مبانی نظری موسیقی ردیف-دستگاهی ایران – جُستار چهار

ساختارِ موسیقی ردیف-دستگاهی در وضعیتِ پُست-اورینتالیسم به مثابه امرِ ژنریک

بیایید تا دیر نشده، بی‌پرده‌تر از هر گذشته‌ی تاریخی در این لحظه (اکنونیّتِ زمان) سخن بگوییم. حتی بی‌پرده‌تر از فوتوریسم‌ها! بی‌محابا‌تر از دادائیسم‌ها! بدون کوچکترین لکنتِ ذهنی-زبانی! اجازه دهید به شعبده‌بازانِ حقه‌بازِ وضعیتِ هنرِ معاصر و پُست-مدرن به صِراحت بگوییم، اما یک حقیقت وجود دارد.
آنها بی‌محابا چون دلالان و کاسبان دیروز خواهند پرسید، کجاست؟ چیست؟ قیمت آن چند است؟
“حقیقت” امرِ ژنریک “زبان” است. “فرا-زبان” وجود ندارد. اما حقیقتِ “زمان-زبان” کجاست؟
“زمان-زبان”، آغازیدن یک یا چندین وضعیتِ کنترپوانتیکِ غیرِ خطیِ سیّالِ مجموعه‌‌های n عضویِ شمارش‌نشده‌‌ در اکنونیّت است.

مجموعه‌‌های A با سه عضو خود [a,b,c] و B با دو عضو خود [d,e] در ماضی استمرار‌یافته‌ی کهنه شمارش شده‌اند.
مسئله وضعیتِ شمارش نشده‌ی [f] است. حقیقتِ زبان همان رانه و لوکوموتیو مجموعه‌ی شمارش نشده‌ی سه عضوی [p,j,m] دیگر است.

لعنت به تمام بنیادگرایان! مجموعه‌ی پنج عضوی [m,z,q,v,l] نام-نهادنی شده است. خطِ قرمزِ آنها شده است.
دلالان و کاسب‌های پُست-مدرن‌، ریاضیاتِ امور سنجش‌ ناپذیر (که مقایسه‌ی اندازه‌ها در آن ممکن نیست) را هنوز در دانشگاه مصّوب نکرده‌اند! [f] یک بدنِ سخنگو است که نام ندارد. مجموعه‌ی پنج عضوی [m,z,q,v,l] بدن‌های سخنگوی هستند که نمی‌توان آنها را ندید. نشنید. این مجموعه‌ی پنج عضوی [m,z,q,v,l] هست. هستی دارد. اما بی-نام است!
مجموعه‌ی بی‌-نامِ [f] می‌خواهد عضوی از مجموعه‌ی A با سه‌ عضو باشد. اجازه ندارد! باید از شگفت‌گرایان و بنیاد‌گرایان اجازه بگیرد.
مجموعه‌ی پنج عضوی [m,z,q,v,l] میخواهد سه عضو خود را به عنوان نیروی C معرفی و دو عضو دیگر را در مجموعه‌ی B به شکل زیر وارد کند. [q,e,z,d] نام این مجموعه، دیگر B نیست. نام مجموعه‌ی چهار عضوی جدید [q,e,z,d] Y است.
آه! چقدر متاثر کننده است این خبر! بانوی رمانتیکِ سالخورده‌ی شرق‌شناس و موسیقی‌شناس قومی بازمانده از جنگ‌های اول و دوم جهان در ایالت نیوجرسی موافقت نمی‌کند!
تراپیست و مدیتیشنیست‌های شگفت‌گرایانه‌ی حاذق ایالت نیوجرسی حتما به کمک آن بانو‌ی محترمِ رمانتیک خواهند شتافت.
رخداد مسلم است. رخداد قطعی است.
حقیقتِ امرِ ژنریک، کشف پروبلماتیک مجموعه‌ی بی‌نام شده‌ی [f] است.

هر سه عضو مجموعه‌ی A آقایان [a,b,c] دارای تفکر بنیادگرایانه هستند. تعجب نکنید! هنرمندان معاصر و پُست-مدرن‌ منطق و شمارش حسابی دارند. نظم آنها در آکادمی حسابی است.

تَنش در همین اکنونیت آغاز می‌شود. هنرمندِ بنیاد‌گرا و معاصرِ شگرف‌گرا، مقاومت و تَنش بی‌-نام شده‌ها را با بازی‌های زبان می‌خواهند از میان بر‌دارند. نامِ مقاومت و تَنش را به (هیاهو، شو‌آف، جنجال، خشونت) تقلیل و فروکاست می‌دهند.
اما یک نام‌نهاد و گزاره، اصالتِ تَنش را دقیق و واضح، معین و تعیّن می‌بخشد.
آرخه‌ی اجتماعیِ مجموعه‌های متکثر و رنگانگ، چیزی نیست جز تحقق و کارآییِ پارادوکسیکالِ حدوثِ محضِ هر نظمِ مبتنی بر شمارش هندسی.
اجازه دهید جُستار خودم را با چند مثال ساده برای فهم روان‌تر به پایان ببرم.
اگر دانشجو‌ی موسیقی هستید؛
نام مجموعه A آواز اصفهان است.
نام مجموعه B دستگاه شور است.

اگر دانشجو‌ی فلسفه هستید؛
نام مجموعه A اورینتالیسم اول است.
نام مجموعه B بنیاد‌گرایی است.

اگر وجدان و امرِ مطلقِ اخلاق، هنوز در شما زنده است؛
فهرست کوتاهی از وضعیتِ برخی از مجموعه‌های ‌بی‌نام و شمارش نشده [f,m,j,s,n] را خواهم نوشت.

نسل‌کشی کودکان غزه، سرکوب زنان افغان، سرکوب زنان ایران، کشتار غیر نظامیان اوکراین و سوریه، مردم بلوچ، مردم کرد …

در ردیف موسیقی-دستگاهی پُست اورینتالیسم هر بی-نامِ شمارش نشده در وضعیتِ یک دستگاهِ بزرگِ غائب است.
در ردیف موسیقی-دستگاهی پُست-اورینتالیسم تحققِ آرخه‌ی اجتماعیِ مجموعه‌های n عضوی، یک وضعیت پالتیک-استتیک جهانی است.

و در آخر کلام!
حقیقت، در ردیف موسیقی-دستگاهی پُست اورینتالیسم با آغازیدن از آغاز در “زمان-زبانِ” اکنونیت، درون‌ماندگاری سوژه تکین را به انتظار می‌نشیند.
انتظارِ انتظارگان، حقیقتِ بی-نام شده‌ی مجموعه‌های تکین است و زندگی‌شان رخداد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)