مسعود خوشابی
“سرمایه چینی درحال تسخیر بازار”، تیتر اول روزنامه اقتصادی آسیای ۱۴۰۳/۲/۱۰ است .
در این نوشتار باارائه آماری اشاراتی به رشد قابل توجه سرمایهگذاری مستقیم خارجی ۸ساله چین به ویژه در سه ماهه اول سال جدید میلادی ، تأکید بر این روند در مناطق آسیائی، و عمده بودن موضوعیت آن صنایع بر دو محور” خودروسازیبرقی” و ” انرژیخورشیدی” است .
در توضیحیحتی آمده که این نوع سرمایه گذاری ها ممکن است به رشد اقتصادی و اشتغال و کاهش تنش های تجاری منجر شود .
یکی از عظیم ترین دستآوردهای اعتقادی انقلاب سیاسی بهمن ۱۳۵۷ ، خود باوری بود .
این زمینهی ارزشمند ذهنی پس از اعمال تحریمهای ضد بشری ابرقدرتها و طیجنگ ۸ساله ، از نگاهی تحولیبسیار قابل توجه در رشد وشکوفائی صنعت کشورمان ایجاد کرد .
چه بسیار کارخانههای کارآمد و مطرح به خاطر محدودیت های ارزی مجبور شدند خود دست بالا بزنند و نواقص و کمبودهای روبه افزونی شان را جبران کنند . ترکیبی شورانگیز از دانش ، تجربه ، تکنولوژی ، آزمون وخطا و مهمتر از آنها اجبار و اعتقاد ، معجزه ها آفریدند !
چه درچنته داریم؟ چه هستیم ؟ درچه موقعیت دشواری قرارگرفته ایم ؟ …وبه کجا باید برسیم ؟ پرسش های اساسی که ذهن همهی ما را به شدت مشغول کرده بود .نوعی ارادهگرائی گسترده در میان مردم ونه تنهادر جماعتی از نخبگان ، نه فقط در انبوه جان نثاران در میادین خون بار جنگ ، ایجاد کرده بود که چه بسا درتاریخ این سرزمین بی سابقه تلقی میشد.
در محیط های تولیدمحور ، که پشتیبانان جنگ در جبهه ها محسوب میشدند، از ترکیب طیف گسترده نیروی کار که حاضر به همه گونه جانفشانی بودند ، یعنی از یک کار آموز ، کارگر ساده گرفته تا یک کارگر متخصص با تجربه ، از یک پرسنل جزء دفترفنی تا یک مهندس به غایت کار آمد درجایگاه عالیترین سمَت تکنوکرات ، روزی نبود که خلاقیتی در جهت بروز جلوه ای آشکار از شروع یک انقلاب صنعتی به منصه ظهور نپیوندد.
چه بسا اگر جنگی در کار نبود ، آن شوروشوق واعتقاد ، کشور ما را به یک کشور صنعتی مطرح در جهان بدل می کرد ، … اما متاسفانه با خاتمه جنگ و پیروی از سیاست های بانک جهانی وصندوق بین المللی پول ، یعنی دوبال از بدشگون ترین پرندگان تاریخ مدرن بشری این دوران تابناک دوباره دروازه ها را برای واردات و به خصوص واردات بیرویهی کالاهای مصرفی -ونه تولیدی- گشود و آن چنان تاریکی ببار آوردکه چشم چشم را نمی دید .
انبوه کالاهای چینی مثل مور وملخ تمامی بازار تشنه ما را چنان پوشاندکه ویرانی وبه تعطیلی کشیده شدن روزافزون کارگاه های کوچک وبزرک تولیدی نادیده گرفته شد .
ورود بی رویه کالاهای غالباً بُنجل و مصرفی کم دوام چینی پدر تولید کشورمان را در آورد، و از تولیدات خرد و نیمه کلان حاصل از آن محدودیت های هولناک چیزی باقی نگذاشت .
نا نوشته نماند ، این رویه چین خاص کشور ما نبود ، عملکردی جهانی آن بود . یک اروپائی در بازار هم شانهسر ساخت کشورش را می دهد وهم ساخت چین راکه بهائی کمتر از ربع دومی داشت و انتخاب می کرد ! اما در کشورمان چنین نبود ، و لذا بازارکالاهای مصرفی توسط لشکر فرآورده های فاقد کیفیت چینی تسخیر شد .
و با کمال تاسف ، همچنان سایههای بالهای آن جغد شوم بر صنعت نیمه جانمان در فراز و فرود است که این بار چشم بادامی های گونه برجسته برایمان طَرفی دیگر بسته اند . ندا سرداده انددیگر برای تان کالاهای بنجل به ارمغان نمیآوریم، سرمایه میآوریم که اشتغال زاست (!) ، منجر به رشد اقتصاد(!) می شود ، و تنش های تجاری را کم میکند !
