– هر ملتی برای تغییر محتاج فهم است . کیست که نداند این حکومت چه می کند , از فساد و جنایت تا غارت و تزویر . حتی هواخواهان اش نیز بر این امر واقف اند و ای بسا که به همین خاطر وبرای سهیم شدن در بخش کوچکی از این غارت هواخواه اویند , و چه چیزی بهتر از آنکه در پوششی از حمایت الهی چنین کنند تا هم اجر دنیوی ببرند هم اجر اخروی . اما دانستن ماهیت حاکمیت برای تغییرآن کافی نیست , بایستی ضرورت تغییر را فهمید و آن با گفتگو , پرسش و نهایتا عمل است که امکان می یابد . متشکل شدن تنها راه چاره است . اما دانستن این موضوع هم مترادف فهمیدن آن نیست . فهمیدن ضرورت تشکل , درساختن اش است , نه دردانستن اش . فهمیدن, با اقدام عملی در ساختن اش کم کم و گام به گام درک می شود و تنها در خروجی ملموس اش است که قابل سنجش و راستی آزمایی است . درست است که ما از دستآوردها و تجربیات تاریخی اندیشه های عملی دیگران بهره می بریم , اما همواره نباید فراموش کنیم که این همه , در حوزه ی دانستن ماست و نه در حوزه ی فهم ما . برای شروع هر اندیشه و عملی قطعا به تئوری نیازمندیم یعنی به دانستن , اما برای فهمیدن , محتاج عمل ایم , محتاج آزمون و خطا , محتاج پرسش و از همه مهم تر محتاج کشف پیچیدگی های عملی (اجرایی) آن تئوری هستیم . این کشف , آن تئوری را برای ما در این مرحله تثبیت کرده و قابل اتکا می کند و دستآوردی می گردد درحوزه ی فهم ما و از طرفی در واقع تئوری ای است در حوزه ی دانستن برای دیگران . این چرخه , دائمی است و هرگاه فقط از دانستن به دانستن برویم ( مثل کاری که بسیاری از دوستان می کنند یعنی از کتاب ها می گیرند و به مقاله ها می سپارند) یعنی اندیشه را در حوزه ی عمل کشف نکنیم , یعنی خلل و حفره ای در مسیر ارتقای اندیشه  ایجاد کرده و از ساختن عاجز مانده ایم . یعنی درجا زده ایم .

پروسه ی دانستن تا فهمیدن بایستی از مسیری دموکراتیک بگذرد تا ماندگار بماند . یعنی بر اساس انتخابی آزاد , خود خواسته , با تامل و به دور از هر جبر نظری . اگر چه به گونه ای خود بخودی جبرهای اقتصادی واجتماعی و سیاسی ملت ها را به مسیر ضرورت تغییر و عبور از دانسته های بی تحرک ترغیب می کنند , اما وانهادن تغییر به امری خودبخودی , خالی از اندیشه ورزی و نداشتن تصویر ذهنی ای است که ما برای ساختن , قبل ازهر چیزی بدان محتاجیم . از اینرو بایستی همواره بر ارزش کار نظری و تامل ورزی تاکید کرد زیرا هر تغییری که بدون کار نظری حاصل شود مانند ساختن چیزی ناقص الخلقه است .

با توجه به نکات ذکر شده , کار همگی ما , تاکید بر ضرورت دائمی گفتگو و گسترش آن با افراد و جمع های بیشتربه منظور دریافت پرسش های بیشتر و کشف ظرف هایی اجرایی برای ادامه مبارزه و تغییر است . کار ما اندیشه ورزی وکمک به فهمیدنی مشترک است برای ساختن .  

– مبارزات دموکراتیک و جبهه ای فعلی در ایران , که بازتاب اش را در جنبش زن , زندگی , آزادی مشاهده کردیم , تشکلات دموکراتیکی را می طلبد . و همچنین ظرفی را که این تشکلات را در خود جای دهد و در عین حال دارای ویژگی هایی باشد که بتواند  آنها را از آسیب های متعدد بیرونی (امنیتی) و درونی (سکتاریستی , هژمونی طلبانه) درامان نگاه دارد . از سویی بتواند مشارکت جمع های مختلف نظری و طبقاتی را درهمآهنگی دموکراتیک خود سامان دهد و از سوی دیگر اجازه دهد هر جمع نظری یا طبقاتی استقلال نظری وعملی خود را در یک همکاری جبهه ای با دیگران حفظ کند . یعنی هم به فعالیت دموکراتیک خود بپردازد و ازپتانسیل جمعی بزرگتری درمبارزات آتی پیش رو دریک هماهنگی جبهه ای سود ببرد و هم مشخصا به کار مستقل نظری خود با رشد شبکه ای اش بپردازد , زیرا این دو فعالیت ناقض یکدیگر نخواهند بود و در آینده هر یک می توانند ظرف تشکیلاتی خود را به گونه ای دیگر کشف نمایند . از اینرو گام تجربیات (نظری وعملی) خود را هرچند محدود و معدود با دیگران به اشتراک می گذارد و درواقع خود را به نقد و پرسش می کشاند تا هم از تجربیات احتمالی دیگران در بهبود و اصلاح خود بهره ببرد و هم فهم خود را بعنوان نمونه ای عملی به دانستن دیگران (ونه به فهم آنها) بیافزاید .

