این خردادماه هم فاسدان ضد بشریت باز جشن میگیرند!، باند بیر
جندیها- بعنوان یکی انبوه زیرمجموعههای مافیاییهای فساد آموزشی- چگونه لو رفت؟، و برخی نکات مهم!
در بحث عجیب و بسیار خطرناک فساد آموزشی، طی چند دهه اخیر، همزمان نوعی نادیدهنگاری از سوی حکومتیهای ج.ا و ضد حکومتیهای ج.ا قابل تشخیص است، در واع همین ابرفساد آموزشی خودش نمونهای از چگونگی شکستهای پیاپی تلاش عمومی اعم خواص و نخبگان تا عوام و مردم عادی در راه رسیدن به یک حکومت مُدرن و پیشرفته امروزی (به تعبیری دولتملت امروزین) هستیم!
چرا عموم مخاطبان چنین مطالبی از خودشان نمیپرسند با وجودی بیش از بیست سال است در فضای مجازی- به طُرُق مختلف- از این فساد خانمانسوز گفته و اسناد و مدارک و مصادیقی افشاگری میشود، باز هم از سوی حکومتیان ج.ا و هم از سوی ضد حکومتیها با سکوت و نادیدهنگاری روبرو میشویم؟!
همینجا این نکتۀ بدیهی و کلیشهای تکرار میکنم همواره اشخاص خالصا بشردوست پیدا شده که سکوت نکردهاند بمانند امثالهم، اما امثالهم استثنائات هستیم، در کل باید دید که چرا تقریبا همۀ مدعیان مبارزه با فساد یک دیکتاتوری اعم خود مدعیان درون و حاشیۀ حکومت ج.ا تا اپوزیسیون ج.ا و حتی مدعیان مستقل ایرانگرایی تا مدعیان جداییطلب یا فدرالیستها و مدعیان حقوق اقلیتهای قومی و مذهبی و جنسیتی و پادشاهیخواهان و سکولارِ دموکراتها و چپهای مارکسیستی و اسلامستیزان و زرتشتیگرایان و ناباوران (آتئیستها و…)و غیره، با یک سکوت و نادیدهنگاری یا سهلانگاری و یا بدتر از این سکوت و نادیدهنگاری، آدرس غلط دادن!
آدرس غلط دادن یعنی چه؟ یعنی مثلا فساد جعل مدرک تحصیلی و مهارتی را بعنوان فساد آموزشی معرفی کردن!، یعنی واقعا این قدر نفهم این مدعیان هوشمند و IQ و که عناوین دکتری و مهندسی را یدک میکشند از درک چیزی امثالهم میگوییم عاجز هستند؟!، نگارنده شک جدّی دارد ام همه مدعی از حکومتی و بخصوص ضد حکومتی نفهم و کودن تشریف دارند که مسئلهای که بیش از بیست سال است دارند طرح میکنند نفهمیده باشند!، هر چند بسیاری از اینها-بویژه در سالهای اخیر و بویژهتر از دورل کرونا تا کنون، یکی از متشریان همین بازار فساد آموزشی بوده و مدراک دکتری و مهندسی و لیاسن و فوق لیسانس خودشان در رشتههای معراف انسانی و یا علوم تجربی گرفته اند، و موفق شده اند توسط مراکز مهاجرت و اقامت (که باز هم حکومتیهای ج.ا و هم ضد حکومتیهای ج.ا دران مشغول کاسبی اند!) در کشورهای موسوم به غربی اجازه تحصیل یا اقامت و کار بگیرند!، همین نکته اشاره کردم خود گواهی دیگر است چرا این سکوت و نادیدهانگاری و یا آدرس غلط (فساد جعل مدرک) را این قماش پیشه کرده اند، آن هم دربارۀ یکی از بدترین و خطرناکترین فسادهایی ممکن است یک کشور و مردم نگونبختش دچار شوند!
