
در ۸ مارس، روز جهانی زن میتوان از بسیاری از مقاومتها، هزینهها، ایستادگیها و دستاوردهای زنان در طول تاریخ مبارزاتشان علیه ستمها و تبعیضهای مختلف به دلیل وجود سنتها و قانونهای ارتجاعی و مردسالار در جوامع و حکومتهای مستبد در طول تاریخ تا به امروز صحبت کرد.
اما میخواهم این روز بهانهای باشد برای یادآوری تبعیضی که سالها بر سر خوانندگان زن در ایران خراب شده است. ممنوعیت آوازخوانی برای زنان در طول حکومت جمهوری اسلامی، سرکوب و تبعیض فاجعهباری است که میتوان گفت خفه کردن صدای زنان به معنای واقعی کلمه است.
امکان چنین قانونگذاری، ریشه در سنتهای مذهبی و ارتجاعی مردسالارانه جامعه دارد که نمیتوان و نباید آن را نادیده گرفت. خفه کردن صدای زن و ممنوعیت آوازخوانی زنان در جامعه ایران و سنتهایش سابقهای بیش از صد سال دارد. سالهایی که هنر، فارغ از جنسیت افراد، در دید اقشار مختلف جامعه هیچ نبود جز “مطربی و ابزار عیاشی و هوسرانی افراد سخیف جامعه” و در جامعهای که هنر چنین جایگاهی داشت، هنرورزی برای یک زن تقریبا امری غیرممکن بود و اصرار به انجام آن مقابله با تفکرات بخش بزرگی از جامعهای بود که زن را نه به هنرمندی بلکه به “هرزگی” انگشتنما میکرد تا هنر برای همیشه به خیال خام و غیرممکنی برای او تبدیل شود.
هر چند هنوز هم چنین دیدگاهی در جامعه امروز در بعضی از اقشار وجود دارد اما تغییر این دیدگاه و جایگاه به مراتب بالاتر از پیش برای هنر، نتیجه مبارزات صد ساله زنان و مردان علیه سنتهای ارتجاعی جامعه و همچنین علیه قوانین حکومتی و دستگاه سرکوب بوده و هست.
مبارزات زنانی چون قمرالملوک وزیری، اولین خواننده زن در تاریخ معاصر ایران بود که حدود صد سال پیش بدون حجاب در حضور مردان به روی صحنه رفت و به خوانندگی پرداخت. نظمیه آن زمان پس از اجرای کنسرت بدون حجاب، از قمر تعهد گرفت که دیگر به هیچ عنوان بدون حجاب کنسرتی برگزار نکند. اما نه تنها این فشار حکومت نتیجه نداشت، بلکه این شجاعت، پیشروی و ساختارشکنی قمر بود که نه فقط با خواندن، بلکه بیحجاب خواندن و انتخاب اشعار سیاسی و اجتماعی در آوار خود، باعث کنشگری زنان دیگری در آن زمان مانند روحانگیز و ملوک ضرابی شد.
حدود صد سال از شروع مبارزه هنرمندان زن میگذرد و به گمانم تنها با نگاهی به همین دوران سیاه چهل و اندی سال کافی است که شاهد شکست حکومت جمهوری اسلامی در خفه کردن صدای زنان باشیم. بیش از چهل سال است که اجازه یک کنسرت عمومی و قانونی به یک خواننده زن داده نشده اما نه تنها زنان از خوانندگی دست نکشیدهاند، بلکه بیشمار خوانندگان زن وجود دارند که به هنرمندانهترین و حرفهایترین شکل ممکن راه و مبارزه نسلهای پیشین خود را ادامه میدهند و در سراسر کشور مشغول به خوانندگی هستند.
با این وجود، حذف صدای زن از فضای عمومی هنر در جامعه در تمام طول این سالها، خطر عادی شدن این سرکوب و فاجعه را در پی دارد. با وجود عدم موفقیت حکومت در حذف صدای زن، اما هدف زنان هنرمند حذف کامل قانون ممنوعیت صدای زن است و مقاومت و خوانندگی زنان در فضای خصوصی و یا زیرزمینی نباید به امری کافی و عادی تبدیل شود و مسیری که زنان هنرمند از صد سال پیش با مبارزه قمرالملوک وزیری آغاز کردند تا زمان احقاق شدن حق خوانندگی ادامه خواهد داشت.
اما نکته مهمتر این است که مقاومت و مبارزه علیه حجاب اجباری که این روزها در جامعه گسترش پیدا کرده، یکی از تبعیضهای علیه زنان است. احقاق حقوق و مطالبات زنان محدود و خلاصه شده در مبارزه با حجاب اجباری نبوده و نیست و یکی از راههای موفقیت بیشتر جنبش زنان، عمق و گستردگی مطالبات و چندبعدی دیدن تبعیضها و ستمهای علیه زنان در جامعه و قوانین حکومتی است.
مبارزه علیه خشونت سیستماتیک علیه زنان مانند “قتلهای ناموسی”، کودک همسری، حقوق افراد +LGBTQ در جامعه، مطالبه حق طلاق و اجازه خروج از کشور بدون کسب اجازه از پدر یا همسر، حق اشتغال و حق خوانندگی زنان در صحنههای هنری و بسیاری مطالبات دیگر پیوندی اساسی و مهم با مبارزه علیه حجاب اجباری دارد که نادیده گرفتن و کم اهمیت خواندن و یا به حاشیه راندن هر کدام از این ستمها و تبعیضها به هر دلیل و توجیحی از سوی افراد و اقشار مختلف جامعه ضربهای اساسی به جنبش زنان و مطالبات آنها خواهد بود.
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.