طرحی بهتر از فدرالیسم، فرمانداری‌های خودگردان شهرستانی، راه حل ادعاهای حقوق قومی و زبانی و فرهنگ‌های محلی

تا حد امکان برای جلوگیری از سوءتفاهم، اصطلاحات رایج جهانی مانند سکولار دموکراسی، پارلمان، دولت، هئیت وزیران، نخست وزیر، امثالش استفاده می‌شود، از کلمات و اصطلاحات سوءتفاهم برانگیز مانند فدرالیسم، ملیت‌ها، خلق‌ها پرهیز کرده و مثلا به جایشان کلمۀ مردم و مردمان بجای ملیت‌ و ملیت‌ها استفاده می‌شود. واژه فارسی “مردم” هم اسم مفرد اسم و اسم مفرد جمع در اصطلاح اهل زبان‌شناسی و معادل مردمان است، مردم هم به معنی خاص اصلی یعنی انسان (هومان) است و همه اجتماع اسنان‌ها و هم معنی امت، خلق، ملت در اصطلاحات سیاسی. واژه فارسی “مردم” به خوبی تمامی این سطح واژگان پوشش داده و سوءتفاهمات برطرف می‌کند.

– لغو کل قانون و احلال شوراهای شهر و روستا، که تا اکنون حجم عظیمی از فساد و تبعیض (مانند بالاشهری و پایین‌شهری) ناکارآمدی و خسارات و اتلاف منابع عمومی به بار آورده است.

– تشکیل پارلمان شهرستان(ها)، بر اساس اصول سکولار دموکراسی چند حزبی، ملاک ۵۰%+۱ برای راهیابی به مجلس در دور اول یا دور دوم کاندیداها. اگر اقلیت‌ها زیاد و جمیعت کم بود، نسبت خاص برای بعضی مناطق و یا داشتن یک نماینده مانند اقلیت بسیار کم قائل شد.

استاندارد استان‌ها صرفا شبه تشریفاتی هستند و به نوعی هماهنگ کنندهف واحد استانی در کشور، یک نوع تقسیمات کلی برای سازماندهی بهر شهرستان‌ها و فرمانداری است تقسیمات از سوی حکومت مرکزی اتخاب و فرماندار نظارت کلی بر کار دولت محلی و هیئت وزیران و نخست وزیر و پارلمان محلی دارد و شاید برخی وظایف مانند انحلال و برکناری حکومت محلی و پارلمان محلی و اعلام حکومت نظامی و کنترل شهرستان در شرایط فوق العاده بایست داشته باشد.

این حدود وظایف بایست مورد بحث قرارگیرد و به یک تعادل نسبی توازن قدرت محلی و مرکزی رسید.

شراط سنی می‌توان سن مناسبی تعیین کرد، مثلا سی سال تمام، اما به هیچ عنوان نباید دچار فساد آموزشی (مدرکگرایی و مدرکفروشی فعلی شد و آن را تقویت کرد و یک از جاهایی که می‌توان به خوبی با پدیده خانمانسوز فساد آموزشی مبارزه کرد همین شرایط نمایندگی پارلمان و کارمندان رده بالای مدیریتی کشوری است و بهانه تخصص ربطی به مدرک ندارد، تجربه و تخصص بر اثر سال‌ها فعالی عمی و ارائه سوابق عملی مستند است و نه مدرک تحصیلی یا مدرک مهارت)، در نتیجه بجز حداقل (مدرک ابتدائی ششم) کافی است، هیچ کاندیدا و مقام حکومتی حق استفاده از عنوان دکتری و مهندسی و امثالش ندرد، چه در تبلیغات و چه در معرفی و خطاب توسط دیگران، کلا باید با این پدیده شوم عنوان‌گرایی مبارزه کرد.
همین‌جا تاکید می‌شود برای گرفتن تأسیس هر مرکز و واحد اقتصادی و یا غیر انتفاعی، هیچ مدرک تحصیلی از دیپلم تا دانشگاهی باید ممنوع شود، اینکه در مناصب شغلی خاص مانند پزشکی یا تخصص‌های مانند معلم ریاضی، آنجا باز با حداقل‌گرایی و ارجحیت به تجربه و سابقه و آزمون‌های علمی نظری و عملی معیار پذیرش استخدام و ارتقای شغلی باشد و هرگز مدرک تحصیلی و مدرک مهارتی هیچ امتیازی برای احراز صلاحیت شغلی استخدام و هر گرونه مجور نباشد، همه اتباع کشور بالای ۱۸ سال، حق دارند هر نوع شرکت یا واحد صنفی بدون در نظر داشتن اینکه مدرک تحصیلی داشته یا نداشته، حق گرفتن دارد، صرفا همینکه سواد خواندن و نوشتن فارسی داشته باشند کفایت می‌کند و نیازی به ارائۀ حتی مدرک ششم ابتدائی هم نیست.

