مبانی نظری موسیقی ردیف-دستگاهی ایران – جُستار پنجم
ردیفِ سیاسی یا سیاست – ردیف
در این جُستار قصد دارم از تفاوتهای بنیادینِ دو گفتمانِ نظری-عَملی صحبت کنم. برای خوانندگانِ کمحوصله کلمات و واژگان در شکلهای مختلفِ ترکیبشده تفاوتی ندارد. اما برای هر اصولِ گفتمانی، توضیح دقیقِ ترکیببندی کلمات، اهمیتِ بسیار بالایی خواهد داشت.
۱.ردیفِ سیاسی
به تمامی فعالیتهای “کانون چاووش” از شماره نخست تا دوازده که توسطِ نوازندگانِ بنیادگرا تولید شده است اشاره دارد.
گروه چاووش با توجه به تاثیر از عارف و شیدا، در همراهی با کُنشهای مردمی و انقلابی در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ تحت عنوان کانون چاووش (احیا) به سرپرستی محمدرضا لطفی و حمایتهای پررنگ معنوی ابتهاج شکل گرفت. ساختار شِماتیک این مجموعهها، ترکیبهای متنوعی از “ترانه-تصنیف”، تکنوازی و آواز با مضامینِ حماسی و انقلابیِ پرشور است. این مجموعهها منطبق بر روایت و ساختار موسیقی ردیف- دستگاهی ارائه شده توسط “نور علی برومند” یکی از اساتید تاثیر گذار بر گروه احیا میباشد.
“ترانه-تصنیفهای” ساختهشدهی لطفی، علیزاده و مشکاتیان با اندکی تفاوت همگی بر یک اصل استوار است. خوانش مشترک از موسیقی دستگاهی و ردیف را به وضوح در نگرش چاووش میتوان شنید. مجموعهی چاووش تا امروز مجموعهی موفقی است از گفتمانِ هنریِ انقلابِ جمهوری اسلامی تا سالهای پس از پیروزی خود. لازم به ذکر است در جنبشهای کوچک و بزرگ این چهاردهه “ترانه-تصنیف” سازان زیادی سعی در تولید آثار مشابه چاووش منطبق بر گروه “احیا” کردند که با اقبالِ عمومی و مردمی روبهرو نشد.
۲. سیاست- ردیف
تا جایی که من جستجو کردم این ترکیب، ترکیب نوینی است. در همین جا اعتراف کنم؛ نوین بودنِ هیچ ترکیبی از کلمات مطلقا حُسن سازنده آن ترکیب تا زمانی که مُراد خود را در گفتمانِ ارائه شده تکمیل و توضیح ندهد، نمیباشد.
دوباره بیایید از آغاز، آغاز کنیم!
معنی “سیاست-ردیف” در گفتمانِ پُست-اورینتالیسم به چه معنی است؟
از تعریف سیاست آغاز کنیم.
فعل سیاست در اینجا به صورت مشخص به معنی ارادهی سیاسی داشتن برای پرسشگری از چیستی “ردیف” است.
سیاست به طور واضح و مشخص در اینجا در حُکم تاسیسِ ” آن بَخشی است که بَخش نیست.” سیاست به معنی “شمارشِ افراد بدون شماره است” و در انتها “مالکیتِ بی مالکان است.”
امرِ سیاست، بیدرنگ از ما خواهد پرسید، مالکیت بر چه؟
پاسخ شفاف است. مالکیتِ عمومی بر “ردیف موسیقی دستگاهی ایران”.
در جُستارهای گذشته خود مشخصا توضیح دادهام که اضافهی مِلکی ردیف به “میرزا عبدالله” نخستین خطای گفتمان “سیاست-ردیف” بوده است.
“ردیف موسیقی دستگاهی ایران” امریست همگانی! شمارشِ هنرمندانِ شمارشنشده در وضعیتِ پُست-اورینتالیسم همان خیر عمومی است که به تکثر و پویایی در ساحتِ زیباییشناسی و استتیک “ردیف موسیقی دستگاهی ایران” ردیفیت خواهد داد.
میلِ اُبژکتیو “ردیف” در ارادهی سوژهگی درونماندگارِ “ردیفها” خود را تکین خواهد کرد.
تنها در این حالت است که میتوان، پَسوندِ جمعِ “S” را به Radif” اضافه کرد. انگار بدنهای سخنگوی بیشماری در سرشماری حذف شدهاند. رخدادِ “پالتیک” خود را در رانه و لوکوموتیو استتیک و زیباییشناسی “radifS” بازنمایی خواهد کرد.
اجازه دهید، بیپروا و بدون لُکنتِ “ذهن- زبان” از تمام آهنگسازان پُست-اورینتالیسم” پرسش کنیم!