– نحوه ی شکل گیری: هر فرد می تواند بنابر قابلیت ها , دغدغه ها وامکانات و روابط اش خود شروع کننده و یا ادامه دهنده ی این شبکه ی ارتباطی باشد . کافیست با دو الی سه دوست دیگر که دغدغه های مشابهی دارند یک تشکل ساده ایجاد کرده و درجلسات منظم و با فواصل کوتاه به موضوعات از پیش تعیین شده شان بپردازند . درسمت مقابل نیزهریک ازاین دوستان خود می توانند به همین روش و در حوزه های دیگری این جمع ها را گسترش دهند بدون آنکه دیگر سوی ارتباط شان از افراد آن شناخت یا اطلاعاتی داشته باشند . حوزه های کاری این جمع ها می تواند هنری , ادبی , اقتصادی , فرهنگی , آموزشی , کارگری , صنفی , یا حتی صرفا نظری و سیاسی باشد . مهم آن است که پس از مدتی نتایج جلسات قابل ارائه به دیگران و مبتنی بر داده های اجتماعی و از پس تجربیات عملی باشد تا در گره گشایی مسائل مبتلا به اجتماعی مفید واقع شود . در واقع این خروجی است که با سنجش و پرسش به تلاش های هر جمعی اعتبار می بخشد و ازتکرارگفتگوهای بی نتیجه ما را مصون نگاه می دارد .

 درادامه می توان با هماهنگی و از طریق واسط ها همکاری های جمعی را ازصرف انتقال اندیشه به فعالیت های جمعی تری گسترش داد (مثل بهره گیری از امکانات شبکه های اجتماعی ؛ اسکایپ , کلاب هاووس , …….  برای ابراز نظرات افراد داخل یا خارج از جمع ها , یا اطلاع برای شرکت در تجمعات و فعالیت های اجتماعی وسیاسی به مناسبت های مختلف , و یا نوشتن بیانیه های مختلف و حمایت ازارزش های دموکراتیک و دیگر تشکل های صنفی و اجتماعی , (از حقوق زنان و زندانیان تا حقوق کارگران و معلمان). بدیهی است کشف و بهره گیری از هر یک از امکانات موجود فضای مجازی به توافقات هر جمع و توجه به مسایل امنیتی آن  باز می گردد .                                                                                                                                                                   

نمودار فرضی:                                                              

لازم است همین جا تاکید شود که تجربه نشان داده کار دراین شبکه ظرف مناسبی برای فعالیت های صرفا کارگری یا دانشجویی نیزهست . بعنوان مثال به جمع U-X-Z (کارگری) وT-V-Y (دانشجویی) دقت کنید که می توانند در حوزه ی صرفا کارگری یا دانشجویی تا چندین تشکل کارگری در کارگاهها و کارخانجات و همچنین در دانشکده ها و دانشگاههای مختلف خود را گسترش دهند وفعالیت شان فقط مختص حوزه های خودشان و با اندیشه های متناسب با آن باشد و تنها دیگران را توسط واسط ها از دستآوردهای چگونگی متشکل شدن و فعالیت های شان آگاه گردانند.

نمونه دیگر مثل جمع E- P-O (اجتماعی) وJ-M-N (اقتصادی) است که با کار تحقیقی به نوشتن کتاب یا مقاله های اجتماعی , سیاسی واقتصادی به دو وظیفه ی کار در شبکه ی جمعی و کار بعنوان وظیفه ی اجتماعی مشغول می باشند . یعنی این دو کار مغایرتی با یکدیگر ندارند و حتی در راستای یکدیگرنیز هستند .

چون توافق برای همکاری های آتی مابین جمع ها براساس توافقات تئوریک یا ایدئولوژیک حاصل نشده (که شاید درهرجمع کوچکی چنین شده باشد) بدیهی است جمع ها برای کار مشترک در شروع با مشکلاتی مواجه خواهند بود , اما این همان مفهوم مغفول کار جبهه ای است که گاهی با عناوین خرده کاری یا ولنگاری تشکیلاتی از آن نام برده می شود . یعنی عمدتا فراموش می کنیم که کار جبهه ای یعنی تحمل دیدگاه های مختلف , یعنی کشاندن افراد بیشتری به مبارزه . یعنی رها سازی از قیود سازمانی و ایدئولوژیک . در واقع همگی بایستی به این مفهوم و درک ضرورت کار جمعی با اندیشه های مختلف , در کار جبهه ای برسیم  وگرنه مدام در چرخه ی بحث های بی پایان درجا می زنیم و آنچه که درنهایت ضربه می خورد انجام کاری است که بخاطرآن گرد آمده ایم . فراموش نکنیم که دانسته های ما در جریان انجام کار است که به فهم تبدیل می شود , پس تا دست به فعالیت جبهه ای نزنیم نمی توانیم فهم درستی ازآن داشته باشیم .