نباید باشد هیچ رانت و امتیازی برای دارندۀ مدرک تحصیلی و یا مدرک مهارتی برای گرفتن مجوز فعالیت اقتصادی و کارآفرینی. مناصب شغلی مخصوص و تخصصی فرق می‌کند با مجوز واحد صنفی یا تاسیس شرکت. اینها مقولاتی جدا از هم هستند.

باز درک این قضیه، مثال کسی می‌خواهد یک مرکز بسیار حساس درمانی و بهداشتی خصوصی یا دولتی تأسیس کند، حتی نیازی ندارد مدرک ششم ابتدائی داشه باشد و فقط سواد خواندن و نوشتن فارسی کفایت می‌کند، بری یک کارآفرین فرض این است دارای علاقه و سرمایه و تجربه دارد، کار اقتصادی در اقتصاد بازار آزاد رقابتی، بر اساس سوددهی و بازگشت سرمایه و بعلاوه سود منصفانه است، مؤسس مرکز اقتصادی مانند بیماستان، مجبور خواهد بود نیروی انسانی لازم از پزشک و پرستار و غیره و به همراه تجهیزات و محل مناسب تهیه کند، و برای این امر هیچ نیازی به مدرک تحصیلی حتی ششم ابتدائی یا دیپلم نیست چه برسد مدرک دانشگاهی مرتبط، هیچ مجوز اقتصادی و شبیهش از کارت بازرگانی تا مجوز صادرت و واردات و غیره نبایدمنوط به مدرک تحصیلی باشد، حتی تأسیس مراکز آموزشی، مرکز اموزشی حتی یک کسی فقط سواد خواندن ونوشتن بدون هیچ مدرکی حتا مدرک ششم ابتدائی می‌تواند کسب و بخرد از دیگری، هیچ حق ویژه نباید باشد برای دارندۀ مدرک تحصیی و یا مهارتی، همین شخص مذکور ناچار خواهد شد اشخاص باتجربه برای تدریس استخدام کند و حتما در تمامی مشاغل حق حداقل دستمزد و بیمه و تامین اجتماعی و بازنشستگی باشد و آنهایی قبلا محروم بودند باید شرایطی اتخاد شود این حقوق به یغما رفته توسط صاحبان مشاغل یا حکومت به آنها داه شود، مثلا کسی ۵۰ سال سن دارد و تا کنون فاقد بیمه رد نشده باید حکومت با حقوق مکفی و رعایت خط واقعی معیشت به او کار داده و دستمزد و بیمه شود و اگر از کارافتاده باید مستمری و بدیهی و بازنشستگی اش تامین کند، امیداورم با ذکر این مثال درک کنند چه منظور نگارنده است. نگارنده با مطالعات چندین ساله، تنها راه خروج از این بحران فساد آموزشی خشکاندن ریشه‌های مدرک‌گرایی می‌داند و چتر جز این نیست و گرنه مسائل تا ابد باقی می‌ماند.

– تشکیل دولت شهرستان(ها)، شامل هیئت وزیران و نخست وزیر شهرستان، تفویض حداکثر اختیارات ادارۀ امور داخلی از حکومت مرکزی به حکومت محلی (دولت شهرستان)، چون حکومت محلی حق دخالت در امور خارجه ندارد، در نتیجه تمامی وظایف مربوط به امور خارجه، به عهد حکومت مرکزی و وزارت خارجه حکومت مرکزی است. همچننی حکومت محلی حق تشکیل ارتش ندارد، قوای مسلح کامل تحت کنترل و فرماندهی حکومت مرکزی بوده، فقط در بحش انتظامات داخلی شهرستان و نه مرزها، پلیس محلی مرکب از نسبت ۵۰% محلی و ۵۰% سایر منطق دیگر کشور، به طور کاملا نسبت محلی‌ه (قومی و زبانی) ۵۰-۵۰ حفظ شود، همین نسبت در تمام کارمندان ادرات کشوری محلی یعنی ۵۰-۵۰ با ملاحظات قومی و زبانی و غیره رعایت شود. هر چند اصل عدم تفتیش عقیده رعایت شود و در نتیجه از دین و مذهب یا بی‌دینی اشخاص در هیچ یک مراحل ثبت نام و مصاحبه و استخدام و غیره در تمام وجوه زندگی حق پرسیدن از کسی ندارد، چه حکومتی و چه غیر حکومتی، حتی در هنگام ثبت ازدواج، به هیچ عنوان نباید پرسش شده و یا اجرای مراسم و ثبت ازدواج شرایطی ایجاد شود که شائبۀ تفتیش عقیده پیش آید، به طوری حتا مرتدان بتوانند بدون نگرانی ثبت ازدواج کرده و یا در هر شغلی و هر مقطع تحصیلی یا استفاده حقوق بدیهی بشری مانند شناسنامه و گذرنامه و بقیۀ مجوزها استفاده کنند.

