در مواجهه با رویدادهای اخیر فرانسه، آلن فینکل کروت، هماهنگ با برخی شبه متفکران با ژستی حاکی از تاسف اعلام می‌کند که مجبور است برای مقابله با حزب چپگرای «فرانسه طغیانگر» به رهبری ملانشو، به حزب «اجتماع ملی» رای دهد.۱ فینکل کروت، نویسنده یهودی تبار، در می ۶۸ به عنوان یک کمونیست حضور  فعال داشت، اما پس از آن به دلیل مشکل پیدا کردن با مواضع ‌ نیروهای  چپ‌گرا نسبت به مساله فلسطین و اشغالگری اسراییل از تفکر چپ فاصله گرفت و تبدیل به یکی از منتقدین می ۶۸ شد.

اما حزب اجتماع ملی که امروز این شبه متفکران دست در دست‌اش نهاده‌اند، چه پیشینه‌ای دارد؟

پیشینه حزب اجتماع ملی

سفید همچون نژادمان، سرخ همچون خونمان و سبز همچون امیدمان

در پی جنگ جهانی دوم، جناح راست افراطی در فرانسه تضعیف می‌شود، اما با آغاز جنگ الجزایر در سال ۱۹۵۴، قدرتی دوباره می‌گیرد.، در زمانی که از سوی شارل دوگل راه برای استقلال الجزایر باز می‌شود، گروه‌های کوچکی شروع به شکل گیری می‌کنند. در میان این گروه‌ها، «نظم نوین» از سال ۱۹۶۹، اعضای سابق اس‌اس، طرفداران رژیم ویشی و همچنین فعالان سابق الجزایر فرانسه را جذب کرد.

در ۹ مارس ۱۹۷۱ فرانسوا بریگنو،  از رهبران این حزب در مراسم معرفی رسمی این حرکت در سخنرانی خود گفت:

« باید یک حزب انقلابی تشکیل دهیم. سفید همچون نژادمان، سرخ همچون خونمان و سبز همچون امیدمان.»

در جریان دومین کنگره “نظم نوین” که در ژوئن ۱۹۷۲ برگزار شد، استراتژی‌ای تحت عنوان “جبهه ملی” مطرح گردید تا حزبی با همین نام تأسیس شود. ژان-ماری لوپن، مبارز سابق جنگ الجزایر و نماینده منتخب پوژادیست در سال ۱۹۵۶، به عنوان فردی ایده‌آل برای رهبری این حرکت شناخته شد. در ۵ اکتبر ۱۹۷۲، او به عنوان رهبر “جبهه ملی برای وحدت فرانسه” منصوب شد. ۲

 در انتخابات مجلس سال ۱۹۷۳،  که اولین تجربه جبهه ملی در صندوق‌های رأی است، نماد و لوگوی این حزب معرفی می‌شود: شعله‌ای سه‌رنگ که از MSI، حزب فاشیست ایتالیایی، الهام گرفته شده است. ۳

در مارس ۲۰۱۸، در شانزدهمین کنگره این حزب، جبهه ملی با رهبری دختر لوپن، مارین لوپن، نام خود را به “اجتماع ملی” تغییر می‌دهد. با این حال نماد آن با شکل شعله‌ای از رنگهای آبی، سفید و قرمز برجا می‌ماند.

طرفداران این حزب ادعا می‌کنند، که مارین لوپن سعی کرد با تغییر نام حزب، گذشته این حزب را از پدرش پاک کند، اما در واقع، او نام جدید حزب را از حزب فاشیستی مارسل دیات، وزیر کار و همبستگی ملی رژیم ویشی، وام می‌گیرد؛ حزب «اجتماع ملی مردمی» که هدف آن «نظم جدید اروپا» و به عبارت دیگر، «پیروزی نازیسم در اروپا» بود. دیات پس از شکست رژیم ویشی به ایتالیا می‌گریزد. در فرانسه، او به اتهام همکاری با دولت ویشی و رژیم نازی، و همچنین با توجه به مستنداتی که علیه‌اش وجود داشت به مجازات مرگ محکوم شده بود. ۴

