از لقمان امین پور به مناسبت چهلم فرهاد سلیمی ومحمد قبادلو

زندانی سیاسی لقمان امین پور به یاد زندانی سیاسی عقیدتی اهل سنت فرهاد سلیمی، به مناسبت چهلمین روز درگذشت او و محمد قبادلو یادداشتی به خارج از زندان فرستاد. این زندانی سیاسی به زیبایی احساسات و عواطف میان دو هم‌بندی را به تصویر کشیده و از فرهاد سلیمی یاد می‌کند که برای اینکه فرزندان و خانواده اش پس از اعدام او سختی نکشند، ملاقات نمیگرفت.

لقمان امین پور همچنین در این فرصت سطری را به انتخابات پرداخته می نویسد:
«حال که چهل روز از سربدار شدن این دو قهرمان گذشته است، رژیم وقیحانه برای نمایش انتخابات دزدان مجلسش رأی ندادن را حرام دانسته….
آخر چه حرام و چه حلال    ای گَشتگان از اهل ضَلال      غیرخونتان نمی‌بینم حلال….
و باید هم بداند زمان انتخاب نیست زمان انقلاب است.»

متن کامل یادداشتی از لقمان امین پور به مناسبت چهلم فرهاد سلیمی و محمد قبادلو

«نوبت اعدام خود را انتظار می‌کشم و بخاطر بچه‌هایم ملاقات نمی‌گیرم»

اولین باری که همدیگر را دیدیم برقی را در چشمانش دیدم گویی گمشده‌ایی را یافته و یا رایحه و بوی شهرش و خویشان و دوستانش را استشمام می‌کرد و من به منزله همه خاطرات زنده‌ای برای او بودم که دیگر قرار نیست هیچگاه آنها را ببیند و استشمام کند.

فرهاد سلیمی را می‌گویم.
اردیبهشت امسال (۱۴۰۲) در زندان گوهردشت (رجایی شهر ) برای اولین بار همدیگر را دیدیم … از همان لحظه که بعد از حدود ۱۴ سال زندان و اسارت مرا بعنوان یکی از اقوام خود می‌دید، سرشار از شعف و خوشحالی، مرا در آغوش می‌کشید و همین احساس هم مرا واداشت که او را به گرمی بغل کرده و می‌بوسیدم.

مادرم همیشه سراغ او را ازمن می‌گرفت و گمان می‌کرد می‌توانم او را ببینم لذا همیشه به قول خودش در این زندان‌گردی‌هایم سراغ او را می‌گرفت و نگران او بود. آخه فرهاد از نزدیکان مادرم بود.
هر روز همدیگر را می‌دیدیم از خاطرات دوستان و آشنایان مشترکمان می‌گفتیم و می‌خندیدیم.

یک بار از او پرسیدم: کی می‌توانی ملاقاتی بگیری که با همدیگر هماهنگ کنیم که خانواده‌هایمان با همدیگر از سقز بیایند؟ او گفت من دوسه سال اخیر به بهانه‌های مختلف مانع از این شدم که همسر و بچه‌هایم و حتی مادرم به ملاقاتم بیایند چون از اینکه مرا اعدام می‌کنند مطمئنم و به همین خاطر می‌خواهم خانواده‌ام و بچه‌هایم به نبود من عادت کرده و فشار روحی کمتری را تحمل کنند.
پیشاپیش خودش را برای شهادت آماده کرده بود. اما با وجودی که می‌دانست اعدام می‌شود روحیه‌‌اش فوق العاده و ستودنی بود. هر روز غروب در هواخوری ورزش می‌کرد و در زمینه‌های مختلف جمعی و یا تنهایی فعالیت و مطالعه می‌کرد.
همیشه مواظب بچه‌های بند بود. پمپاژ روحیه برای همه آنها بود و با صحبت و انتقال تجربه و … و این را به دیگران هم توصیه می‌کرد که هوای فلانی را داشته باشید.

در چند ماه اخیر با جابجایی ما از گوهردشت به قزلحصار بندهای‌مان از هم جدا شد و یکی دو بار بیشتر نتوانستم ببینمش. در این روزها که ضحاک انگار از خون و مغز جوانان‌مان سیر شدنی نیست ویکی پس از دیگری هم پرونده های فرهاد را به پای چوبه دار می‌بردند و شمارش معکوس برای فرهاد شروع شده بود بیشتر نگران او بودم که در این روزها چه می‌کشد. هر اذان صبح یکبار با او می‌مردم و با هر غروبی با او در انتظار مرگ فردا. انگار طلوع خورشید در این سرزمین اشغال شده ناقوس مرگ است نه زندگی.
این بار نوبت به فرهاد هم رسید بامداد سه‌شنبه در قزل اُخدود ( قزل حصار ) بوی خون همه جا را گرفته  و صدای ناله و ضجه مادران عرش را هم به لرزه در آورده بود.
خبر اعدام محمد قبادلو هم پیچید و هر لحظه که می‌گذشت نگرانی ما بیشتر می‌شد. نکته آنکه آن شب این دو قهرمان با همدیگر به پای چوبه دار رفتند و تنها نبودند. ئی داخی گرانم ( اصطلاح کوردی)

عطری که در اولین دیدارمان به من هدیه داد، تنها یادگاری از اوست که رایحه آن بوی او را تداعی می‌کند.
حال که چهل روز از سربدار شدن این دو قهرمان گذشته است، رژیم وقیحانه برای نمایش انتخابات دزدان مجلسش رأی ندادن را حرام دانسته….
آخر چه حرام و چه حلال    ای گَشتگان از اهل ضَلال      غیرخونتان نمی‌بینم حلال….
و باید هم بداند زمان انتخاب نیست زمان انقلاب است.

گرامیداشت یاد فرهاد و محمد و تک تک سربداران زمانی رقم خواهد خورد که انتقام خونشان را از ضحاک مار دوش بگیریم و خشم و نفرت خود را جمع کنیم و بیت خامنه‌ای و تک تک مزدورانش را به آتش بکشیم.
خون پاک آنها در رگان تاریخ و تک تک ما جاری است.
یادشان گرامی و راهشان پر رهرو…

یادداشتی از لقمان امین پور زندانی سیاسی زندان قزلحصار  اسفند ۱۴۰۲
به مناسبت چهلم فرهاد سلیمی ومحمد قبادلو

با ارسال هرگونه اطلاعات در این زمینه به ما کمک کنید تا صدای او و صدای همه زندانیان باشیم

 

زندانی سیاسی لقمان امین پور کیست؟

زندانی سیاسی لقمان امین پور، متولد ۱۳۷۰ در تهران، لیسانسه و شاغل در کار معاملات ملکی، محبوس در زندان قزلحصار است. این زندانی سیاسی روز ۱۳ خردادماه ۹۹ برای دومین بار بازداشت و پس از بازپرسی در شهرری به زندان اوین منتقل شد.

وی در زمان بازجویی در سلول انفرادی، از طرف بازجویان اطلاعات از طریق تهدید خانواده اش تحت فشار قرار گرفت که اتهامات وارده را بپذیرد.

لقمان امین پور اولین بار در اسفند ۹۶ بازداشت شده و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «ارتباط با مجاهدین خلق» به ۶ سال زندان محکوم شده بود.

لقمان امین پور در ابتدای آبان ماه ۹۹ به دلیل تراکم جمعیت، سرمای زیاد بند و نبود وسایل گرمایشی…….https://iranhrs.org/

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)