بیش از پانصد روز از شروع جنبش اعتراضی زن، زندگی، آزادی در واکنش به قتل ژینا -مهسا- امینی در ساختمان پلیس امنیت اخلاقی تهران می گذرد. جنبشی که توانست برای مدت طولانی جمهوری اسلامی را در یک موقعیت آچمز قرار دهد و دولتمردان حاکم در آن را چه در داخل و چه در بعد خارجی تحت فشار شدیدی قرار دهد.
همزمان با این وقایع، جمهوری اسلامی از درون نیز و از نظر تاریخی در ضعیف ترین و ناکارآمد ترین زمان ممکن خود است. این حکومت در زنجیره ایی گسترده از فساد، فشار ناشی از تحریم ها و عدم همراهی و اقبال عمومی محاصره شده است؛ تا جایی که به نظر می رسید با توجه به نزدیک شدن تاریخ انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری و برای گذار از این شرایط خرد کننده حاضر به گفتگو و تحمل بخشی از نیروهای سیاسی و اجتماعی و مخالفان داخلی شود و در برابر انبوهی از نافرمانی های اجتماعی و مطالبات مردمی تا حدودی خویشتن داری به خرج دهد و رویه مماشات را پی بگیرد، امری که نه تنها با تصویب قوانین مختلف در حوزه اجتماعی اتفاق نیفتاد بلکه در بعد سیاسی شاهد حذف اندک صداهای حتی همسوی خود نیز در انتخابات بودیم. موضوعی که این سوال را بوجود می آورد که چرا حکومت ایران واقعا حاضر به هیچ تغییری برای گذار از چنین فشار عظیمی نیست؟ یا به اصطلاح، حاضر به گفتگو نه در داخل و نه در خارج برای کاستن از این وضعیت فلج کننده نمی شود؟!
برای پاسخ احتمالا بتوان لیستی بلند از دلایل را بر شمرد، از روحیه رهبر حاکم بر ایران گرفته تا شیوه حکومت داری حاکمان و گروه های قدرت در نظام که به تدریج به حذف دیگران در این ۴۵ سال انجامیده است.
اما برای من به عنوان نویسنده این مطلب این سوال اساسی مطرح است که اپوزیسیون در ایجاد چنین شرایطی چه نقشی دارد؟ به خصوص ناظر به اتفاقاتی که در سال گذشته و در خلال روزهای اوج جنبش اعتراضی در ایران شاهد آن بودیم.
ابتدا باید پاسخ داد که اساسا اپوزیسیون برانداز چیست؟ و آیا جمهوری اسلامی دارای یک نیروی اپوزیسیون با قابلیت براندازی است؟
در طول چهل و پنج سال گذشته کم نبوده و نیستند گروه هایی که یکی بعد از دیگری شکل گرفته باشند- آن هم بعد از وقوع جنبش های اعتراضی و اجتماعی- و خود را برانداز معرفی کنند. اما اگر بخواهیم بر اساس اصول تعریفی آنان را مورد نقد قرار دهیم، نظام جمهوری اسلامی فاقد اپوزیسیون برانداز است. در واقع براندازی زمانی به عنوان یک پروژه واقعی به فعلیت می رسد که یگ گروه با نام و اعضای مشخص ۱-قادر به ارائه یک برنامه مشخص، ارائه استراتژی ، امکان اتخاذ تصمیم و تاکتیک متناسب با وضعیت جامعه هدف و ۲- توانمندی آن برای همراه سازی یک بدنه مشخص اجتماعی باشند، بدنه ایی که مشخصا ۳- همراه با رهبری این اپوزیسیون توانایی اجرایی کردن تاکتیک ها در جهت براندازی را داشته باشد. به عنوان مثال هایی عملی برای این مورد، اپوزیسیونی که بتواند به هوادارانش اعلام کند تا در روزی مشخص بر سر کار حاضر نشوند و اعتصاب کنند و به خیابان بیایند، توانایی کنترل و تسخیر فضای رسانه ایی را داشته باشند یا مواردی از این قبیل… واقعیت امروز جامعه و بخصوص بعد از فضای جنبش زن، زندگی، آزادی نشان می دهد که جمهوری اسلامی با چنین اپوزیسیون ساختارمندی روبرو نیست که اگر بود توانایی اعمال فشار و کسب امتیاز از حکومتی فاسد و فرسوده ی درگیر بحران های اقتصادی و اجتماعی را می داشت، قدرتی که می توانست حتی حکومت را به عقب براند.
