Fundamentalism

اصولگرا (بنیادگرا) از چیزهای تازه متنفر است؟ یا آنها را درک نمی‌کند؟

                                               نوید  دانش پویان

( از انتشار این مقاله در رسانه هایتان با ذکر منبع استقبال می کنم.)

در علم منطق اصلی هست که می‌گوید: (العلم بالشیء فرع عن تصوره) منظور از آن این است هر چیزی را تا زمانی که در ذهن به تصویر نکشی، نمی توانی در مورد آن دانش و آگاهی کسب کنی. ولی انسان  برای  به تصویر کشیدن چیزها به اطلاعات و داده (data) نیازمند است تا آن را پردازش (Processing) کند و بعداً در این مورد یک تصویر ذهنی برای خودش بسازد و در این مرحله است که آن مفهوم ذهنی تبدیل به تصویر ذهنی می‌شود.

این فرایند شناختی (Cognitive Process) در خصوص مفاهیم و موضوعات نوین زندگی برای هر کسی که اصولگرا باشد، در حد محالات است. چرا؟

1- برای چنین انسانی خواندن و یادگیری خارج از متون و اصول اعلام‌شده مذهب و یا ایدئولوژی‌اش ممنوع است؛ اگر مطلبی خارج از منظومه فکری‌اش را مطالعه کند، با دید معرفتی(شناختی) مطالعه نمی‌کند بلکه با دید ایدئولوژیکی مطالعه می‌کند تا به هر شیوه‌ای که بتواند آن را رد و باطل کند. حتی اگر لازم باشد به انواع روش‌های سفسطه مانند معنی کردن نادرست، تفسیر خلاف واقع متن، تخریب یا متهم کردن شخص گوینده و یا نویسنده مطلب متوسل می‌شود.

کسی که مطالب نو را مطالعه نمی‌کند، از نظر ذهنی برای همیشه در همان زمانی خواهد زیست که برایش شده سرچشمه معرفت. به همین دلیل است زمانی که در خصوص علم فیزیک صحبت می‌شود، یک به اصطلاح عالم بزرگ سلفی این‌گونه جواب می‌دهد: (این اجماع امت رویش هست. شیخ اسلام ابن فلان … هم چنین گفته است) درحالی‌که بحث در مورد علم خالص(pure science) است که هیچ ارتباطی با دانش فقهی ندارد؛ ولی او از چارچوب ابن‌ها خارج نشده است؛ به همین دلیل است که تصویرهای ذهنی‌اش در همان جا گیر کرده و توان خارج شدن را ندارند. زمانی که در مورد مفاهیم جدید زندگی بحث می‌کنی، او فقط از زاویه متون کهنه معانی را درک می‌کند. مثلاً زمانی که در مورد آزادی صحبت به میان می‌آید او فکر می‌کند که در خصوص آزاد کردن برده صحبت می‌کنی. (مثل کفاره یک گناه یا زکات؛ چون طبق شرع از هر چهل برده یکی به عنوان زکات آزاد می‌شود؛ مانند گوسفند، گاو و…) زمانی هم که در مورد دموکراسی یا حقوق بشر صحبت می‌کنی، به علت اینکه این چیزها را در متونی که به آن اعتقاد بی‌ چون و چرا دارد، نشنیده است، می‌گوید: (این‌ها چون در متون و گفته‌های علمای سلف نیامده است، بدعت است و هر بدعتی ضلالت (گمراهی) است و هر ضلالتی در آتش است)

2- نوعی از ناتوانی در ساختار مغز انسان بنیادگرا وجود دارد که توانایی به تصویر کشیدن مفاهیم نو را ندارد. احتمالاً آن بخش از مغز که وظیفه پردازش و تصویرسازی ذهنی را بر عهده دارد به علت استفاده نکردن طولانی، ضعیف شده و یا کلاً از کار افتاده باشد و دیگر این شخص توانایی تصویرسازی جدید را از دست داده باشد؛مانند یک نابینای مادرزاد.

 شاید به همین دلیل است که می‌بینیم یک کشیش یا یک روحانی بنیادگرا در هشتاد سالگی همانطور می‌اندیشد که در هیجده سالگی اندیشیده است. این ناتوانی در روزآمد شدن (update) مختص بنیادگرایان مذهبی نیست. به طور کلی این قضیه در مورد تمامی کسانی که زندگی ذهنی خود را به چارچوب یک ایدئولوژی محدود و محصور کرده باشند، صدق می‌کند. این ایدئولوژی ممکن است بنیادگرایی یهودی، مسلمان یا مسیحی باشد و یا از نوع احزاب ایدئولوژیکی مانند نژداپرستهای نازی و یا استالنیست هایی که از مکتب مارکسیسم یک مذهب ارتودوکس بیرون کشیدند، باشد. به همین دلیل است که چنین انسان‌هایی صرف‌نظر از نوع ایدئولوژی‌شان توانایی درک و فهم مفاهیم نوین انسانی را از دست داده و نمی‌توانند جوری دیگر ببینند. سهراب سپهری می‌گوید: «چشمها را باید شست _  جور دیگر باید دید» ولی مشکل این است که این‌گونه انسان‌ها نمی‌توانند چشم‌هایشان را بشویند و جور دیگر ببینند.

 

منابع و توضیح واژگان:

1- بنیادگرا (Fundamentalist)

بنیادگرایی بطور جوهری به معنای محور قرار دادن مفاهیم حداکثری دین و یا یک ایدئولوژی در تمام شؤون اندیشه و سبک زندگی است ….

بنیادگرایی یک پدیده تاریخی است، که صفت بارز آن مقاوت بر سر اصول در قلب فرهنگ است، حتی در جایی که ممکن است فرهنگ به ظاهر تحت تأثیر دین پیروان آن فرهنگ باشد. این اصطلاح همچنین می‌تواند به طور خاص به این باور شخص اطلاق می‌شود که فهم او از متون دین، علی رغم هر امر دیگر و ادعاهای دانشمندان در مورد تناقضات احتمالی، بدون اشتباه و در طول تاریخ همواره درست بوده‌است.در اندیشه بنیاد گرایی این خطر وجود دارد که فرد بخواهد اندیشه خود را (چه دینی و چه غیر دینی) به دیگران تحمیل کند. (سایت ویکی پدیا)

                            

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)