اگرچه رهبران این حزب همیشه منکر نژادپرستی خود شده‌ و می‌شوند اما اظهارات نژادپرستانه آنها همیشه جنجال برانگیز بوده است.جنجال برانگیزترین آنها در فضای فرانسه اظهارات ژان ماری لوپن درباره‌ی اتاق‌های گاز رژیم نازی بود، در روز ۱۳ سپتامبر ۱۹۸۷، در مصاحبه‌ای با یک برنامه تلویزیونی، او به طور تلویحی وجود آنها را محل تردید و مناقشه خواند، و آنها را بخشی از جنگ دانست :

« من نمی‌گویم که اتاق‌های گاز وجود نداشته‌اند. من خودم ندیده‌ام. من به طور خاص در این مورد مطالعه نکرده‌ام، اما باور دارم که این جزئیات تاریخی از جنگ جهانی دوم است.

و اضافه می‌کند: «اگر این جزئیاتی از جنگ است، بله… در نهایت، گوش دهید. می‌خواهید به من بگویید که این یک حقیقت آشکار است که همه باید آنرا باور کنند؟ این یک الزام اخلاقی است؟ من می‌گویم که تاریخ‌نگارانی هستند که درباره این مسائل مناقشه می‌کنند…» ۵

 

صنعت فلسفه و سفید پوستان فقیر فرهنگی

 

از دهه ۸۰ میلادی به این سو، تجاری‌سازی تفکر و رسانه‌ای شدن آن، باعث ظهور صنعتی جدید شد، صنعتی که به فروش تفکرات سطحی و گذرا توسط سوداگران اندیشه‌های آماده می‌پردازد. در فرانسه، در اواخر دهه ۱۹۷۰، آلن فینکل‌کروت همراه با برنار-آنری لوی، آندره گلوکسمان، پاسکال بروکنر، ژان-ماری بنوآ و برخی دیگر، به گروهی فکری موسوم به “فلاسفه نوین” پیوست.

حضور گسترده این شبه‌متفکران در رسانه‌ها، منجر به افزایش روزافزون مخاطبانشان و فقیر شدن تفکر و مباحثات عمومی و جلوگیری از هر گونه تفکر انتقادی شد. ژیل دلوز درباره این «متفکران» جدید، چنین می‌نویسد:

«تفکرشان هیچ است… آن‌ها با مفاهیم بزرگی همچون قانون، قدرت، ارباب، جهان، شورش، ایمان و غیره کار می‌کنند که همانند دندان‌های پوسیده و خالی هستند. این مفاهیم به آن‌ها اجازه می‌دهد ترکیبات مضحک و دوگانه‌های ساده‌لوحانه بسازند، مانند قانون و شورشی، قدرت و فرشته.

در عین حال، هرچه محتوای اندیشه‌شان ضعیف‌تر باشد، خودِ متفکر اهمیت بیشتری می‌یابد و گوینده در مقایسه با گفته‌های بی‌محتوا برجسته‌تر می‌شود.» ۶

شبه متفکرانی با تحلیل‌های ساده‌لوحانه، دوگانه، مغرضانه و جهت‌داری که با منطق جامعه‌گرایی هدایت می‌شود و با همین روش به تمام حوزه‌ها سرک می‌کشد، همانطور که پیر بوردیو در اشاره به این گروه و درباره آلن فینکل کروت می‌نویسد: «مسئله‌ای که همیشه مطرح می‌کنم این است که چگونه می‌توان این جامعه از دانشمندان را که درباره مسائل عرب، حومه‌های شهری، حجاب زنان و… حرف‌هایی برای گفتن دارند، به بحث عمومی وارد کرد. مگر چه کسانی در رسانه‌ها صحبت می‌کنند؟ این‌ها خرده فیلسوفانی‌اند که تنها تخصص‌شان، خواندن سطحی متون مبهم است، افرادی مانند آلن فینکل کروت. من آن‌ها را  «سفیدپوستان فقیر فرهنگی» می‌نام‌ام. این‌ها نیمه‌دانشمندان کم‌فرهنگی‌اند که مدعی دفاع از فرهنگی‌اند که خودشان ندارند، تا تفاوت‌شان را با کسانی که حتی کمتر از آن‌ها فرهنگ دارند، نشان دهند. […] در حال حاضر، یکی از بزرگ‌ترین موانع شناخت جهان اجتماعی، همین افراد اند. آن‌ها در ساخت تصورات واهی اجتماعی که میان جامعه و حقیقت خودش حائل می‌شود، نقش دارند.» ۷

