ریوار آبدانان ـ عضو شورای ریاست کل کنفدرالیسم دموکراتیک کوردستان

انتخابات دوازدهمین دوره‌ی مجلس شورا و ششمین دوره‌ی مجلس خبرگان رژیم جمهوری اسلامی ایران در حالی برگزار می‌شود که مجسمه‌ی مشروعیت این رژیم مدت‌هاست توسط جامعه به زیر کشیده شده. در حالی که هزاران خانواده برای عزیزانشان که در خیابان‌ها و زندان‌ها قتل‌عام شدند، هنوز هم داغدارند و خشم فروخورده‌ی عظیمی در قلب خود دارند، برگزاری چنین نمایش‌های سیرک‌مانندی جز اهانت به مردم و دهن‌کجی به مطالبات دموکراتیک‌شان معنای دیگری ندارد. از همین رو پیش‌بینی می‌شود که این انتخابات نمایشی با بایکوت عمومی مردم ایران رویارو شود. بایکوت این انتخابات از سوی زنان و خلق‌های ایران امری کاملا مشروع و وظیفه‌ای انسانی و اخلاقی برای پاسداشت یاد و خاطره‌ی تمام شهدای جنبش «ژن ژیان ئازادی» و دیگر قیام‌های مردمی‌ست. در سرزمینی که کوچک‌ترین خواست ملیت‌ها، زنان و گروه‌های اجتماعی مختلف با سرکوب و گلوله داده می‌شود، «بایکوت‌کردن انتخابات» نیز یکی از راه‌های حفظ کرامت خود در مقابل دیکتاتور است. مجلسی که نمایندگانش، کشتار اعتراضات خیابانی را داعش‌وار با صلوات و تکبیر جشن می‌گیرند، شایسته است که با آتش خشم مردم به توپِ بایکوت بسته شود و کسی بر سفره‌ی خونینِ انتخابات چنین مجلسی ننشیند.

در ماه‌های اخیر بیش از همیشه آشکار شد که کل خاورمیانه و ایران در مرکز «جنگ جهانی سوم» قرار دارد. حجم تبادل آتشی که در غزه، دریای سرخ، عراق و دیگر نقاط میان نیروهای نیابتی ایران و نیروهای آمریکایی‌ ـ اسرائیلی صورت می‌گیرد، به قدری‌ست که کاملا نشان می‌دهد جمهوری اسلامی در «حالت جنگی تمام‌عیار» قرار گرفته است.

مهم‌ترین عاملی که باعث آسیب‌پذیری کشورهای منطقه و جهان در برابر مداخلات ابرقدرت‌های جهانی می‌شود نه ضعف تسلیحاتی یا اقتصادی بلکه فقدان دموکراسی است. فقدان دموکراسی باعث ایجاد واگرایی درونی در کشورها می‌گردد و  ملیت‌ها و گروه‌های هویتی مختلفی را که در آن کشور زیست می‌کنند به گریز از مرکز تشویق می‌کند. این امر در عراق، سوریه، افغانستان و… به‌خوبی قابل مشاهده است. ایران نیز به دلیل خودکامگی مطلق رژیم حاکم و بستن درهای خود به روی دموکراسی، فعلا در همین مسیر ویرانگر حرکت می‌کند.

در جهان چندقطبیِ امروزی، با توجه به رشد تمایل جوامع به دموکراسی، قطب‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی‌ای که به دموکراسی اتکا نکنند در مدت زمان کوتاهی با بحران درونی و فرسودگی رویارو خواهند شد.

از سال‌ها پیش و به‌طور ویژه در خیزش‌های پیاپی دی‌ماه سال ۱۳۹۶ ، آبان‌ماه ۱۳۹۸ و سرانجام در سال ۱۴۰۱ و با شکل‌گیری جنبش «ژن ژیان ئازادی» شاهد تشدید موج دموکراسی‌خواهی مردم ایران و فروپاشی فکری و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی در بین جامعه‌ بودیم. واگرایی شدید ملت‌های ایران از جمهوری اسلامی و شکاف پُرناشدنی میان دولت و جامعه یک ضربه‌ی مرگبار بزرگ برای جمهوری اسلامی در جنگ جهانی سوم است. زیرا هر دولت یا مدیریتی سیاسی که نتواند جامعه را در جنگ خارجی با خود همراه کند، از درون پوک و آسیب‌پذیر می‌شود. به همین دلیل است که می‌گوییم: پشت جبهه‌ی جمهوری اسلامی در دست بزرگ‌ترین دشمن این رژیم است، یعنی در دست مردم ایران.

تفکر اسلام سیاسی‌ که ۴۵ سال است در چارچوب جمهوری اسلامی ارائه می‌گردد دیگر نه‌تنها جذابیتی برای مردم ایران ندارد بلکه به نماد تنفر و انزجار مبدل گشته. از طرف دیگر جمهوری اسلامی نمی‌تواند با اتکا به ملی‌گرایی ایرانی هم تمام جامعه را با خود همراه کند. زیرا ملی‌گرایی منجر به قدرت‌گرایی هرچه بیشتر دولت و حکومت علیه جامعه می‌شود و تمام انرژی جامعه به نفع دولت و حاکمیت به هدر می‌رود. این شکاف عمیق میان نظام حکومتی و جامعه تنها با یک تفکر نوین دموکراتیک امکان‌پذیر است اما مغز و مرکز هدایت‌کننده‌ی جمهوری اسلامی به شدت به دموکراسی حساسیت دارد و آن را واپس می‌زند. به همین دلیل در جنگ جهانی سوم، ضعیف‌ترین حلقه‌ی قدرت جمهوری اسلامی، در داخل ایران است و از همین‌جا ضربه خواهد خورد. بدون یک تفکر و همگرایی فکری امکان ندارد بتوان جامعه و مدیریت سیاسی را با هم همگرا نمود. در جنگ هشت‌ساله‌ی ایران و عراق تفکر و ایدئولوژی اسلام‌گرایی این همگرایی را ایجاد کرد اما این تفکر که منجر به سلطه‌گرایی دولت علیه ملیت‌ها و فرهنگ‌ها و زنان و طبقات مختلف شد امروزه دیگر از سوی مردم ایران مردود اعلام شده است. از این رو هیچ نوع عامل وحدت‌بخشی میان جامعه و مدیریت سیاسی حاکم وجود ندارد. با جریان‌سازی‌های کاذب داخلی نظیر اصلاح‌طلب و اصولگرا نیز این خلأ پر نمی‌شود. زیرا اصلاح‌طلبی ایرانی به دلیل منفعت‌طلبی و فریبکاری و تقلبی‌بودنش به یک رسوایی ختم شد. اکنون جمهوری اسلامی حتی اگر اسلحه‌ی اتمی برای برطرف‌سازی تهدید خارجی داشته باشد اما از تفکر وحدت‌بخش داخلی برای همراه‌سازی جامعه با خود کاملا محروم است. بایکوت انتخابات کنونی مجلس و شورای خبرگان، تضاد روز‌افزون میان دولت و جامعه را در ایران پررنگ‌تر خواهد کرد و در مراحل پیش رو، رژیم را از داخل زمین‌گیر خواهد کرد.