مالکیتِ هنرمندِ الکترونیک از ردیف موسیقی دستگاهی چیست؟
ویژوال آرتیست، آهنگساز نویز، صداهای محیطی، نویز خشن، معاصر، زن، مرد، LGBT, هوش مصنوعی، متولد انگلیس، ایرلند، استرالیا …
در روایتهای بنیادگرایی کانون “احیا” این افراد شمارش نشدهاند.
چرایی حذف، فقدان شمارش و عدم مالکیت دیگری در مواجهه با ردیف-موسیقی دستگاهی در اینجا به طور مشخص بَدَل به امر پروبلماتیک شده است. در اینجاست که ضرورتِ گفتمانی “پُست-اورینتالیسم” نه یک میل و هَوسِ بازیگوشانه در شمایلِ پُست-مدرن بلکه یک امرِ دیالیکتیک تاریخی است.
اما ردیف چیست؟
“ردیفِ موسیقی دستگاهی- ایران” در گفتمان پُست-اورینتالیسم به چه معنی است؟
هرگونه چیدمان و ترکیبِ صوتی گوشهها توسط آهنگسازانِ “شمارشنشده” و “بخشهای بدون بخش” در ترکیبهای مختلف با صداهای دیگر (الکترونیک، آکوستیک، صداهای محیطی) بدون هیچ محدودیتی، عنوان ردیف آن آهنگساز خواهد بود.
آیا اندیشه در پُست-اورینتالیسم “حدِیَقف” دارد؟ خیر.
آیا گفتمانِ پُست-اورینتالیسم برای “ردیف-های” خود نیاز به تایید روایان گذشته یا نوازندگانِ بنیادگرا و موسیقی قومشناسان قومی گروه “احیا” دارد؟
بیایید تا دیر نشده شفاف صحبت کنیم. در ارائهی ردیف نوازندگان کانون “احیا” به صورت پیشفرض در تمامی انها (کیانی، طلایی، لطفی) اینگونه نوشته شده است؛
ردیف میرزاعبدالله به روایتِ نورعلی برومند اجرای …
اجازه دهید واردِ لحظهی گُسست تاریخی خود شویم. در همین اکنونیّت این لحظه.
اما آن گُسست از بندگی و ارادهی بزرگِ و مطلق اخلاقیِ امر زیبا در کُجاست؟
Sapere aude
تنها قانونِ انجمنِ پُست-اورینتالیسم همین است و بس! دستورِ روشنگری را به عنوان تنها دستور و قانون خودمان انتخاب میکنیم. آن دستور بزرگ این است؛
“دلیر باش! در به کار گرفتنِ فهمِ خویش”
با امانوئل کانت که انسان را از مَقام “قَلندری آوازهای اولیه” به “دلیری اندیشه” پیامآوری داد، جُستار خود را به پایان خواهم برد.
“کانت در ابتدای مقالهی «در پاسخ به پرسشِ: روشنگری چیست؟»، این جمله را شعار روشنگری مینامد:
روشنگری خروج انسان از صِغارتی است که خود بر خویش تحمیل کردهاست. صِغارت، ناتوانی در بهکاربردن فهمِ خود بدون راهنمایی دیگری است.
این صِغارت، خود تحمیلی است اگر علت آن نه در سَفیه بودن بلکه در فقدانِ عزم و شهامت در بهکارگیری فهمِ خود بدون راهنمایی دیگری باشد.
شعار روشنگری این است: Sapere aude «در به کارگیری فهم خود دلیر باش»”
پ.ن
نخستین نسخهی صوتی “موسیقی ردیف-دستگاهی ایران” به نوازندگی “محمد جواد احمدزاده” با ساز سهتار، توسطِ انجمنِ پُست-اورینتالیسم در حال ضبط است.
این مجموعه توسط “نشر پُست-اورینتالیسم” که زیر مجموعهای از انجمن و نشر “نویزاِنویز” خواهد بود به صورت همگانی و عمومی در دسترس تمامی آهنگسازان برای آغازِ پروژهی فکری و تعاملی بهزودی قرار خواهد گرفت.
در هنگام آمادهشدن مجموعه، توضیحات کامل بر روی صفحههای مختلفِ اجتماعی نشر و انتشاراتِ پُست-اورینتالیسم، نویزاِنویز و اَنجمن موسیقی پُست-اورینتالیسم قرار خواهد گرفت.
لازم به توضیح مجدد است، انجمنِ پُست-اورینتالیسم، به صورت خودسازمانده و مشارکتی بدون هیچگونه ادعای مالکیت شخصی بر انجمن از طرف “احسان صبوحی” به صورت تعاملی فعالیت میکند.
بدیهی است تمامی آهنگسازان پروژه، عضو و مالکان انجمن و نامِ پُست-اورینتالیسم خواهند بود.
ا. صبوحی

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.