اول برای تان کارخانه تولید خودروسازی برقی نمیآوریم، هزاران تاکسی برقی می آوریم تا این کالا جا بیافتد،فرهنگ استفاده کردنش زمین گیر شود ، جایگاه های تولید انرژیاش ،لوازم یدکیاش ، تعمیرگاههایش ، … بعد کم کم خودتان مایل به داشتن کارخانه اش خواهید شد !
ماچشم بادامیهای زردپوست ، ازچشم آبیهایسفید پوست درسها فرا گرفتهایم ازباب پس دادن !
غافل از این که همه میدانیم سرمایه صرفاً یک هدف را تعقیب می کند ! سود بیشتر ، همچنان که جریان آب سرپایینی را ! حالا با صدور کالاهای به ویژه بُنجُل نشد با صدور سرمایه با شرطها و شروطها ، این شما واین ما !
شاید در این مورد ذکر خاطره ای بد نباشد .اوائل دهه ی ۱۳۸۰ از یکی از مدیران ارشد نیروگاه اتمیبوشهر که با مترجم اش درجلسات حضور مییافت پرسیدیم این چه نیروگاه ساختنی است که هیچ گاه تمام نمی شود ؟و وی ، تمام تقصیرها را گردن کوتاهی های مقامات ودست اندرکاران ایرانی انداخت و اسم کشور های بسیاری را آوردکه در موعدی بسیار کوتاه کار تمام و مرحله بهرهبرداری آغاز شد ه بود ازجمله در چین(!) . ازوی پرسیدم چینی ها با شما چگونه قرار داد بستند ، نمی خواست توضیح دهد با هزار ترفند بالاخره از زیر زبانش بیرون کشیدیم که وقتی آنها قرارداد مارا دیدند گفتند اگر بخواهیم طی این پروژه ، نیروگاه ساختن را هم یاد بگیریم چه قدر باید بپردازیم ؟ رفتیم و آمدیم گفتیم ۵ برابر این مبلغ ، و با کمال تعجب بلافاصله پذیرفتند !
کمونیست بودن منهای دموکراسی همان قدر خنده داراست که ابوعطا خواندن قورباغه ! اماآنان چون با هرضرباضربوا بود صنعتی شدند ، و صاحب قدرت ، هرگونه ادعائی میتوانند بکنند !!!
کشوری که قبل ازدهه ی ۹۰ صرفاً به انبوهی جمعیتش شُهره و نام آور بود … به یمن رشد نیروهای و پایه های صنعتی که طی ده ها سال فراهم کرد ، درکمتر از ربع قرن حاضر حرف از صدور سرمایه می زند !
آینه عبرت برای ما اندر مزایای کشوری که انقلاب صنعتی اش را پشت سر گذاشته است !
با این رویکرد پنهان تبلیغاتی که : حتی نگران تولید انرژی اتومبیلهای برقیتان هم نباشید ! با ایجاد سیستمهای تولید انرژی سازگار با محیط زیست (!) برای تان انرژی اش هم فراهم می کنیم! آره عزیزان ! … آره قربانتان برویم ! … شما هم که قرارنیست درس بگیرید پس … تحویل بگیرید !
سرمایه گذاریچینیها : … و اشتغال ؟! …رشد اقتصادی؟! …کاهش تنش های تجاری؟! سرمایه سرمایه است ! به رنگ چشم و رنگ پوست و الوانی بیرق هامربوط نیست … بیرحم ترین آفت دنیای مدرن اگردر انقیاد مردم نباشد !
… دنبال معادن ، کلیه منابع تأمین کننده مواد اولیه ، انرژی ارزان ، سهولت حمل ونقل ، بازار فروش ، مصرفی کردن جامعه ، ایجاد وابستگی هرچه بیشتر اقتصادی و بدنبال آن سیاسی است !
… وخلاصه یکی از عواقب مصیب بار سرهائی که دائم ناآموخته به سنگ می خورند این است که مغزهایشان تدریجاً دُچار آسیب جدی میشوند!
در خاتمه این عبارت نیز بی پاسخ نماند که ؛ در گزارش مذکور از قول کارشناسی روایت شده که علت این رویکرد چینی ها “کاهش مازاد تجاری ” و یا کلاً “کاهش ظرفیت مازاد” است .
اما چه بهتر که این “مازاد” هاصرف رشد آگاهی سیاسی ، اجتماعی و به ویژه فرهنگی قریب ۱/۵ میلیارد جمعیت جهان شود که تحت سیطره یگانه حزبی پرقدرت مجال بروز چهره واقعی مردم را از آنان سلب کرده است .
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.