بهترین تحلیل این روزها مدیای فارسی، اگر بقیه به اندازه امید دانا سطح تحلیل داشتن نه ایران و نه جهان به این وضع ننگین وخی
بهترین تحلیل این روزها مدیای فارسی، اگر بقیه به اندازه امید دانا سطح تحلیل داشتن نه ایران و نه جهان به این وضع ننگین وخیم دچار نبود!
بخشی مهترین انتقادها به امید دانا:
-
اسلامستیز است یعنی ایدئولوژیک، اما میگوید زرتشتی و ملیگرا و ایرانگرا است، این چهارتا با هم جور چندان در نمیآید.
-
بدون خط قرمز است در هر چیزی و همه دشمن خودش انگاری میداند و به شدت هتاکی به هر کی منتقدش باشد میکند گویا این خرد مینوی خودش را دچار ناباور است(؟) خرد چنان ارزش دارد که گویند دشمن دانا بهتر از دوست نادان است، آدمی خط قرمز جهانشمولی و حقوق بشری نداشته باشد دیر و زود دچار پارادوکس ضد خود میشود.
-
هنوز در درک و قبول مفاهیم بنیادین و بدیهی حقوق بشر مشکل دارد
-
هنوز منظور رابطۀ تمدن و دموکراسی برای رسیده به حقوق بشر خوب متوجه نشده و رفتار و کردار و استانداردهای دوگانه مصادره به مطلوب کنندگان تمدن و دموکراسی و بازیچه قرار دادن حقوق بشر توسط غرب و شرق سکولار معیار و مبناییی بریا عدم قبول درک و کامل بدیهیات حقوق بشر داند(؟)
بنیاد حقوق بشر، از حق حیات بری خویش است، من و شما و دیگران اگر احتمالا چون امثالهم به بدیهیات حقوق بشر رسیده ایم، در دجه نخست برای منافع بنیادین خویشتن زیستی است، بدهیات حقق بشری، حق متقابل است، اگر حق زندگی برای خود قائلیم متقابلا برای دیگران بایست قائل باشیم، اگر دچار مشکل در رسیدن به این حق خویش هستیم، یعنی در درک حقوق دیگران مشکل داری، اینجاست مفاهیم بنیادین حقوق بشر و بدیهات حقوق بشر و حق متقابل پدیدار میگردد، مشکل کلیت توحشی جهان بشری همین است، مدتهاست در تعیین درجات توحش بوده ام که یا بعد از قتل عمد (از اعدام تا ترور) کدام مورد بعدی مهم ات در تشخیص توحش، به دزد رسیدم!ف دزدی دومین نشانۀ مهم توحش در گونه بشری است. گون بشر به زیرگونه وحشی و ناوحشی تقسیم میتوان کرد علایم توحش و غیر توحشی در تامش قتل عمد و میزان سوتفاهم سوءاستافده از حق به شدت مشروطی دفاع مشروع است (که هرگز کشتن و آسیب به دیگران در دفاع مشروع مد نظر نیست) و دویمن مورد، مسئله دزدی است. قتل عمد و دزدی متاسفانه از مشخصات حاکمان اسلامگرا و بسیاری ایدئولوژیها است!
به نظر میرسد حاکمان و عاملان و سمپاتهای ج.ا سرنوشت قذافی برای خود و لیبی را برای ایران برگزیده اند و یا در عمل دانسته یا نداسته در این راه پیش میروند!
نکته بدتر: تقریبا هر آنکه در جهان سیاسی بررسی کردم کمابیش همین مشکلات امید دانا را دارد!
پ.ن:
منظور جور در نیامدن اسلامستیزی و زرتشتی و ملیگرایی و ایرانگرایی، قضیه بالانس است. که مورد ترید هست.
احتمالا کسانی با من برخورد دارند، مرا ناباور ندانمگرا درک کنند، در هر صورت من مدافع هیچ دینی نیستیم. منظور آیینهای شبیه اسلام زرتشتی و یهودی و امثالش.
ضرباتی اسلامیون به ایدئلوژی دین ود زده اند، از جمله احکام مهلکش و خیلی مهم اینکه دینی که مرتدان خودش را محکوم به مرگ میکند، یعنی به نوعی اجبار اکتساب تولید مثلی و خیابان یک طرفه ابدا به مطیع و حکم مهلک ارتداد، یعنی رسما هیچ شانسی در عالم معرفت و اختیار و عقلانیت قائل نیست. چنین دینی خردمند ر جای دافع از آن نیست. هر اهل خردی بخواهد از چنین دینی دفاع کند کارش به انحططا میکشد. حکم ارتداد با عقل و آزای اندیشه جور درنمیاید. چنیندنی و هر آیینی که حکم مرگ به مرتد دهد و حق انتخاب و بریدن و بازگشتن بریا عقید ا اقئل نباشد جای دفاع خرد ندارد از نظر امثالهم. یعنی بخواهم عقلم اجازه نمیدهد!
از بدبختی اسلامیون همین است، چیزی درست کرده اند که ضد خودش عمل میکند، گویا جهان منتظر بود در عصر مدرنته، حکومتهای اسلامی بوجود بیاند تا به تجربه و جان و زندگی بشری درک کنند این حقایق گفتم!
یکی مشکلات یا سوءتفاهامات امثالهم با سالاستیزان در ایران همین است، مرا دچار سوءتفاهم کرده که گویا دلشان میخواهد عمردهی شود به ج.ا و دیرتر گذار ب حکومت بهتر (مثلا دموکراسی سکولار) شود، این نوعی بدگمانی شاید از روی اشتباهم باشد، اما دلیل نمیبینم عمردهی شود، به اندازه کافی هم نفوس عبور کرده اسلام و هم خود اسلامیون خود درست یا غلط سکولار میدانند(؟) و هم کارنامه به شدت بد حکومت اسلامی، کافی است باید ضرورت سریع از ج.ا، بلکه این امر گذار بیست سالی دست کم زودتر باید شروع میشد و الان باید ۱۵ سالی در دوران دموکراسی سکولار و غیه بودیم! افسوس که عمرمان بگذشت و معلوم نیس اینها (ج.ا و حامیان غرب وشرقی ج.ا و حتی چه بسا اغلب ضد ج.ا ها !) کی اجازه بدهند این اتفاق بیفتد!
سرعت و شدت انحطاط تمام عیار و چند جانبه مردمان داخل ایران، وحشتناک است، هر روز بر عمر ننگین این ج.ا به افزاید آثار ضربات توحشی از قتل عمدی تا دزدی و احجاف و ستمهای اقتصادی و انسانی و عاطفی و تنهایی و دیگر موارد توحش بیشتر و مخربتر است. خطر روندایی شدن پیشا از لیبیایی شدن و یوگسلاویزه شدن است. اجنبی ها متاسفانه در توحش فکری اند و هیچ خدایی را در طبیعت ترسی ندارند از توحش های این چنین!
