نوشته‌ی جیسون هیکل و دیلان سالیوان
ترجمه‌ی هیبت سیاهکلی

منتشر شده در وبلاگ چرک‌نوشته‌ها

آیا امکان تحقق این چشم انداز، بدون تشدید فروپاشی اکولوژیکی وجود دارد؟ بله! اما به رویکردی کاملاً متفاوت برای مسئله رشد و توسعه، نیاز دارد.
برخی از جریان‌ها معتقدند که پایان دادن به فقر و دستیابی به زندگی خوب برای همه، مستلزم رسیدن هر کشور به «سرانه تولید ناخالص داخلی» کشورهای با درآمد بالا است. اما این امر، عواقب زیست محیطی شدیدی خواهد داشت و باعث ایجاد یک دوراهی بی‌رحمانه بین: «کاهش فقر» و «ثبات زیست محیطی» می‌شود.

با توجه به ساختار امپریالیستی اقتصاد جهانی، هم‌گرایی در این خطوط ممکن نیست. «مصرف زیاد» در مرکز سیستم جهانی، به تصاحب گسترده از حاشیه‌ی جهانی، بستگی دارد. این مدل را نمی‌توان به کل دنیا گسترش داد.
خوش‌بختانه می‌توان بر این مشکل غلبه کرد. اولین چیز این است که درک کنیم رشد عمومی -افزایش تولید هر چیزی (عموما چیزهایی که برای سرمایه، سودآور هستند)- یک استراتژی ناکارآمد برای توسعه است. این استراتژی تضمین نمی‌کند که مردم به کالاها و خدمات ضروری دسترسی داشته باشند.
در واقع، حتی افرادی که درآمد خانواده نسبتاً بالایی دارند ممکن است نتوانند به چیزهای اساسی مانند مراقبت‌های بهداشتی، مسکن مناسب و غذای مغذی دسترسی داشته باشند (به ایالات متحده و بریتانیا نگاه کنید).
و ما نشان می‌دهیم که موارد زیادی وجود دارد که فقرِ نیازهای پایه‌ای، حتی در حالی‌که تولید ناخالص داخلی، در حال رشد است، افزایش می‌یابد.
یک استراتژی مؤثرتر، تمرکز بر افزایش اشکال خاص تولید است که برای بهبود قابلیت‌ها و برآوردن «نیازهای انسانی با استانداردهای بالا» ضروری است، در حالی‌که دسترسی همگانی به کالاها و خدمات کلیدی را از طریق تأمین عمومی و کالازدایی تضمین می‌کند.
هم‌زمان، در کشورهای با درآمد بالا، «تولید محصولات کمتر ضروری» باید کاهش یابد تا امکان کربن‌زداییِ سریع‌تر، فراهم شود و به باز گرداندن استفاده از منابع، به داخل مرزهای سیاره‌ی زمین کمک کند.
با بررسی شواهد اخیر، نشان می‌دهیم که با این رویکرد می‌توان به فقر پایان داد و استانداردهای زندگی شایسته (DLS) را برای همه‌ی افراد روی کره زمین، با تنها سی درصد ظرفیت تولیدی موجود، تضمین کرد.
این استاندارد شامل مسکن مدرن، مراقبت‌های بهداشتی، آموزش، گرمایش و سرمایش، حمل و نقل، ماشین لباسشویی، یخچال، اجاق گاز القایی، سیستم‌های بهداشتی، کامپیوتر، تلفن همراه، اینترنت و غیره، برای همه هشت‌ونیم میلیارد نفر است؛ استانداردی که در حال حاضر، هشتاد درصد بشریت، به آن دست پیدا نکرده است.
این امر هم‌چنان مازاد زیادی برای مصرف اضافی، تجمل عمومی، نوآوری‌های تکنولوژیکی و سایر سرمایه‌گذاری‌های اجتماعی باقی می‌گذارد.

دنیایی را که می‌توانیم بسازیم، تصور کنید. پیشرفتی را تصور کنید که می‌توانیم به آن دست یابیم، اگر کنترل دموکراتیک بر ظرفیت‌های تولیدی خود داشته باشیم.

واضح است که این امر، مستلزم توسعه‌ی صنعتی قابل توجهی در کشورهای کم‌درآمد است، در حالی‌که در کشورهای با درآمد بالاتر، هم‌اکنون می‌توان به آن دست یافت و هم‌زمان، «اَشکال تولید کمتر ضروری» را که عمدتاً فقط به انباشت سرمایه و مصرف نخبگان خدمت می‌کند، کاهش داد.
اما تحقق چنین آینده‌ای مستلزم برنامه‌ریزی برای ارائه خدمات عمومی، به‌کارگیری فن‌آوری کارآمد، و -شاید مهم‌تر از همه- ایجاد ظرفیت صنعتی مستقل، در جنوب جهانی است.

توضیح شکل:
الزامات جهانی انرژی (EJ) برای تضمین استانداردهای زندگی مناسب برای هشت نیم میلیارد نفر (Millward-Hopkins 2022).
«استانداردهای زندگی شایسته» (DLS) استقرار جهانی فن‌آوریِ کارآمد را فرض می‌کند.
اما DLS-CT فن‌آوری فعلی را همان‌طور که در متن توضیح داده شده است، در نظر می‌گیرد.

——————
*توضیح مترجم: این متن، ترجمه‌ای است از خلاصه‌ی مقاله‌ی زیر که در ۲۳ جولای ۲۰۲۴ منتشر شده. یکی از دو نویسنده‌ی مقاله: جیسون هیکل، این خلاصه را در رشته‌توییتی منتشر کرده است.

مقاله‌ی کامل:
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S2452292924000493

رشته‌توییت خلاصه‌ی مقاله:
https://x.com/jasonhickel/status/1816384766364553266

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)