توضیحات بیشتر:    

– تشکلات عرضی : این تشکلات (جمع ها) بدون مرکزیت است . هرمی نیست و سلسه مراتب ندارد . گسترش آن با اراده ی افرادی است که به کار عرضی و دموکراتیک اینچنینی باور دارند . پس , طبیعتا انشعاب درآن معنایی ندارد . رهبر ندارد , مسئول و تحت مسئولیت ندارد . هرفرد بنابرضرورتی که خود می فهمد , می ماند یا می رود . درعرض رشد می کند و مانند نمودار تنها از طریق حلقه های واسط به یکدیگر متصل است و افراد خارج ازهرجمع می توانند ازهویت دیگران مطلع نباشند .

– دموکراتیک و جبهه ای : آزادی انتخاب , بدون فشار و جبر تشکیلاتی یا ملاحظات سیاسی و گروهی , موتور محرک فعالیت چنین جمع هایی است . فهم درونی برای تغییر , اصل است . چیزی که اگربه وجود نیاید هیچ ملتی را نمی توان به حرکت آگاهانه ای واداشت . اصل بر گفتگو و پرسش است . از افراد یک طبقه خاص تشکیل نشده . از افراد یک اندیشه خاص هم تشکیل نشده است . تنها شرط همکاری در چنین جمع هایی , باور داشتن به عبوراز نظام حاکم به شکلی دموکراتیک است (البته از نظر گام , دفاع مشروع بعنوان رفتاری دموکراتیک شمرده می شود) . شرط های دیگر را هرجمع مختار است با توافق یکدیگر برای خود اعمال کند اما نمی تواند و نباید این شروط را به دیگر جمع ها تسری دهد , زیرا امری غیر دموکراتیک است و باعث چند پاره گی جمعی می شود .

– اتصال حلقه ای : نقش افراد حلقه ها (واسط ها در نمودار A-B-C-H-F-G-E-T-U) بعنوان انتقال دهنده ی دقیق وصحیح دستآوردهای نظری ازتجربیات عملی جمع خود به دیگر جمع ها با حفظ امانت داری مهم , کاربردی و برای حیات این تشکلات تعیین کننده است . انجام کارو خروجی اصل است . کار باید منجر به ساختن و فعالیتی شود تا قابل بررسی و آزمون شود , پس کارواسط ها پیگیری بازخوردها است . از سوی دیگر کاردیگر واسط ها همآهنگی کارهای عملی مشترک نیز هست . (نگاه کنیم به همآهنگی در مبارزات سال ۱۴۰۱)

– محدودیت وتکثر:
الف
– پیشنهاد می شود تعداد هر تشکل بین سه تا پنج نفر باشد (تجربه می گوید جمع شدن تعداد بیشتر باعث جلب توجه می شود وامنیتی نیست. ازطرفی توافق بر روی ارائه خروجی جمع به دیگران در جمع های کوچک ممکن تر بنظر می رسد)
ب – هر جمع می تواند صرفا کارگری یا دانشجویی یا از زنان فعال حوزه ی زنان یا معلمان , بازنشستگان و یا از روشنفکران مختلف (هنری , ادبی , نظری) و یا ترکیبی ازهمگی و یا ازبرخی از ایشان باشد
پ – ترکیب هر جمع به کارایی و خروجی آن باز می گردد و همچنین به اهدافی که جمع اولیه برای خود تعیین کرده است
ت – این جمع ها می توانند به جمع هایی با همین اصول درخارج از کشورنیز متصل گردند . البته اولویت , قطعا پرداختن به مسایل داخل و پاسخگویی نظری وعملی به آنها است ( برای پیشگیری از هرزروی , کار با جمع های خارج ازکشوربایستی توام با دقت و هوشمندی باشد)
ث – حتما جلسات منظم و درصورت ممکن حضوری برگزار شود (تجربه , نتایج جلسات حضوری را موفق تر دیده است . ازطرف دیگر امکان جلسات غیر حضوری برای همه ممکن نیست)
ج – بدیهی است در جمع هایی که از یک گروه نظری (مثلا چپ) یا یک گرایش طبقاتی مشخصی (مثلا کارگری) یا یک حرفه ی مشترکی (مثلا معلمان) تشکیل شده اند می توان توقع خروجی کارشناسانه تری نسبت به جمع های ترکیبی داشت
چ – یک نفرمثل (A)می تواند بخاطر روابطی که دارد جمع های مختلفی را سازمان دهد مثلا ازسویی با دوستان چپ خودB)) جمعی را تشکیل دهد و از سوی دیگر با کارگرانی (C) جمع کارگری داشته باشد و همچنین درآن واحد با دانشجویانی (T) جلساتی منظم برگزار کند , اما پیشنهاد می شود یک واسط انتقال نظرات دوالی سه جمع را بیشتر بعهده نگیرد تا ازخطراعمال نظرشخصی کاسته شود .

فروردین ۱۴۰۳

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)