اپوزیسیون امروز ایران مجموعه ایی منفعل و نظاره گر وقایع و جنبش ها است که اگرچه تمایل به براندازی جمهوری اسلامی را دارد اما فاقد ابتکار عملی و توانایی برای این کار است.
اپوزیسیونی که به لطف رسانه ها و منابع مالی برخی از آنان و با توجه به اساسنامه ها و اسناد به اصطلاح احزاب موجود امروزه با نیرویی روبروییم که منتظر است. در حقیقت این نیروها فاقد برنامه اعلامی برای سه مرحله پیش از براندازی، حین براندازی یا دوران گذار و دوران پس از آن هستند. نیرویی منتظر که یک چشم اش به ناکارآمدی جمهوری اسلامی و فسادهای درون سیستم است و چشم دیگرش به فشارهای خارجی و مهمترین آن یعنی تحریم های طاقت فرسا است تا بتوانند از موج های اعتراضی برآمده از آن برای مطرح کردن خود استفاده و منفعت ببرند.
اگرچه مجموعه عواملی که تا الان گفته شد از جمله فساد ساختاری، تغییرات نسلی، تحریم ها و وضعیت اقتصادی و … جنبش هایی اعتراضی را در ایران بوجود آورده اند اما عموما ایجاد یک موج عظیم و نتیجه بخش نمی کنند، یکی از اصلی ترین دلایل برای آن نیز چیزی نیست جز عدم ارتباط واقعی و زیستی میان جامعه و مخالفت های خیابانی با رهبران خود خوانده اپوزیسیون و همانطور که گفته شد و با نگاهی گذرا به منابع اصلی متنی به اصطلاح احزاب موجود، می شود با قطعیت گفت که اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی چشم انتظار فروپاشی خود به خودی نظام حاکم است.
اپوزیسیونی که در اوج جنبش زن، زندگی، آزادی که به گواه آمارها عمیق ترین و گسترده ترین وضعیت اعتراضی در طول چهل و پنج سال گذشته بوده است، نتوانست (اصولا فاقد این توانایی است) اعتصابات خرد کننده ایی را شکل دهد یا برای مثال خود را در مقام آلترناتیوی واقعی و کارآمد برای دوران گذار مطرح کند. موضوع مهم اینجاست که حکومت اسلامی در چنین وضعیتی خود را در شرایط براندازی و تهدید واقعی نمی بینید.
از دید نظام اگرچه اعتراضاتی وجود دارد اما از آنجا که این شورش ها فاقد یک رهبری ساختاری، منسجم و قدرتمند است هر زمان که به وقوع بپیوندد قابل کنترل است آنهم با استفاده از مستهلک سازی. از این رو است که اگرچه میزان شورش ها و موج های اعتراضی شدت یافته است اما رهبران حاکم در ایران هرگز خود را مورد تهدید از سوی اپوزیسیون نمی بینند و اعتراضات را هم اگرچه با دشواری اما قابل سرکوب می دانند؛ امری که تا اسفند ماه سال هزار و چهارصد و دو موفق بوده است.
به نظر می رسد جمهوری اسلامی خود را نه از جانب اپوزیسیون به اصطلاح برانداز مورد تهدید نمی بیند که بلکه بیشتر خود را در خطر فروپاشی به دلایل کاملا مشخص توضیح داده شده از جمله وضعیت اقتصادی و ناکارآمدی اش می بیند. از این رو است که به دنبال جلب نظر مخالفین نیست و تلاشی برای گونه ایی از تقسیم قدرت در میان نیروها نمی کند بلکه بیشتر در تلاش است تا از طریق یکدست سازی نظام، ساختار قدرت را به زعم خود استوارتر کند تا از طریق هماهنگی بیشتر نظام، خطر فروپاشی را کاهش دهد و در مواقع لزوم راحت تر با اعتراض ها مقابله کند. این تغییری است که از بیش از یک دهه پیش آغاز شده است و امروز با توجه به وضعیت چینش نیروهای سیاسی و رد صلاحیت های گسترده برای انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری، شدت گرفته است و به نظر می رسد به نقطه پایانی خود نزدیک شده است.