 این شبه متفکران تا عمق وجودشان مانوی‌اند و به «جنگ صلیبی بین خیر و شر» باور دارند و تمام سعی‌شان در عامه‌پسندسازی «برخورد تمدن‌ها» در جامعه است. «خیر» در این میان، به طور طبیعی، توسط آمریکا، اسرائیل و حامیان‌شان تجسم یافته و «شر »توسط تمام کسانی که مخالف امپریالیسم و صهیونیسم‌اند، نمایندگی می‌شود یا به روایت برنار آنری لوی از پیشتازان این جریان: «چپی افراطی که از ضد جهانی‌سازی‌های منحرف تا اسلام‌گرایان مترقی، مخالفان نئولیبرالیسم “آمریکایی-صهیونیستی” یا افراد مرتبط با دنیای دیپلماتیک را در بر می‌گیرد». ۸

این خرده‌فروشان فلسفی همه چیز را از معنای اصلی تهی می‌کنند  و در تیراژ وسیع به فروش می‌رسانند، «شبه تفکر» تمام ذائقه‌ها را سیراب می‌کند. همانطور که دلوز می‌گوید، آنها به جای بنیان‌گذاری یک مکتب فکری، مفهوم بازاریابی ادبی و فلسفی را بنیان نهاده‌اند، که البته واقعا نوآورانه است! 

از این منظر، یعنی منظر بازاریابی« لازم است که یک کتاب یا محصول چندین نسخه داشته باشد تا برای همگان مناسب باشد؛ نسخه‌ای مذهبی، نسخه‌ای بی‌خدا، نسخه‌ای هایدگری، نسخه‌ای چپ‌گرا، نسخه‌ای میانه‌رو، حتی نسخه‌ای شیراکی یا نئوفاشیستی، و نسخه‌ای با اتحاد چپ تعدیل‌شده و غیره. به همین دلیل، توزیع نقش‌ها بر اساس سلیقه‌ها اهمیت پیدا می‌کند.» ۹

 

  1. ufay, S., Toranian, V., & Mahrane, S. (2024, 11 juin). Alain Finkielkraut : « La situation actuelle est un crève-cœur pour les Juifs français » . Le Pointhttps://www.lepoint.fr/politique/alain-finkielkraut-la-situation-actuelle-est-un-creve-coeur-pour-les-juifs-francais-11-06-2024-2562710_20.php
  2. Le Temps . (2023b, avril 16). Du Front au Rassemblement national, jalons d’un parti sulfureux. Le Temps. https://archive.letemps.ch/archive/www.letemps.ch/monde/front-rassemblement-national-jalons-dun-parti-sulfureux.html
  3. Laussel, B. (2022, 7 mai). R.N. aux racines d&rsquo ; un nom et d&rsquo ; un logo. Restez Curieux ! https://restez-curieux.ovh/2022/04/16/r-n-aux-racines-dun-nom-et-dun-logo/
  4.  همان منبع
  5. INA Histoire. (2012, 9 juillet). Le Pen sur chambres à gaz [Vidéo]. YouTube. https://www.youtube.com/watch?v=1oHNxzXT3hg
  6. Deleuze, G. (2003), Éditions de minuit Deux régimes de fous : textes et entretiens 1975-1995. Paris :  Éditions de minuit.
  7. Bourdieu, P.(2002)« Les intellectuels ont mal à l’Europe», entretien avec Michel Audémat, L’Hebdo, 14 Novembre 1991, in  Interventions 1961-2001. Marseille : Agone.
  8. De La Porte, X & Lindgaard, J.(2011). Le nouveau B.a.-ba du BHL. Paris : La Découverte.
  9. Deleuze, G. (2003) همان

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)