مسعود خوشابی

پیروسرمقاله کوتاه ۱۴۰۲/۱۱/۱۴ روزنامه اقتصادی‌آسیا باعنوان ” فروکشِ‌تبِ‌تندِ‌بازار” ، شاید اشاراتی به نکاتی دیگر دراین خصوص خالی از لطف نباشد .

در گزارش فوق به‌درستی آمده :” درپی‌کشته‌شدنِ سه سرباز آمریکایی درپایگاهی دراردن … قیمت ارز …باافزایش ناگهانی مواجه شد … [که] … با کاهش نسبی تنش های سیاسی…کم و بیش فروکش‌کرد .” سپس باارزیابی آماری‌ِ وقایع بازار مربوطه این بیان را به اثبات می‌رساند.

ازتاثیر” کشته‌شدن سه سرباز آمریکائی درپای‌گاهی در اردن ” برسایر بازارهای کثیرالوجوه کشورمان اطلاع آماری دقیقی دردست نیست . حتی مشخص نیست در بازار بورس تهران چه اتفاقی‌افتاده است .
عملکرد کلی بازار سنتی که درچنین مواردی کاملاً روشن است ، اگرمتاعش را ثمین‌تر نتواند بفروشد ، با هزاران ترفند ، نمی‌فروشد حتی اگر نیاز عاجل یک واحد تولیدی باشد با هزاران پرسنل .
مجریان بنگاه های خدماتی هم که بالفور عصاهایشان را به ویل‌چیر تبدیل می‌کنند، به منظور دفع ضرراحتمالی !… صنعت و تولید می‌ماند که باید با هر ضرباضربوا بچرخد که گردنش خُرد باید بکشد و مصرف کننده‌ی‌نگون بختِ که تاکنون تاب آورده و خوشبختانه هنوز روبه قبله “نشسته”(!).

همچنین ازتاثیر” کشته شدن سه سرباز آمریکایی در پایگاهی در اردن ” بر بازار و درنتیجه اقتصاد منطقه خاورمیانه و جنوب غربی آسیا و آسیا هم اطلاعی دردست نیست ، تا اقلاً بیشتر به مرتبت خود پی ببریم ، ولی میدانیم برآتش تنوره جنگ افزوده است .

…وبالاخره ازاخبار منتشرشده از رسانه ها متوجه می‌شویم ” کشته شدن سه سرباز آمریکائی در پای‌گاهی در اردن ” آتش جهنمی جنگ را شعله ورترکرده که صدایش در بازارهای جهانی به زودیِ زود در خواهد آمد !

شاید بتوان نوشت ، جنگ در اوکراین بحران انرژی برای اروپا به بارآورد و ارسال گندم به کشورهای بیشتر آفریقائی ؛ که طی دوسال ، به نحوی مهارشد و ابعادجهانی به خود نگرفت ، اما جنگ در غزّه ماهیتاً از جنس دیگری است .

اما می دانیم : ایالات متحده آمریکا ، ۸۰۰ پای‌گاه نظامی درسراسر دنیا دارد ، که با بودجه ای بیش ازنصف بودجه ۱/۶۶ تریلیون دلاری سال گذشته‌اش یعنی ۸۶۰ میلیارد دلار(که معادل ۴- ۵ برابر کل بودجه مصوب۱۴۰۳ ج.ا.ا.) از آن ها حفاظت می کند .
این پیشینه و رفتار نه تنها زیست در دنیا را هراس‌انگیزتر می‌کند، بلکه به سمت میلیتاریسم سوق می‌دهد که بیشترین نفع اش هم کمپانی های تولید اسلحه سازی آمر‌یکا می‌برند .

شایدهم مردم آمریکا باید بسی خشنود باشند بابت تحمل هزینه‌ای به این گزافی برای حمایت از سربازان مام وطن شان !

برگردیم به سرمقاله ، قدرت حکومتی‌ایالات متحده‌آمریکا ، صرفاً به میلیتاریسم قَدَرقُدرَت گرایانه اش مربوط نیست ، به زعامت واحد پول ملی‌اش هم ربطی تنگاتنگ دارد ، واحد پولی که با ترفندی نابکارانه پس از جنگ جهانی دوم به معتبرترین واحد پول‌ِجهانی تبدیل شد .
آشکارا کماکان عاملیت بین المللی دلارآمریکا در معاملات ومبادلات جهانی ، یک سروگردن از یوروی جدیدالولاده اتحادیه اروپا ، یوان چین ، روبل روسیه ( ین ژاپن زمین خورده که بماند ) بالاتر است. این نیز نه تنها به معنی سیطره سرمایه مالی برنظام سرمایه داری جهانی است بلکه قدری فراتر از آن، نشان دهنده سرکردگی سرمایه مالی ایالات متحده‌ی‌ آمریکا است .

” کشته شدن سه سرباز آمریکایی درپای‌گاهی در اردن” کک در یک لاقبای بازار ارز و طلا می‌اندازد ، ده هزار ده هزار فلسطینی درغزّه – سرزمین آباء و اجدادی میلیون ها فلسطینی – کشته می شوند که ازقضاء ۴۰ درصد آن ها کودکان هستند نه بازار ارز و طلای ایران ، نه منطقه ، نه آسیا ، نه جهان ، کک اش هم گزیده نمی شود ، آن ها نه ازمنظر نظامی و نه ازمنزلت اقتصادجهانی ، محلی ازاعراب ندارند که جزدر خلوت وجدان های آگاه جلوتی داشته باشند .

… واما اکنون و عاجلاً پرسش جدی این است : آیا این بار دودناشی از آتشِ نژادپرستی افراطی نه از کوره حزب نازیسم آلمان ، بلکه از جهنم زمینی برساخته‌ی احزاب دوقلو و نوچه های پرشمارشان ، آسمان کره ی خاکی را سیاه نکرده است ؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)