– پرچم کشور، سه رنگ سبز و سفید سرخ با نشان شیر و خورشید است، پرچم حکومت محلی همین پرچم عمومی کشوری است با یک سوم ابتدائی به رنگ سفید عمودی و یک نشان محلی که هیچ گونه شائبه قومیت‌گرایی و نژادگرایی و ضدیت با تمامیت ارضی کشور نداشته باشد.

– گونه‌های زبانی محلی (زبان، گویش، لهجه) با حذف آموزش اجباری زبان‌ها انگلیسی و عربی و تبدیل آنها به دروس اختیاری در کنار دو درس دیگر، یکی از گونه‌های زبانی و دیگری درسی غیر زبانی باشد مانند درس مهارت منطق استدلالی.

در زمینه آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها مشکلات زیادی است، همزان با مبارزه مدرکگرایی و مدرکفروشی، باید محتوای دروس مناسب شود و از دروس اضافی و حجیم و بی‌ارتباط جلوگیری شود تا افت تحصیلی و ترک تحصیل کمتر شود. اساسا کلمه پرورش موجب سوءتفاهم می‌شود و بهتر است حذف شود، ما سه مقطع آموزش ابتدائی و متوسطه و عالی داریم، پرورش و تربیت امری دشوار و بر عهده والدین و سرپرستان و جامعه و خود شخص است و اساسا محل مدارس و دانشگاه‌ها زمان و محیط مناسب کافی برای پرورش نیست و این افزودن نام پرورش نوعی القای رفع تکلیف و مسئولیت از خود شخص و خانواده و جامعه است (مسئولیت‌گریزی معضل عمومی جهان بشریت است، از کشورهای نسبتا اندکی توحش‌زدایی شده موسوم به سکولار دموکراسی تا کشورهای به شدت توحشی و خیلی کمتر توحش‌زدایی شده، در کل از غرب تا شرق و از شمال تا جنوب، بالای ۷۰ تا ۹۰ درصد نیازمند توحش‌زدایی هستیم و آموزش می‌تواند مؤثر باشد، اما نقش مهم‌تر استقرار حکومت‌ها مبتنی بر رعایت حداکثری حقوق بشر است که توحش‌زُدایی در جهان بشریت به سرعت پیش ببرد و این اقلیت بسیار کوچک نسبتا خوب به اکثریت قاطع توحش‌زُدایی شده تبدیل شود!، این عبارت تند است و اما حقیقت است، هنوز اینقدر اکثریت جهان بشریت توحش‌زدایی نشده که دزدی نکند از هم‌نوعانش بویژه فرودستان! در حالی مشاهده می‌شود آنهایی تواناترند بیشتر دزدی می‌کنند چه در بخش حکومتی و چه بخش ابرسرمایه‌داران!، این یعنی توحش لجام گسیخته در عصر هوش مصنوعی!، هیچ مدرسی اعم مربی و معلم و استاد نه توانش دارد و نه وقتش که اقدام به تربیت و پرورش کند بجز همان درس تخصصی ویژه، اگر کمکی بتواند بکند صرفا نوعی اختیار است با شرایط رعایت حال مدرس و دانش‌آموز و دانشجو.

برای جلوگیری از اینکه عبور و گذار حکومت ج.ا فعلی به توحش نه انجامد، روندی اکنون در حال مشاهده است، عبور از اسلام و ج.ا به هرج و مرج و توحش است!، این توحش سرکول ازادیب یان و حملات جنگ روانی و فخاشی تا تروریسم فیزیکی، بخش مهمی از این عبور از توحش ج.ا و ضد به مرحله پسا ج.ا است، توحشی متوجه مردم عادی منتقدان از مردم عادی است، این توحش هم سوی سیاسی‌کاران و نهادهای تررویستی حکومتی و غیر حکومتی و بسیاری از مردم به ظاهر عادی مانند لات‌ها و اوباش و دزدان و پرستوهای جنسی و بقیه اراذل ضد بشری است.

پیشنهاد و ایده بر اساس مطلب زیر:

https://www.balatarin.com/users/antios

https://www.balatarin.com/permlink/2024/5/19/6160985

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)