در یک کلام در وضعیت حاضر جمهوری اسلامی با این تحلیل تمرکز خود را بر یکپارچه سازی نیروهای حاضر در قدرت قرار داده است و علاقه ایی به برطرف کردن مشکلات اجتماعی و اقتصادی جامعه ندارد؛ این که این تحلیل و تصمیم نظام حاکم در نهایت به حفظ قدرت و ثبات اش منتهی می شود را می شود در جایی دیگر مورد بررسی قرار داد.
سوال مهم اما اینجاست که در چنین وضعیتی آینده ایران چه خواهد بود؟
بی تردید می توان در وضعیت حاکم بر ایران و البته با توجه به مناسبات قدرت و تغییرات در منطقه سه وضعیت را متصور شد.
وضعیت اول این است که نظام جمهوری اسلامی سربلند از سرکوب جنبش زن، زندگی، آزادی قادر بوده است تا قدرت و تسلط خود را دوباره بازیابی کند و وضعیت خود را چه در بعد داخلی و چه خارجی به یک ثبات نسبی بازگرداند و اگر نظام قادر باشد تا پس از انتخابات و با توجه به کلان بحران ها، ساختار خود را حفظ کند و دچار فروپاشی معناداری نشود، حتی با شدت گرفتن شرایط بد اقتصادی نمی شود احتمالی قوی برای تغییر حکومت انتظار داشت؛ وضعیت اقتصادی فاجعه آمیز صرفا به تغییر حکومت منتهی نمی شود، نمونه های زیادی از این موارد را نیز می شود مثال زد، از ونزوئلا و بلاروس و سوریه گرفته تا بسیاری دیگر از کشورهای جهان.
وضعیت دوم و با نگاهی رفتارشناسانه به نیروهای به اصطلاح اپوزیسیون در طول یکسال گذشته و البته پیش از آن هم، امیدواری و احتمال قدرتمندی برای شکل گیری یک نیروی متحد و قدرتمند مرتبط میان اجتماع ایران و اپوزیسیون برانداز وجود ندارد و تازمانی که چنین نیرویی درون ایران شکل نگیرد، خطر چندانی برای نظام جمهوری اسلامی نمی شود متصور شد. این موضوع زمانی پررنگ تر و معنا دار تر می شود که نا امیدی حاکم بر جامعه ایران و فعالان ایرانی خارج از ایران بعد از سرکوب جنبش زن، زندگی، آزادی و شکست گروهی اپوزیسیون در شکل دهی یک شورای رهبری را مورد نظر قرار دهیم. نا امیدی که تا مدتها امکان هرگونه عمل را از بین می برد.
در این میان وضعیت سومی نیز می توان متصور شد و آن معادلات و معاملات خارجی و درون نظام است. وضعیتی که وابسته به اتفاقات هفتم اکتبر در اسرائیل و شدت گرفتن جنگ در منطقه نگرانی های عمیقی را بوجود آورده است. حوادثی از جمله فشارهای نظامی و اقتصادی بنیاد شکن که می تواند یا به یک توافق میان نظام و دولت های غربی منجر شود و یا ایران را در معرض یک جنگ تمام عیار قرار دهد. در این میان در درون نیز مساله جانشینی رهبری خامنه ایی و تغییرات پارادایمی نهادهای قدرت درون نظام نیز می توانند مسیر آینده ایران و سیاست در آن را تغییر دهند. اما بازهم تاکید بر این نکته مهم است که دگرگونی در کلیت نظام جمهوری اسلامی و سیاست های آن نیازمند یک نیروی اپوزیسیون برانداز واقعی و به تمام معنا است که توانایی همراهی و بسیج بدنه اجتماعی درون ایران را داشته باشد. اپوزیسیونی کخ همانطور که گفته شد در ماه ها و حتی سال های آینده دورنمایی امید بخش برای شکل گیری آن وجود ندارد.
انتخابات مجلس، جمهوری اسلامی و اپوزیسیون
سه شنبه, ۸ام اسفند, ۱۴۰۲
اضافه شده توسط سیاوش منوچهری نویسنده مطلب: سیاوش منوچهریمطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز میتوانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.