در تاریخ ۱۵ دی ماه ۱۴۰۲ در تارنمای «ناظر خبر» مطلبی با عنوان«بر چه اساسی بیمارستان فامیلی و توتونکاران رشت بدون پروانه فعالیت می کنند؟» در فضای مجازی منتشر شد، این مطلب نگارنده را که خود عضوی از اعضای خانواده قدیمی و همراه بیمارستان توتونکاران بوده، برانگیخت تا به این مطلب که توسط آقای حسن سامری نوشته شده پاسخی بدهم تا عیار و معیار ایرادات و صحت و سقم نظرات ایشان روشن شود که حقیقتا دلسوز نظام سلامت و متعهد به حوزه درمان استان اند یا به دنبال خوراک رسانه ای و شهرت اجتماعی خود می‌گردند؟

با مطالعۀ مطلب عجیب و غریب ایشان که نوعی هجمۀ ناآگاهانه علیه بیمارستان با سابقه و قدیمیِ توتونکاران بود به این فکر افتادم که بیمارستان توتونکاران سالهاست که در خدمت رسانی به اقشار تهی دست و کشاورزان با مداراگری و عطوفت مواجه شده و از تعرفۀ ناچیزی در مقایسه با سایر بیمارستان های خصوصی برخوردار بوده، تعجب برانگیز بود که چگونه آقای روزنامه نگار با نادیده انگاشتنِ قدمتِ تاریخیِ بیمارستانِ توتونکاران، جنبۀ خودکفایانه و مستقل آن، و خدمات رسانی آن توسط پزشکان مجرب استان، تیشه برداشته و ریشه همشهریان خود را نشانه می رود؟ نگاهی که نه تنها همدلانه و آینده نگرانه نیست بلکه نوعی هیجان ِ نوجوانانه را تداعی می کند.

پرسش ها و انتقاداتی که برای نگارنده پیش آمده به ترتیب می نویسم:

۱- آقای حسن سامری، بر اساس چه اطلاعات فنی، ساختاری و مهندسی درباره سنجش استحکام بنای بخش درمانی بیمارستان توتونکاران اظهار نظر می‌کند و فاجعه متروپل را با قیاسی مع الفارق با بیمارستان توتونکاران در یک ترازو گذاشته و این دو را با هم مقایسه و داوری می کند؟ آیا ایشان به لحاظ علمی و شغلی، مهندس عمران و ساختمان خوانده؟ بر پایه چه مدارک و اسنادی، چنین سنجشی را داشته که داوری جزمی و ناآگاهانه خود را رسانه ای و عمومی می کند؟ بیمارستان توتونکاران تا سال ۱۳۹۹ پروانه بهره برداری داشته و کار خود را با تلاش مستمر انجام می داده و حالا به علت مسائل مالی و اقتصادی حاکم در کشور، در بحران افتاده، شرط مروت و جوانمردی این نیست که در روزگار سخت به جای همراهی و دلسوزی با بیمارستان، آتش بیار معرکه شویم و هیاهوگری و کینه توزی را ترویج دهیم.

۲- شما به عنوان خبرنگار اگر نگران تامین جان و امنیت مردم هستید چرا به شرایط ناراحت کننده و زیان آور بیمارستان رازی رشت اشاره نمی کنید به شکلی موثق و مستند با یک جست وجو ساده در فضای مجازی در بسیاری خبرگزاری های وطنی راجع به این بیمارستان چنین آمده:« ایجاد بوی نامطبوع سبب اعتراضات مردمی و شکایت به دستگاه قضایی شده‌است. باوجود وعده‌های مکرر دانشگاه علوم پزشکی گیلان تاکنون این مشکلات حل نشده‌است.»یا وضعیت نامناسب بیمارستان پورسینای رشت، که چندی پیش دبیر انجمن اسلامی پزشکان گیلان آقای دکتر مجید دل آور در تارنمای گیلانستان مطرح کرد:« این بیمارستان بخش CCU و همچنین بخش ICU کودکان ندارد و یا حتی در بخش اورژانس فقط ۴ تخت مجهز به مانیتورینگ و فقط یک دستگاه سی تی اسکن ۱۶ اسلایس دارد که اگر خراب شود متاسفانه چندین ماه این بیمارستان، بیماران را به بخش خصوصی ارجاع می‌دهد.» یا بحث ترخیص متوفقی در سردخانه بیمارستان پورسینا و گرفتن هزینه از بازماندگان که به روالی اداری در آن مرکز درمانی تبدیل گشته، یا این سوال اساسی که مهر پزشک پزشکی قانونی در دست خدماتی بیمارستان چه می کند؟