فساد آموزشی مفصلا در مطالب قبلی من نوعی و دیگران (یعنی امثالهم!) پرداخته شده در این چندین سال، اما دربارۀ باند بیرجندیها، در راستای افشاگریها انتقادی بیش از بیست سال اخیر، بیش یک دهه است اشخاص مختلف، به انحای گوناگون مستقیم و غیر مستقیم به باند بیرجندیها اشاره کرده اند، اما چون سیاست حکومتیهای ج.ا و ضد حکومتیهای ج.ا مبتنی کتمان این حقیقت بوده، همواره مطالب- چه به صورت کامنت و چه مقاله- در خروارها مطالب مختلف منتشر وب اینتنرت جهانی دفن شده است، در بررسی انجام شده حتی دربارۀ برخی افراد فاسد صریحا نامشان برده شده است، اما بعد از حدود پنج یا ده سال از افشاگری، نه تنها این افراد از کار برکنار و مجازات نشدند، بلکه همچنان با قدر بیشتری در حال فعالیت مفسدانه و ضد بشریو ضد ملی و ضد علم فرهنگ و زندگی نرمال در ایران ادامه میدهند!، سؤال اینجاست چگونه هیچ هزینه مهمی این باندها فاسد از قبیل بیرجندیها نمیدهند و هر روز مانند قارچ بیشتر و بیشتر میشوند؟!
از بررسی مطالب گذشته طی این چند سال، نگارنده و بسیاری دیگر نکتههای عجیبی دربارۀ ماهیّت و ادامۀ موجودیت ای فسد و مفسدانش متوجه شدیم!
بارها گفتند: کتمام حقیقت، موجب نابودی حقیقت نمیشود.
متوجه شدمیم این فساد آموزشی، جدا از درآمدهای حرام و نامشروع ضد بشری (معادل چندین میلیارد یورویی) که دارد برای افراد سرکرده فاسد ضد بشری (و نه بدبختها بیچارگانی همچون فلان مربی یا نظافتچی یا تراکتپخشکن و…)، این فساد یک حفرۀ چند منظوره فوق امنیتی برای نفذ ضد حکومتیهای ج.ا و سرویسهای جاسوسی است، داشتن مدرک تحصیلی یا مهارتی به ظاهر قانونی که قابلیت استعلام قانونی و تایید دارد از سیستم ج.ا، یکی از پیششرط استخدام در نهادهی کشوری و لشکری و نقطۀ شروع نفوذ به است، چون با ترفندهایی نظیر تحصیل همزمان در مدارس خصوصی و مراکز مهارتی است زمان رسید به مدرک مورد نظر (مثلا دیپلم) به حدود نصف میرسد، مزیت قابلیت استعلام و قانونی بودن ظاهری، موجب میشود انواع کسانی میخواهند آدمهایشان نفوذ دهند به شکلی هرگز مورد شک و گیر افتادن دربارۀ مدرک نشوند این حفره فوق امنیتی مهم است، مثلا جداییطلبان به طور وسیع افراد کمسواد و نالایق و به شدت مستعد فساد اخلاقی و مالی را وارد میکنند، این افراد از اقشار فقیر و سرخورده هستند و توسط بمباران تبلیغاتی رسانههای مجازی تا ماهوارهای و غیره مورد مغزشویی قررا گرفته، از بدو ورود به یکی نهادها مثلا بعنوان آبدارچی یا نظافتچی و نگهبان تا منشی فلان کارمند عالیرتبهتر یا رانندۀ فلان مدیر و شخصیت و یا محافظ شخصی فلان آخوند یا نماینده مجلس و شوراها و باجهدار بانک و غیره، یکی کارهای معمولشان خرابکرای در کار ارائه خدمات است، اینها به صورت گزینشی و اولویتبندی و نوبتبندی توسط سرویسهای جاسوسی اجنبی به خدمت قرار گرفته و تبدیل به منبع اطلاعاتی میشوند، در مواقع لازم، نقشههای مرکز مهم هدف اقدامات تروریستی را تقدیم به مخالفان ج.ا داده (داوطلبانه یا در ازای پول) و یا راههای ورود مأموران ترور باز کرده، و سپس ممکن است متواری شده و یا اگر احساس کنند شناسایی قررا نمیگیرند، ادامه کار داده، تا در نوبتهای بعدی خدمات خائنانۀ خود را به تررویستها و سرویسهای جاسوسی ارائه دهند، هیچ بعید نیست بخش بزرگی ز ترورها و هکها و کشتن دانشمندان و آسیب بهزیرساختهای اقتصادی که جزء ثروتهای ملی همۀ ایرانیان است توسط همین حفرههای فوق امنیتی از مسیر فساد آموزشی طی بیست سال و اندی اخیر بوجود امده است.
