیرا تصور می‌شد حلقه بیرونی دولت آنچنان دچار تشتت شده که ممکن است تعارض بین دولت مستقر و آنچه دولت موازی خوانده می‌شود (وضعیتی که محصول پایدار‌سازی تعارض بین دینامیک حاصل ار انبساط ایدئولوژیک و انقباض کارکردی است کمی پیش‌ از دولت اول خاتمی به آن اشاره کرده بودم) نتواند به خوبی از طرف نظام سیاسی کنترل شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)