اگر نگران وضعیت درمان شهروندان خود هستید چرا به کمبود تخت های ان آی سیو (بخش های ویژه نوزدان) در بیمارستان های دولتی نگاهی نمی کنید؟

اگر به مسائل درمانی شهروندان استان توجه دلسوزانه ای دارید چرا به شاخص های کشوری ماندگاری زیر ۱۲ ساعت، تعیین تکلیف زیر ۶ ساعت، میزان احیای موفق قلبی ریوی در بیمارستان های دولتی اشاره نمی کنید؟

چرا به نداشتن بیمارستانی جنرال در استان گیلان اشاره نمی کنید، وقتی اکثر مسئولین دانشگاه از راه این اظهار نظر و تبلیغ برای ساختن بیمارستان جنرال در استان، برای خود برای مدت زمان مسئولیت می خرند و کاری پس از پذیرش مسئولیت در مقام اجرایی انجام نمی دهند؟

چرا مسئولین و پزشکان دانشگاهی ما، خود دارای مطب، کیلینک های خصوصی، سهام بیمارستان های خصوصی و…می باشند که بر خلاف قانون و مقررات کشور است؟

چگونه ممکن است بیماران بستری در بخش های بیمارستان های دولتی چندین روز توسط متخصص ویزیت نشده و تنها رزیدنت ها بیماران را ویزیت می‌کنند؟

تاخیر در رسیدن آمبولانس ها، تعداد کم آمبولانس ها را چگونه توجیه می کنید؟

این موارد از خلال گفت و گو و مصاحبت با متخصصان و پزشکان گیلان کسب شده و نه این که صرفا جوابیه ای به هیاهوگری وخط و نشان کشی آقای روزنامه نگار باشد.

۳-این که به عنوان یک روزنامه نگار چشم را بر وضعیت بحرانی و کاستی های انکارناپذیر اکثر بیمارستان های دولتی شهر ببندید و به یگانه بیمارستان خصوصی ای که در خدمت اقشار کم درآمد و تهی دست جامعه بوده و مساعدت و همراهی بیشتری از سوی نظام درمانی استان می طلبد، خرده بگیرید، نه تنها نشانی از نگاه ِ اصلاح گرانه نمی‌دهد بلکه به ضرر اقشار کم درآمد و آسیب پذیر و پرسنل بیمارستان توتونکاران هم می‌باشد، این همه پی‌گیری برای تعطیلی بیمارستان و این همه زور زدن برای نابودی یک بیمارستان نه تنها عجیب است بلکه برای کسی که قلم به دست است بدنامی هم به بار می آورد.

۴-چرا در سلسله نکاتی که مطرح کردید این موضوع را به پرسش و چالش نکشیدید که چرا نهادهای اقتصادی و اجرایی دیگر در استان با بیمارستان همکاری نمی کنند؟ تسهیلات بانکی و وام ها می توانند بخشی از بار این بیمارستان را از دوش ریاست و هیئت مدیره بردارد چرا وقتی بحث از توسعه و سازندگی می شود نصف و نیمه داد سخن می دهید؟ سازندگی بدون بودجه و فراهم آمدن امکانات مالی و هزینه امکان پذیر است؟

۵- آیا امری که قابل اصلاح گری است و هزینۀ کمی‌تری برای بهبود از حیث ساختاری دارد امکان پذیر و محتاطانه است یا نابودی و تعطیلی یک سیستم خدمات رسانی در حوزه بهداشت و درمان؟ این افکار نشانی از مداراگری و مردم داری نمی‌دهد و برای روزنامه نگار جویای نام «نام نیک» فراهم نمی آورد…یعنی بیش از ۱۱۰ خانواده از کار بی کار شوند، زندگی عده ای شهروندان ساقط شود و نارضایتی اجتماعی بیش از بیش در فضای گیلان فراهم بیاید و آنگاه من به عنوان یک روزنامه نگار خود را مصلح اجتماعی بدانم چنین منطق سستی، خنده برانگیز نیست؟

به روایت حضرت سعدی

گفت آن گلیم خود به در می برد ز موج / وین جهد می کند که بگیرد غریق را…

شما در کدام سوی این دو مصرع ایستاده اید؟ گلیم خودتان را از آب بیرون بکشید یا غریق را نجات بدهید؟

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)