چرا نبایست تا حد شک کرد، در حالی براحتی امکان نفوذ خرابکاران ضد بشری (به تبع ضد ایرانی) وجود دارد؟، چون عده ای ناشناس، امثالهم متهم کنند به وطنفروشی و مشکوک بودن، اما به متن و نوشته امثالهم توجهی نمیکنند!، حقیقتا این ادامۀ فساد آموزشی از هر زاویهای بدان مینگریم چیزی نیست بهجز بدبختی و زیان بر عموم مردم و منافع ملی و آینده ادامۀ تمدنی و حقوق بشری و سلامت مادّیات و معنویات کلیّت مردمان ایران!
این همه گفتم، به اوج چیزی شای بتوان گفت کمدیتراژدی فساد آموزشی، چگونگی لو رفتن یکی باندهای به شدت فعال بیش از ده سال اخیر، یعنی باند بیرجندیها، همان طور قبلا گفته شد، چون شبیه اسم رمز از بیرجندی استفاده میکنند و البته بسیاری افراد پلشت ضد بشری این باند از اهالی بیرجند یا منتسب به بیرجند (به معنای کلیتر جنوب خراسان ایران) هستند به این نام منتسب شده اند، وگرنه بسیاری افرادش اهل گناباد و یا منتسب به گنابادیهای ساکن یا حتی متولد دیگر شهرای ایران اعم مشهد و تربت حیدریه و نیشابور و قوچان و چناران و تهران و زاهدان تا بقیۀ نقاط خراسان رضوی و شمالی و سراسر ایران و غیره هستند.
چندتا از دلایل لو رفتن این باند فساد بیرجندیها، اول میزان بالای پررویی و وقاحتشان است، این قماش به شدت افرادی لاتیسمی هستند. دربارۀ فرقۀ #لاتیسم بارها مطلب منتشر شده است. لاتیستها خودشان شجاع و ناترس میدانند!، از عوارض لاتیسم، ایجاد تعداد زیادی قربانی آزار جنسی و کلامی و دچار مشکلات افسردگی و نارضایتی از کسانی است که بعنوان کارگر تا مشتری رجوع کرده اند. یکی دیگر هم خساست و حرص و طمع شددی این قماش است، میگویند اهالی مناطق کویری بسیار مردمان صبور و با قناعتپیشهای هستند به دلی خشونت وسختی محیط مناطق جنوب خراسان، این مردم اگر در مسیر درست کاسبی روزی حلال قرار بگیرند، از آنها ثرمات ارزندهای بقیه خواند دید، و اما وای به روزی برخی از این مردم در راه خلافکاری به افتند، بقیۀ مردمان (ملت) بیچاره خواهند کرد!، یکی از احتمالاتی داده شده که بالاخر گوش به گوش رسیدن وجود این باند، گلایههای کسانی است بعنوانهای مختلف از مثلا تبلیغچی و تراکتپخش کن بگیر تا مربی و غیره مورد سوءاستفاده ین باند پلشت قرار گرفته اند، یکی شیوههای رایج شاید اغلب باندهای فساد، بهرهگیری از افراد و اشخاص دچار ضعف مالی و یا مالی توأمان با مشکلات روحی و جسمی و غیره است، این سرکردگان پلشت باند بیرجندیها، از بس خسیس و طماع هستند (در اوح کمشعوری) حتی حاضر نشدند اندکی منصفانه از درآمدهای بادآورده حاصل فسادشان به همن بیچارگان و قربانیان خودشان بپردازند!، بالاخره دهها نفر یا صدها نفر ا این اغفال شدگان و کسانی که سرشان کلاهبردای شده توسط باند یرجندیها شروع گلایهگذاری و حتی شکایت به ادارات و مسئولان مختلف کردند، اما چون باند بیجندیها در راستای بزرگ و ابرفساد آموزشی و باندهای مافیایی هستند، همواره قسر ررفته اند از تنبیه حداقلی!، اما امروز دیگر نامشان به طور جدی برده شده است، فقط دو نفر کلی برده شف چون میدانیم قبلا با جزئیات نام بره اند، تأثیری ندشاته، فقط به دو نفر سرکرده این باند در مرکز پارک ملت مشهد اشاره شده، برای افشاگران شاید(؟) ممکن باشد صدها نفر از ین پلشتها ب جزئیات عکس و ادرس و شمارۀ کارت ملی معفی کنند، اما در حقیقت قصد افشاگران دشمنی با شخصیت دیگران نیست، مبارزه با یک پدیدۀ ضد بشری و ضد ایرانی است. هدف اولیه این است نخست افشاگری شود عله خائنان مدعی وطندوستی و حقوق بسری در طرف مخالف ج.ا که علاوه سکوت یا آدرس غلط دادن، دارند افراد ودشان از این راه نفوذ میدهند و به تشدید و تقویت این فساد کمک میکنند و خودشان را مدعی نجات ملت ایارن از دست دیکتاتوری ج.ا آخوندی و ولایت فقیهی معرفی میکنند، با بدی و ظلم مشابه به جنگ حکومت عامل این بدی وظلم رفتن مصداق بارز استاندارد دوگانه است!، برای امثالهم بدیهی است کسانی امروز مرتکب چنین خیانت بزرگی در حق بدیهات حقوق بشری امروز و آینده نزدیک و دور ایران خواهند شد، به محض رسیدن به قدرت سیاسی و جایگزین با حاکمان فعلی، همین فسادها را ادامه خواهند داد!، قطعا هدف بعدی نیز خود حاکمان فعلی در برابر عمل انجام شدۀ افشاگری قرر داده و مدعیان دروغگوی مبارزه با فساد در حکومت از چپ تا راست، از اصولگرا تاغی اصولگرا با یک مصداق بارز فساد خانمانسوز و انحطاطگر و ضد بشری مواجهه کرده و همۀ مردم منتظر اقدامات ضد فساد قرار دهند، بویژه اکنون با دلایل متعدد نشان داده شد این فساد صرفا علیه مردم عادی و بیچارۀ ایران نیست، بلکه یک حفرۀ فوق امنیتی علیه مراکز حساس کشوری و لشکری و خطر ترور خود حکومتیها و عاملینش است. امروز دیگر هر کسی از مأموران و دانشمندان و حتی اطلاعاتیهای رژیم توسط مخالفان و سایر تروریستها ترور شوند، باید بدانند در نتیجۀ نادیده گرفتن بیش از بیست سال هشدار منتقدان به وجود این فساد آموزشی و حفرۀ امنیتی است.
این پدیده فساد آموزشی از جمله باند بیرجندیها، مانند سهلانگاری در سایت فارسنیوز و اقدام ناجوانمردانه مسئولان آن سایت در نگهداری مثلا فیلم استمناء فلانی نیس که بعد توسط فلان معاند اسلامستیز اسباب تمسخر قرار گیرد و بعد از روی لجبازی، به آن نگونبخت علی رغم عمل استمناء لو رفتهاش، ارتقای شغلی بدهند(کل این ماجرا محکوم است از نظر امثالهم، چون در هر صورت با بدیهات حقوق بشری در تقاض است)!، این مطالبۀ جدّی با یک مشکل خطرناک ضد منافع ملی و سلامت سیستم آموزشی و تربیت نیروهای تداوم حیات و پیشرفت حال و آیندۀ کشور ایران است.
پ.ن: مراکز فساد آموزشی مانند مراکز تحت مجوز راشاد اسلامی و فنی و حرفه ای و از راه دور و غیر انتفاعی و دانشگاه آزاد و امثالش×
پ.ن: نگارنده بر اسا تحقیقات و جستجوی اینترنتی توانست به این اطالاعات دست یابد
پ.ن: اطلاعات موثق است و بر اسا تحیل و آنالیز، سرکردگان این فساد هم اکنون همزمان در نهادهیا حکومت ج.ا و ضد حکومت ج.ا فعالیت درند و مشغو غارت و دزدی از مردم عادی بیچراه وفقر هستند و با تشددی فساد مدرکگرایی شدت سرکیسه کردن مردم فرودست را ادامه میدهند، این قماش یک بیحمترین و ضد بشریترین هستند. بسیار قماش خطرناکند چو به عوامل سرویسها جاسوسی و تروریستی خدمات میدهند، با یجاد رعب و وحشت سعی دارند اجازه ندهند مبارزه جدی قرار گیرد، مردم بیچاراه و بدبخت عادی نیز با وجودی اثبات شده این مدارک تحصیلی و مهارتی بیخاصیت (بویژه افراد دارند مدرک سواد و دانش کافی ندارند در آن رشته) دردی از مشکلاشان برنخواهد داشت، با وجودی که عاملان فاسد نفوذی در حکومت هر روز دارند توجیه ترشی میکنند با ایجاد رانت دارندگان مدرک، اما دیگر بازار اشباع شده!
پ.ن: این فساد آموزشی و مدرکگرایی و مدرکفروشی به ظاهر قانونی، عامل تشدید مکشلات اجتماعی نظیر فقر و بیکاری و افزایش سن ازدواج و طلاق شده است. که دلایلش گفته شده.
https://www.balatarin.com/permlink/2024/5/3/6153862
پ.ن: با توجه این همه تناقضات در ادعاهای وطنپرستی، برای همین نگارنده مدتها است که قید ادعای وطن پرستی یا حتی وطن دوستی نسبت به هیچ کشور و ملتی نخواهم داشت، این ادعاها واقعا مسئولیت دارد، وقتی در توانت نیست مسئولیتی قبول کنی، چرا باید پز یا ادعای چیزی کنی، فلان حاکم یا ضد حاکم که قصد رسیدن به قدرت دارد و یا در راه کانال مجازی یا رسانه اش دکان و درامدی دارد، موجه اش است این پزها و ادعاها بکند تا مشتری و مخاطب جذب کند، اما برای مردم معمولی و عادی هیچ توجیهی ندارد، تجزیه طلب یا جدایی طلب برایش توجیه دارد ادعای قومیت پرستی کند، اما کسی که جدایی طلب نیست توجیی ندارد چنین ادعای مسئولیت داری مطرح کند.
اینکه بگویی مخالف هرگونه قتل عمد هستم، با اینکه بگویی اعدام بس است، دو تا بحث جدا است. کسی مخالف قتل عمد از اعدام تا ترور است، حتی درباره مخالفنش، یک درجه متعالی است، اما ممکن کسی میگوید اعدام بس است، منظورش فعلا منفعت کسانی است که نمیخواهد اعدام شوند از قاچاقچی مواد مخدر تا مرتد. اما از کجا معلوم- در صورت امکان- مخالفانش را ترور و به قتل عمد برساند؟!
هم اکنون اکثر سایتهای اجنبی فارسی زبان، حتی امکان کامنت ناشناس را حذف کرده اند، و معدودی سایت امکان فعالیت ناشناسان فراهم کرده، به شدت مغرضانه برخورد میکنند. بارها ضد مردم فارس زبان و ضد فارس ها مطلب منتشر کرده اند در همین سایتها اجنبی فارسی زبان، به بهانه دروغین ستم ملی از سوی حکومت فارسها!، اما به انواع دسایس اندک جوابیه منتشر نکرده یا به نوعی سانسور کرده اند!،کسانی میخواهند ایران دچار جنگ داخلی یا تجزیه کنند هر چقدر دلیل بیاورند از این کار منصرف نخواهند شد، شاید وقعا دلایل دارند موجودیت کشور و ملتی به نام اریان حتی به زیان خود ایرانی ها است(؟)! واقعا این سوال از خودم بارها پرسیدم آیا دیگر موجودیتی به نام کشور و ملت ایران حتی به نفع همین فارس ها است یا نه؟!، ، کسانی هم که میخواهند من نوعی نباشد باز تلاش خواهند کرد، در کل کم پیش می آید جوامع و کلیت یک کشور و سلسله هم قدرت و منافع کشورها و مردمش تغییر سریع پیدا کند. مگر ضربات مهلکی چون موسوم به جنگ جهانی اول و دوم یا هفت اکتبر و غیره ایجاد شود، تازه خوش شانس باشیم تغییر در جهت درک دیگران باشد. من از استثنائات هستم، عموما اعضای بشریت نصحیت بردار و نصحیت گوش کن نیستند، به قول معروف تا سرشان به سنگ نخورد، آدم بشو نیستند! و برخی سرشان به سنگ هم بخورد باز هم آدم بشو نخواهند بود تا مرگ بگیردشان!
بله! ما در چنین جهان توحشی هستیم که حتی برخی از اعضای اتحادیه اروپا نیز دچار تناقض در ادعای آزادی بیان هستند. اما برخلاف بعضی سرخوردگان و عقده ایها، من معتقدم ضمن انتقاد از رفتار ناشایست و گاه مغرضانه سایتهایشان، در کل شکرگزار بود که یک اتحادیه اروپایی است که هنوز منبع و حامی نسبی از حقوق بشر و دموکراسی و تمدن است. واقعا اگر اتحادیه اروپا نباشد، با وجود این همه کشورهایی بزرگ و قلدر که حکومتهای دیکتاتوری و ناقض حقوق بشر است، جامعه بشریت همین اندک صدا انتقادی را چگونه به هم نوعان میرساند؟، این را گفتم بدانند من هم انصاف را در نظر دارم در کنار انتقاد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.